❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت65 یکی از خانما که کنارم نشسته بود نگاهی بهم کرد و گفت: وقت زایمان
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت66
چند لحظه به صورت معصومش نگاه کردم و دیدم با اومدنش چقدر هممون رو شاد کرده برای همین گفتم سُرور. اسمشو سرور میذارم.
خداروشکر وضعیت دوتامون خوب و نرمال بود و همون روز از بیمارستان مرخص شدیم و رفتیم خونه.
سرور بچه ی خیلی آرومی بود و به جز سختی های معمول بچه داری زحمت بیشتری برام نداشت. من چون بچه ی اول خونه بودم نوزاد زیاد دیده بودم ولی هیچکدوم به خوبی و آرومی سرور نبودن. یکی دو روز از تولد سرور میگذشت که فائزه بهم گفت میخوای برای شناسنامش چکار کنی؟
خودم خیلی به این قضیه فکر کرده بودم ولی واقعا نمیتونستم چیزی رو ثابت کنم و میدونستم جایی هم تو اون ده ندارم که بخوام برم دیدن سیفی. صد درصد بهم تهمت میزدن.
گفتم نمیدونم فائزه، مطمئنم هیچ راهی نیست که بخوام سیفی رو راضی کنم براش شناسنامه بگیره. اون اصلا حرف منو باور نداره.
+ بالاخره که چی؟ بچه بدون شناسنامه که نمیشه.
_ نمیدونم باید برم پرس و جو کنم ببینم چکار باید بکنم.
علاوه بر ابن مشکل امکان سر کار رفتن هم نداشتم و میدونستم که خیلی زود به مشکل مالی میخوریم. هرچند که فائزه همه جوره کمکم میکرد ولی خب نمیشد سربارش باشیم برای همین چند روز بعد تولدش رفتم کارگاه تا با آقای کلاهی صحبت کنم که اگه اجازه بده کارا رو ببرم خونه و کار کنم. وقتی رفتم پیشش اصلا حالش مثل همیشه نبود و خیلی تو خودش بود.
موضوع رو که بهش گفتم با تندی گفت نه خانم نمیشه همچین کاری کنی.
از طرز حرف زدنش تعجب کردم. آقای کلاهی مرد خیلی آرومی بود و هیچوقت با کسی تند برخورد نمیکرد برای همین وقتی دیدم اونجوری باهام حرف زد خیلی ناراحت شدم و عذرخواهی کردم و برگشتم خونه.
شب وقتی داشتم موضوعو برای فائزه تعریف میکردم گفت چرا برای خودت کار نمیکنی؟ تو که دیگه خیاطی رو یاد گرفتی.
_ نمیشه که. اولا که چرخ خیاطی ندارم و از اون گذشته کسی منو نمیشناسه و مشتری ندارم.
+ عزیز من همه آدما از یه جایی شروع میکنن. درمورد چرخم میتونیم پولامونو بذاریم رو هم و یه دست دوم بخریم.
_ وای فائزه حرفشم نزن تا همین جا هم کلی شرمنده ی تو هستم.
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرگز ...
با خانواده همسرتان
زندگی نکنید ...!
/دکتر محمود انوشه /
🟡 ازدواج با کدام پول؟
🟢 ازدواج یارانه پنهان دارد!
🔹 خداوند در ازدواج آثار و برکاتی قرار داده است که چه بسا با محاسبات مادی و اندازه گیریهای بشری به چشم و حساب نیاید اما واقعیت ازدواج چون یارانه پنهانی است که هم آرامش میآورد و هم باعث رشد میشود هم مال و امکانات زندگی افزایش می یابد، با ازدواج است که انسان هم به وصال میرسد، هم آینده را میسازد.
#خانمها_بخونند
مردها رو تغییر ندین❗️
⚠️تغییر دادن یک مرد واقعا کار ناامید کننده و گاهی اوقات خسته کنندای هست. ما واقعا نمیتونیم یک انسان رو تغییر بدیم. ما فقط میتونیم تغییرات رو تقاضا کنیم و آنها در صورتی تغییر میکنن که خودشون این تغییر رو قبول داشته باشن.
⚠️ همسر شما در صورتی با شما همراه و موافق میشه که مطمئن باشه شما اونرو همونطوری که هست پذیرفتین و دوستش دارین و بنابراین بیشتر و بهتر دوستتون خواهد داشت.
