eitaa logo
❤️هم دلی❤️
13.4هزار دنبال‌کننده
10.5هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
📚حسودی روزگاری در سرزمینی، زنى بود بسیار حسود، همسایه‌اى داشت به نام خواجه سلمان كه مردى ثروتمند و بسیار شریف و محترم بود، زن بر خواجه رشك مى‌برد و مى‌كوشید كه اندكى از نعمتهاى آن مرد شریف را كم كند و نیک نامى او را از میان ببرد؛ ولى كارى از پیش نمى‌برد و خواجه به حال خود باقى بود. عاقبت روزى تصمیم گرفت، كه خواجه را مسموم كند، حلوایى پخت و در آن زهرى بسیار ریخت و صبحگاهان بر سر راه خواجه ایستاد؛ هنگامى كه خواجه از خانه خارج شد، حلوا را در نانى نهاده، نزد خواجه آورد و گفت: خیراتى است. خواجه، حلوا را بستاند و چون عجله داشت، از آن نخورده به راه افتاد و به سوى مقصدى از شهر خارج شد. در راه به دو جوان برخورد كه خسته و مانده و گرسنه بودند، خواجه را بر آن دو، شفقت آمد، نان وحلوا را به آنها داد؛ آن دو آن را با خشنودى فراوان، از خواجه گرفتند و خوردند و فى‌الحال مردند. خبر به حاكم شهر رسید و خواجه را دستگیر كرد، هنگامى كه از وى بازجویى شد، خواجه داستان را گفت. حاكم كسى را به سراغ زن فرستاد، زن را حاضر كردند، چون چشم زن به آن دو جنازه افتاد، شیون و زارى آغاز كرد و فریاد و فغان راه انداخت؛ معلوم شد كه آن دو تن، یكى فرزند او، و دیگرى برادر او بوده است. خود آن زن هم از شدت تأثر و جزع پس از یكى دو روز مرد. این حسود بدبخت، گور خود را با دست خود كند و دو جوان رعنایش را فداى حسد خویش کرد.
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت83 باشه عزیزم خیره ان شاالله. با هم برگشتیم تو سالن و حرفای فائزه ر
📜 🩷 سوری فائزه که انگار تازه از رویا در اومده بود گفت باورم نمیشه بعد اینهمه مدت دیدمش. چقدر تغییر کرده بود. چندتا ازموهاش سفید شده بود. اینارو با یه حالت مبهوت و البته با یه لبخند محو میگفت. _ فائزه درست حرف بزن منم بفهمم دیگه ! اینجا چکار داشت؟ اصلا چجوری خونه رو پیدا کرده؟ + من درمورد فریبرز به مامانم گفته بودم. اونم حتما نشسته تو فک و فامیل گفته و اینجوری به گوش علی رسیده. آدرسمم از خواهرم گرفته. _ خب چی میگفت؟ فائزه با حالتی که انگار قند تو دلش آب شده گفت: میگفت نمیذارم با کس دیگه ای ازدواج کنی. تا الانم نباید صبر میکردم. حتی گفت من بچه نمیخوام تو رو میخوام و دوباره باید زنم بشی. _ تو بهش چی گفتی؟ + هیچی گفتم بذار فکرامو بکنم باهات حرف میزنم. _ یعنی چی فائزه؟ مگه نگفتی به هیچ عنوان بهش برنمیگردی؟ تو داری چند روز دیگه ازدواج میکنی! به فریبرز و بچه هاش قول دادی. فائزه سرشو انداخت پایین و گفت میدونم سوری. تا همین الان خودمم همچین فکری میکردم ولی با دیدنش فهمیدم هیچ کس نمیتونه برای من جای علی رو بگیره. سوری علی دیوانه وار عاشقمه. نمیدونم میفهمی یا نه ولی حس قشنگیه یکی اینجوری بخوادت و بهت محبت کنه. منم خیلی دوسش دارم. تا الانم داشتم خودمو گول میزدم. از دست فائزه کلافه شده بودم. _ فائزه میفهمی داری چکار میکنی؟ اینجوری خیلی بد میشه جلوی فریبرز. حالا اون به کنار. من میترسم بازم اشتباه کنی و دیگه راه برگشتی نداشته باشی. + نگران نباش سوری. اگر بخوام پیشنهاد علی رو قبول کنم خودم با فریبرز حرف میزنم و ازش عذرخواهی میکنم. درمورد علیم اصلا جای نگرانی نیست. من چند سال باهاش زندگی کردم و به جرئت میگم بهترین مردیه که تو زندگیم دیدم. _ تو که اینقدر مشتاق علی هستی چرا اصلا ازش جدا شدی؟ چرا فریبرز و بچه هاشو امیدوار کردی؟ به خدا خیلی بد شد اینجوری. فائزه با دلخوری گفت فکر میکردم خوشبختی و خوشحالی من از همه چیز برات مهمتره ولی مثل اینکه فقط به فکر خودت و مرتضی هستی که یه وقت آبروتون کم و زیاد نشه. _ این چه حرفیه که میزنی فائزه؟ معلومه که خوشبختی تو از همه چیز مهمتره. من فقط شوکه شدم یه دفعه اینجوری شد.
748.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❄️پروردگارا 💫در این شب زیبای زمستانی ❄️برای دوستانم 💫عشق حقیقی ، سلامتی، ❄️آرامش ، نیڪبختی و 💫یک دنیـا حال خوب ❄️آرزو دارم ❄️"عطا ڪن به آنان 💫هر آنچه برایشان خیر است" ❄️شب زیباتون بخیر
👇تقویم نجومی اسلامی شنبه👇                 ✴️ شنبه 👈 27 بهمن / دلو 1403 👈16 شعبان 1446👈15 فوریه 2025 🕌 مناسبت های دینی و اسلامی. 🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی. 📛اولین روز هفته را با صدقه آغاز کنید تا رفع اثر نحوست شود. 📛جابجایی و دیدار خوب نیست. 🚘مسافرت: مسافرت خوب نیست و امکان حادثه دارد و در صورت ضرورت همراه صدقه انجام شود. 👶 مناسب زایمان و نوزاد عاقل و عامل باشد. 💑مباشرت امشب شب یکشنبه : دلیل خاصی وارد نشده است. 🔭 احکام و اختیارات نجومی. 🌓 امروز تا عصر قمر در برج سنبله و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر است: ✳️خرید باغ و مزرعه و زمین کشاورزی. ✳️داد و ستد و تجارت. ✳️ارسال جنس به مشتری. ✳️آغاز بنایی و خشت بنا نهادن. ✳️قباله و قولنامه نوشتن. ✳️خرید مسکن و منزل. ✳️لباس نو پوشیدن. ✳️و امور آموزشی نیک است. 🟣امور کتابت ادعیه و حرز و نماز و بستن آن خوب نیست. 💇💇‍♂  اصلاح سر و صورت. طبق روایات، (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ، باعث حزن و اندوه می شود. 💉💉 حجامت: فصد زالو انداختن خون_دادن یا در این روز از ماه قمری، باعث فرج و نشاط می شود. 😴😴 تعبیر خواب امشب: خواب و رویایی که شب یکشنبه دیده شود تعبیرش از آیه ی 17 سوره مبارکه "بنی اسرائیل " است. و کم اهلکنا من القرون من بعد نوح... و از مفهوم و معنای آن استفاده می شود که چیزی باعث حزن و اندوه خواب بیننده می شود پدیدار گردد صدقه بدهد تا برطرف شود  و شما مطلب خود را بر آن قیاس کنید. کتاب تقویم همسران صفحه  ۱۱۶ 💅 ناخن گرفتن. شنبه برای ، روز مناسبی نیست و طبق روایات ممکن است موجب بیماری در انگشتان دست گردد. 👚👕دوخت و دوز. شنبه برای بریدن و دوختن، روز مناسبی نیست آن لباس تا زمانی که بر تن آن شخص باشد موجب مریضی و بیماری اوست.(این حکم شامل خرید لباس و پوشیدن نمی شود) 🙏🏻 استخاره: وقت در روز شنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۰ و بعداز اذان ظهر تا ساعت ۱۶ عصر. 📿 ذکر روز شنبه ،یارب العالمین ۱۰۰ مرتبه 📿 ذکر بعد از نماز صبح ۱۰۶۰ مرتبه که موجب غنی و بی نیاز شدن میگردد. 💠 ️روز شنبه طبق روایات متعلق است به (ص). سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد. 📚 منبع مطالب: تقويم همسران نوشته ی حبيب الله تقيان انتشارات حسنین قم
553.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☀️صبح یعنی 🌼یک سبد لبخند ☀️یک بغل شادی 🌼یک دنیا عشق و خندیدن ☀️و یک دنیا شادی و 🌼نگاه پراز امیـد 🌼سلام دوستان خوبم ☀️صبح شنبه تون بخیر 🌸🍃‎‌‎﷽🍃🌸
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه فکر می‌کنی رابطه‌ات هیچ‌وقت درست نمیشه ازت می‌خوام قبل از اینکه درباره اتمام رابطه‌ات تصمیم بگیری، خودت قدمی برای بهبود رابطه‌ات برداری مهربون🌱 چون رابطه عاطفی مثل یه ساعته و هر یک از طرفین، مثل چرخ‌دنده‌های ساعت هستن؛ وقتی یکی از چرخ‌دنده ها شروع به حرکت می‌کنه، بقیه اجزای ساعت هم شروع به حرکت می‌کنن✅ پس قدم‌های کوچیک تو می‌تونه همون جرقه‌ای باشه که رابطه‌تون نیاز داره. این قدم کوچیک، حتی می‌تونه یه پیام ساده باشه که توی اون پیام به شریک زندگیت بگی «بهت فکر می‌کنم»🌺 مهربون یادت باشه، تغییرات بزرگ همیشه از همین حرکت‌های کوچیک شروع می‌شن. وقتی خودت برای بهبود رابطه‌ات تلاش می‌کنی، احتمال زیادی هست که دیوار مقاومت طرف مقابلت هم کم کم فرو بپاشه و حال خوب به رابطه‌تون برگرده❤️ ‌ ‌
🌸🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 🌸🍃🍃🍃
🌿🌺﷽🌿🌺 🦋نقش بزرگی روح در قانون جذب ⁉️ اگر روح بزرگ شد چه اتفاقی می‌افتد؟ اساساً نقش بزرگی روح در زندگی چیست؟ ✅ از اینجا وارد قاعده‌ای می‌شویم که غربیها راجع به آن خیلی سروصدا کرده اند و برایش ده‌ها کتاب نوشته اند. این قاعده همان قانون جذب است. در حالی که ما شاید هزاران قانون جذب در اسلام داریم. ♻️قانون جذب در اسلام یعنی جذب از معدن خیرات چگونه صورت می‌گیرد؟ معدن خیرات کیست؟ 🦋 در پاسخ این مطلب باید گفت که ما یک هستی مطلق و بی‌نهایتی داریم که به آن الله تبارک و تعالی می‌گویند. 🌺🌿ما هم جلوه‌های او هستیم با محدودیت‌های خودمان. هر چه خروجی‌های شما بیشتر باشد، دریافت ها هم بیشتر است. 😍 آدم هر چه دست از بخل خودش برمی‌دارد، خدا به او بیشتر می‌دهد. بخل در هریک از بخشهای انسانی، فرقی نمی‌کند؛ به محض اینکه شما دست از خودت برمی‌داری، در حقیقت دست از محدودیت بر‌داشته ای و اتصال به بی‌نهایت برقرار کرده ای. ✔️دعواها، درگیری‌ها، طلاق‌ها، دشمنی‌ها آنجایی هست که دوطرف یا یک طرف تنگ‌نظر است و محدودیت دارد و بزرگ نیست. وقتی بزرگ هم نباشد، سوءظن، اتهام، بدبینی و... پیش می‌آید. ✅ پس وقتی روح بزرگ می‌شود، دریافت از بالا بیشتر می‌شود. این قاعدۀ بزرگی روح است. جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
‍ 💔 ملاک های اشتباه تناسب تحصیلی ❣️تناسب تحصیلی هم یکی از موانع جدی در مسیر تسهیل ازدواج محسوب می شود. اگر بنا باشد که همه جوان ها تناسب تحصیلی را یکی از ملاک های اصلی برای ازدواج بدانند، ازدواج به سختی سرخواهد گرفت. ❣️با نگاهی واقع بینانه به جامعه، پی می برید که حساسیت نسبت به این معیار، چه اندازه در سخت شدن ازدواج مؤثر است. ❣️از سویی با توجه به اینکه آمار می گوید، در چند سال اخیر همیشه اکثریت ورودی های دانشگاه ها با دختران بوده است، از سوی دیگر، وقتی از تسهیل در امر ازدواج سخن می گوییم، می خواهیم سن ازدواج را پایین بیاوریم. ❣️با توجه به اینکه دختران زودتر از پسران به ازدواج می رسند، بدون تردید، سن مطلوب برای ازدواج آنان همان سن تحصیل در دانشگاه است. ❣️حال اگر بنا باشد که هر دختر تحصیلکرده ای با پسری ازدواج کند که حداقل در همان اندازه تحصیلات دارد، به راحتی می توان نتیجه گرفت که بسیاری از دختران نمی توانند ازدواج کنند. از طرف دیگر پسران در ازدواج، توقعاتتان دچار مشکل می شوند. جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راه حل های دوری از منفی ها 💌"بهرحال ما در دنیایی زندگی می کنیم که منفی ها و افراد منفی دور و بر ما هستند و هر لحظه می توانند به سراغ ما آمده وذهن ما را درگیر منفی های خود کنند ، در این وضعیت – که کم هم پیش نمی آید – چه کنیم ؟" 👌4 راهکار مفید در اینجا برای دوری از منفی ها بیان می کنیم : ✔️1-تا جایی که میشه از منفی ها فاصله بگیریم.مثل خواندن حوادث و یا دیدن صحنه های دلخراش و یا فیلم های ناگوار... ✔️2_تا جایی که می توانیم خودمان جملات منفی بکار نبریم ، مثلا ما اگه شانس داشتیم که... یا خر ما از کره گی دم نداشت... ✔️3_خودمان موسیقی منفی گوش ندهیم ،مسلما وقتی که آهنگی رو مدام تکرار می کنید که مثلا در اون میگه حالم بده، حالم بده... انتظار حال خوب از خودتون نداشته باشید.. ✔️4_تا جایی که امکان دارد رابطه ی خود با افراد یا کانال‌ها و صفحات منفی به حداقل برسانیم. ☀️امام صادق فرمودند که از پدر شنیدم " تَرک اموری که برای تو سودی ندارد، از نیکی است"☀️
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت84 سوری فائزه که انگار تازه از رویا در اومده بود گفت باورم نمیشه
📜 🩷 🌸🍃 اصلا من دیگه در این مورد دخالتی نمیکنم. فقط خواهش میکنم همین امروز تصمیمت رو بگیر و اگر فریبرز رو نمیخوای سریعتر بهش بگو. وقتی دیدم فائزه تو فکر قبول کردن علیه دیگه بیشتر از این موندن رو جایز ندیدم و برگشتم خونه. مرتضی که از سر کار اومد موضوع رو بهش گفتم و اونم خیلی جا خورد ولی گفت ما دخالت نکنیم بهتره چون بحث یه عمر زندگیه و باید خودش تصمیم بگیره. خلاصه بعد از چند روز بی خبری از فائزه دست آخر یه شب فریبرز اومد در خونمون که با مرتضی حرف بزنه. موضوع رو بهش گفته بود و گلگی کرده بود که چرا با احساس و وقتش بازی شده. مرتضی هم عذرخواهی کرده بود و گفته بود ما فقط معرف بودیم دیگه تصمیمات بعدش رو خودتون گرفتید و واقعا ما نمیدونستیم اینجوری میشه. یه جورایی رابطه ی بین فریبرز و مرتضی هم شکراب شد ولی دیگه کاری از دست ما برنمیومد. دو هفته ای از این قضایا گذشت و خبری از فائزه نشد. هم خودم نگرانش بودم و هم سرور خیلی سراغشو میگرفت برای همین یه روز بعد از ظهر بلند شدم رفتم در خونش تا ببینمش. درو که باز کرد و منو دید کاملا مشخص بود جا خورده ولی به روی خودش نیاورد و برخورد بدی نکرد و رفتیم داخل. فائزه رفت تو آشپزخونه تا برامون وسایل پذیرایی بیاره. اکثر وسایل خونه جمع شده بود و تو کارتن بود. فهمیدم که پس تصمیمش رو گرفته و به زودی میره با علی زندگی کنه. شربتو که جلوم گذاشت گفتم به سلامتی پس داری برمیگردی به علی درسته؟ لبخندی زد و گفت آره دیگه. تا الانم اشتباه کردم با احساس خودم جنگیدم. ببخشید که شما هم این وسط اذیت شدین. با وجود اینکه از دستش یکم دلخور بودم با دیدن خوشحالیش کلا یادم رفت و گفتم همین که تو خوشبخت باشی ما هم راضی هستیم. بالاخره قسمت این بوده. فائزه گفت نمیدونی چقدر علی خوشحاله. ایشالا آخر همین هفته عقد میکنیم و میرم خونه ی علی. چون فائزه همیشه خیلی کمکم کرده بود منم تصمیم گرفتم با وجود همه ی جریاناتی که پیش اومده بود کنارش باشم تا خاطره ی خوبی براش بمونه. چون میدونستم به خاطر گذشتش زیاد با خانوادش صمیمی نیست و دلم نمیخواست روزای به اون مهمی رو تنهایی بگذرونه.