.
❌عادت به زیاد حرف زدن
باعث میشه شما راز دار زندگیت نمونی....❌
زیاد صحبت کردن و خودافشایی عادت هایی اند که در بسیاری از موارد با انگیزه جلب توجه ، صمیمیت و گرم بودن افراد در جمع انجام میشه 🗣
در صورتی که برای جلب توجه دیگران و تبدیل شدن به یک فرد گرم و صمیمی نیازی به افشای رازهای زندگیتون نیست ،
کافیه به صحبت های دیگران خوب گوش کنید و به اونها بازخورد مثبت بدید ...🤝🙏
❤️هم دلی❤️
#پندو_حکایت📚
حکایت جوان فاسقِ راهزن و زنِ گمشده
شخصی همراه خانواده اش با کشتی مسافرت می نمود . در وسط دریا کشتی گرفتار توفان و امواج سهمگین شد و شکست و تمام سرنشینان آن غرق شدند مگر زن آن شخص که محکم به تخته پاره ای چسبیده و به ساحل رسید .
در آنجا جوان راهزن و فاسقی که از هیچ گناهی فروگذار نمی کرد، زندگی می نمود . وقتی که چشمش به آن زن افتاد، خوشحال شد و به طرفش رفت و پرسید تو از جنّی یا انس؟ گفت : من انسانم . جوان فاسق به آن زن نزدیک شد و همین که خواست دست خیانت به سوی آن زن دراز کند ...
دید آن زن مضطرب شده و می لرزد ، پرسید: چرا مضطربی؟ آن زن اشاره به آسمان کرد و گفت : از خدایم می ترسم ، پرسید : هرگز گرفتار این گونه گناه شده ای؟ گفت : نه، به عزّت خدا سوگند که هرگز این گناه را مرتکب نشده ام ، گفت: تو هرگز چنین کاری نکرده ای، چنین از خدا می ترسی و حال آن که به اختیار تو نیست و تو را به جبر به این کار وا می دارم ! پس من اولایم به ترسیدن و سزاوارم به خائف بودن، پس برخاست و از عمل خود پشیمان شد و به درگاه الهی توبه نمود .
او آن زن را رها نموده و به سوی خانه خود روان شد . در بین راه به راهبی برخورد و با او همسفر گردید ؛ وقتی که مقداری راه رفتند، هوا بسیار گرم شد و نور خورشید آنها را اذیت نمود.
راهب به آن جوان گفت: دعا کن که خدا ابری بفرستد تا بر ما سایه افکند، جوان گفت: من در پیشگاه خدا خجلم، زیرا علاوه بر آن که حسنه ای ندارم ، بلکه غرق گناهم . راهب گفت من دعا می کنم و تو هم آمین بگو ، چنین گردند، بعد از مدت کمی، ابری بر سر ایشان پیدا شد و سایه افکند .
مقداری از راه با هم بودند تا بر سر دوراهی رسیدند و با هم وداع نمودند، جوان به راهی رفت و راهب به راه دیگر روان شد، ناگهان راهب متوجّه شد که، بر بالای سر جوان سایه افکنده است ، فوری خودش را به آن جوان رساند و گفت: تو از من بهتری، زیرا که دعای من با آمین شما مستجاب شد، بگو چه کرده ای که مستحق این کرامت شده ای ؟
جوان قضیه خود را نقل کرد، راهب گفت: چون از خوف خدا، ترک معصیت او کردی، خدا گناهان گذشته تو را آمرزیده است، سعی کن که بعد از این خوب باشی .
خداونـدا پشیمانم پشیمـان
کجــا رو آورم از زخم عصـیان
سیاهیهای دل زارم نموده
بکن رحمی بر ای زار پریشان
📘برگرفته از : کتاب بازگشت از بیراهه
📚حسودی
روزگاری در سرزمینی، زنى بود بسیار حسود، همسایهاى داشت به نام خواجه سلمان كه مردى ثروتمند و بسیار شریف و محترم بود، زن بر خواجه رشك مىبرد و مىكوشید كه اندكى از نعمتهاى آن مرد شریف را كم كند و نیک نامى او را از میان ببرد؛ ولى كارى از پیش نمىبرد و خواجه به حال خود باقى بود.
عاقبت روزى تصمیم گرفت، كه خواجه را مسموم كند، حلوایى پخت و در آن زهرى بسیار ریخت و صبحگاهان بر سر راه خواجه ایستاد؛ هنگامى كه خواجه از خانه خارج شد، حلوا را در نانى نهاده، نزد خواجه آورد و گفت: خیراتى است.
خواجه، حلوا را بستاند و چون عجله داشت، از آن نخورده به راه افتاد و به سوى مقصدى از شهر خارج شد. در راه به دو جوان برخورد كه خسته و مانده و گرسنه بودند، خواجه را بر آن دو، شفقت آمد، نان وحلوا را به آنها داد؛ آن دو آن را با خشنودى فراوان، از خواجه گرفتند و خوردند و فىالحال مردند.
خبر به حاكم شهر رسید و خواجه را دستگیر كرد، هنگامى كه از وى بازجویى شد، خواجه داستان را گفت. حاكم كسى را به سراغ زن فرستاد، زن را حاضر كردند، چون چشم زن به آن دو جنازه افتاد، شیون و زارى آغاز كرد و فریاد و فغان راه انداخت؛ معلوم شد كه آن دو تن، یكى فرزند او، و دیگرى برادر او بوده است. خود آن زن هم از شدت تأثر و جزع پس از یكى دو روز مرد.
این حسود بدبخت، گور خود را با دست خود كند و دو جوان رعنایش را فداى حسد خویش کرد.
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت83 باشه عزیزم خیره ان شاالله. با هم برگشتیم تو سالن و حرفای فائزه ر
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت84
سوری
فائزه که انگار تازه از رویا در اومده بود گفت باورم نمیشه بعد اینهمه مدت دیدمش. چقدر تغییر کرده بود. چندتا ازموهاش سفید شده بود.
اینارو با یه حالت مبهوت و البته با یه لبخند محو میگفت.
_ فائزه درست حرف بزن منم بفهمم دیگه ! اینجا چکار داشت؟ اصلا چجوری خونه رو پیدا کرده؟
+ من درمورد فریبرز به مامانم گفته بودم. اونم حتما نشسته تو فک و فامیل گفته و اینجوری به گوش علی رسیده. آدرسمم از خواهرم گرفته.
_ خب چی میگفت؟
فائزه با حالتی که انگار قند تو دلش آب شده گفت: میگفت نمیذارم با کس دیگه ای ازدواج کنی. تا الانم نباید صبر میکردم. حتی گفت من بچه نمیخوام تو رو میخوام و دوباره باید زنم بشی.
_ تو بهش چی گفتی؟
+ هیچی گفتم بذار فکرامو بکنم باهات حرف میزنم.
_ یعنی چی فائزه؟ مگه نگفتی به هیچ عنوان بهش برنمیگردی؟ تو داری چند روز دیگه ازدواج میکنی! به فریبرز و بچه هاش قول دادی.
فائزه سرشو انداخت پایین و گفت میدونم سوری. تا همین الان خودمم همچین فکری میکردم ولی با دیدنش فهمیدم هیچ کس نمیتونه برای من جای علی رو بگیره. سوری علی دیوانه وار عاشقمه. نمیدونم میفهمی یا نه ولی حس قشنگیه یکی اینجوری بخوادت و بهت محبت کنه. منم خیلی دوسش دارم. تا الانم داشتم خودمو گول میزدم.
از دست فائزه کلافه شده بودم.
_ فائزه میفهمی داری چکار میکنی؟ اینجوری خیلی بد میشه جلوی فریبرز. حالا اون به کنار. من میترسم بازم اشتباه کنی و دیگه راه برگشتی نداشته باشی.
+ نگران نباش سوری. اگر بخوام پیشنهاد علی رو قبول کنم خودم با فریبرز حرف میزنم و ازش عذرخواهی میکنم. درمورد علیم اصلا جای نگرانی نیست. من چند سال باهاش زندگی کردم و به جرئت میگم بهترین مردیه که تو زندگیم دیدم.
_ تو که اینقدر مشتاق علی هستی چرا اصلا ازش جدا شدی؟ چرا فریبرز و بچه هاشو امیدوار کردی؟ به خدا خیلی بد شد اینجوری.
فائزه با دلخوری گفت فکر میکردم خوشبختی و خوشحالی من از همه چیز برات مهمتره ولی مثل اینکه فقط به فکر خودت و مرتضی هستی که یه وقت آبروتون کم و زیاد نشه.
_ این چه حرفیه که میزنی فائزه؟ معلومه که خوشبختی تو از همه چیز مهمتره. من فقط شوکه شدم یه دفعه اینجوری شد.
748.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❄️پروردگارا
💫در این شب زیبای زمستانی
❄️برای دوستانم
💫عشق حقیقی ، سلامتی،
❄️آرامش ، نیڪبختی و
💫یک دنیـا حال خوب
❄️آرزو دارم
❄️"عطا ڪن به آنان
💫هر آنچه برایشان خیر است"
❄️شب زیباتون بخیر
👇تقویم نجومی اسلامی شنبه👇
✴️ شنبه 👈 27 بهمن / دلو 1403
👈16 شعبان 1446👈15 فوریه 2025
🕌 مناسبت های دینی و اسلامی.
🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی.
📛اولین روز هفته را با صدقه آغاز کنید تا رفع اثر نحوست شود.
📛جابجایی و دیدار خوب نیست.
🚘مسافرت: مسافرت خوب نیست و امکان حادثه دارد و در صورت ضرورت همراه صدقه انجام شود.
👶 مناسب زایمان و نوزاد عاقل و عامل باشد.
💑مباشرت امشب شب یکشنبه : دلیل خاصی وارد نشده است.
🔭 احکام و اختیارات نجومی.
🌓 امروز تا عصر قمر در برج سنبله و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر است:
✳️خرید باغ و مزرعه و زمین کشاورزی.
✳️داد و ستد و تجارت.
✳️ارسال جنس به مشتری.
✳️آغاز بنایی و خشت بنا نهادن.
✳️قباله و قولنامه نوشتن.
✳️خرید مسکن و منزل.
✳️لباس نو پوشیدن.
✳️و امور آموزشی نیک است.
🟣امور کتابت ادعیه و حرز و نماز و بستن آن خوب نیست.
💇💇♂ اصلاح سر و صورت.
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ، باعث حزن و اندوه می شود.
💉💉 حجامت:
فصد زالو انداختن خون_دادن یا #حجامت در این روز از ماه قمری، باعث فرج و نشاط می شود.
😴😴 تعبیر خواب امشب:
خواب و رویایی که شب یکشنبه دیده شود تعبیرش از آیه ی 17 سوره مبارکه "بنی اسرائیل " است.
و کم اهلکنا من القرون من بعد نوح...
و از مفهوم و معنای آن استفاده می شود که چیزی باعث حزن و اندوه خواب بیننده می شود پدیدار گردد صدقه بدهد تا برطرف شود و شما مطلب خود را بر آن قیاس کنید.
کتاب تقویم همسران صفحه ۱۱۶
💅 ناخن گرفتن.
شنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی نیست و طبق روایات ممکن است موجب بیماری در انگشتان دست گردد.
👚👕دوخت و دوز.
شنبه برای بریدن و دوختن،#لباس_نو روز مناسبی نیست آن لباس تا زمانی که بر تن آن شخص باشد موجب مریضی و بیماری اوست.(این حکم شامل خرید لباس و پوشیدن نمی شود)
🙏🏻 استخاره:
وقت #استخاره در روز شنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۰ و بعداز اذان ظهر تا ساعت ۱۶ عصر.
📿 ذکر روز شنبه ،یارب العالمین ۱۰۰ مرتبه
📿 ذکر بعد از نماز صبح ۱۰۶۰ مرتبه #یاغنی که موجب غنی و بی نیاز شدن میگردد.
💠 ️روز شنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_رسول_اکرم_(ص). سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
📚 منبع مطالب:
تقويم همسران نوشته ی حبيب الله تقيان
انتشارات حسنین قم
553.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☀️صبح یعنی
🌼یک سبد لبخند
☀️یک بغل شادی
🌼یک دنیا عشق و خندیدن
☀️و یک دنیا شادی و
🌼نگاه پراز امیـد
🌼سلام دوستان خوبم
☀️صبح شنبه تون بخیر
🌸🍃﷽🍃🌸
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه فکر میکنی رابطهات هیچوقت درست نمیشه
ازت میخوام قبل از اینکه درباره اتمام رابطهات تصمیم بگیری، خودت قدمی برای بهبود رابطهات برداری مهربون🌱
چون رابطه عاطفی مثل یه ساعته و هر یک از طرفین، مثل چرخدندههای ساعت هستن؛ وقتی یکی از چرخدنده ها شروع به حرکت میکنه، بقیه اجزای ساعت هم شروع به حرکت میکنن✅
پس قدمهای کوچیک تو میتونه همون جرقهای باشه که رابطهتون نیاز داره. این قدم کوچیک، حتی میتونه یه پیام ساده باشه که توی اون پیام به شریک زندگیت بگی «بهت فکر میکنم»🌺
مهربون یادت باشه، تغییرات بزرگ همیشه از همین حرکتهای کوچیک شروع میشن. وقتی خودت برای بهبود رابطهات تلاش میکنی، احتمال زیادی هست که دیوار مقاومت طرف مقابلت هم کم کم فرو بپاشه و حال خوب به رابطهتون برگرده❤️