♻️ قدرت زیادی پشت هر زن قرار داره که باعث میشه طرف مقابلش یعنی شوهر رو به نسخه ی بهتری تبدیل کنه بدون اینکه این حس در مرد ایجاد شه که داره تغییر میکنه!
❤️
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت66 چند لحظه به صورت معصومش نگاه کردم و دیدم با اومدنش چقدر هممون
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت67
+عزیزم بزار بازم کنار هم کار میکنیم و پولهامون رو جمع میکنیم تا بشه سرمایه کارمون
-باشه پس قبول بخاطر این فرشته کوچولو باید همه کار کنیم که همه چی داشته باشه
چند مدتی از تولد سرور گذشته بود ولی هنوز نتوانسته بودم براش شناسنامه بگیرم و ذهنم خیلی مشغول بود در حدی که سر کار هم آقای کلاهی فهمیده بود مشکل دارم
یه روز ازم پرسید که چی شده
منم اینقدر درگیر بودم که براش گفتم چی شده بهم گفت که نگران نباشم آشنا داره و برام حلش میکنه باید شناسنامه خودمو فقط براش ببرم
فردای اون روز شناسنامه خودمو بردم و بهش دادم و بهم اطمینان داد که درستش میکنه فقط بهش گفتم که نمیخوام اسم سیفی به عنوان پدر باشه
تو خونه که بودم فائزه تو کارها بهم کمک میکرد و خیلی مواظب سرور بود
وجود سرور برامون خیلی شیرین بود
خانم جان چقده گله کمرش باریک دستهاش کپله...
.
بعداز ظهر که آقاجان از خواب بیدار می شد، خانم جان می رفت سراغ ریختن چای.
آقاجان به هیجانی می رفت سمت گلهای باغچه، شاخه گلی شمعدانی، اطلسی یا رز می چید و می گذاشت کنار فنجان خانم جان.
فنجان چای را که از دست خانم جان می گرفت پشت دستان خانم جان را می بوسید و با صدای بلند برایش می خواند: خانم جان چقده گله کمرش باریک دستهاش کپله ... .
خانم جان چشمانش به ما نوه ها که می خورد با همان دستهای سفید و کپلش می کوباند روی لپ های گلبهی رنگش که آقاجان بس کن.
اما آقا جان این بار دستانش را در هوا بالا و پایین می چرخاند به ما نگاه می کرد و دوباره می خواند: خانم جان چقده گله کمرش باریک دستهاش کپله...
و ما دور تا دورشان کمر تکان می دادیم.
ما زیباترین عاشقانه های دنیا را همین جا در خانه خانم جان و آقاجان به تماشا نشستیم و یاد گرفتیم، نه از ه.الیود نه از با..لیود.
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
🔴 راز قتل نوزاد ۴ ماهه فاش شد؟! 😱
اولش فقط چندتا سرفه ساده بود، 😮💨
اما یک اشتباه توی دکوراسیون خونه،
نوزاد رو تا دم مرگ برد 😳
نکنه بچه منم در خطر باشه...
ادامه ماجرا توی این کانال سنجاق شده،
برو بخون تا آخر و عاقبتش رو ببینی 👇
https://eitaa.com/joinchat/3981508901C9bb1b15ccf
نکنه بچهت گرفتار همچین بلایی بشه؟! 😖👆
کوری عاطفی
یعنی اینکه زن و مرد در زندگی زناشویی حرفی برای گفتن ندارند و با وجود اینکه در یک خانه هستند
اما هریک در اتاق خود، یا مشغول کارهای خودشان هستند.
البته اینگونه بیتوجهیها اوایل آزاردهنده بهنظر میرسند
اما بهتدریج عادت میکنند و حتی پیش دوست و آشنای خود ادعا میکنند
هنوز کلی حرف ناگفته دارند و اوضاع خوب است.
اگر به این مرحله رسیده و دچار کوری عاطفی شدهاید
بهتر است به فکر چاره باشید، وگرنه عمر رابطه زناشویی خود را پایان یافته تصور کنید
چرا که اینگونه رفتارها بعد از مدتی باعث تنش و دعواهایی خواهد شد که رابطه را از آنچه هست خرابتر میکند
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli