eitaa logo
❤️هم دلی❤️
16.2هزار دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
100% جوکایی که میخونی و خوندی از اینجا کپی میشه😂🤣🔥 📛 معــــــدن جــــــوکــــــــ 📛 خنده در حد مـــــــرگـــ 🤣💨👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3734438173Ccf0251c54a خطر ترکـــــیدن بر اثر خنده😂🧊 بی ادبیه ولی اخر 🤣🔥
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
سه بار بگو «یاالله» و بزن روی کعبه وسط گل های صورتی ببین چه مسیر قشنگی رو جلوی پات میزاره😍 ✨🌸 🌸 🌸 🌸✨ ✨🌸 🌸✨🌸 🌸✨ ✨🌸 🌸 🌸✨ ✨🌸 🍃🍃🍃 🌸✨ ✨🌸 🍃🕋🍃 🌸✨ ✨🌸 🍃🍃 🌸✨ ✨🌸 🌸✨ ✨🌸 🌸✨ ✨🌸✨ قول میدم پشیمون نشی 👌
رد پای خدا مرد توریستی به همراه راهنمای عرب از بیابان می گذشت. مرد عرب هر روز بر روی شن‌های داغ صحرا زانو می زد و به راز و نیاز می پرداخت. سرانجام یک روز عصر،آن مرد توریست با لحن تمسخر آمیزی از آن مرد پرسید: از کجا میدانید که خدایی هست؟ راهنما لحظه‌ای تامل کرد سپس به او اینگونه پاسخ داد: من از روی رد پای باقی مانده شن ها میفهمم که چندی پیش،رهگذر یا شتری عبور کرده است. و با اشاره دست خود به خورشید که داشت آرام غروب می‌کرد گفت: به نظرت این رد پای کیست؟ .... 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
⭕️خانوما فصل داریم👆 از دستشون نده تعداد محدود❌ شروع از ۴۹۹ تومن ✅ از سایز ۳۸-۶٠ موجوده بزن رو لینک از پخش و تولیدی اصلی خرید کن👇 https://eitaa.com/joinchat/2692940062C1c7689e5e1 https://eitaa.com/joinchat/2692940062C1c7689e5e1 🟥🟥🟥🟥🟥🟥🟥🟥 زود عضو شو تا پاک نشده👆
❤️هم دلی❤️
سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #سرگذشت_دیبا #قسمت_صدودو جمال چشمی گفت وجهانو گذاشت توی گهواره و براش لا
سرگذشت عزیزه اومد سمتم و پایین تحت زانو زد و با خوشحالی گفت:خدا خیرتون بده خانم اجازه بدین دستتون رو ببوسم.دستمو که توی دستش گرفته بود به زور عقب کشیدم و گفتم نیازی به این کارها نیست،فقط بیشتر حواستو جمع کن.عزیزه با شرمندگـی چشمی گفت.صدای اذان ظهر به گوشم خورد که همزمان جمال وارد اتاق شد.منو که روی تخت دید چهره ی خندان و سرحالش در چشم به هم زدنی تبدیل به نگرانی شد و گفت:اینجا چه خبره؟چرا این موقع روز روی تخـتی؟عزیزه زیرلـب بااجازه ای گفت و بدون معطلی از اتاق رفت بیرون.همونطور که سعی میکردم بشینم گفتم:از صبح سرگیجه و سردرد دارم.نتونستم از تختم بیرون بیام.جمال لـبه ی تخت کنارم نشست و دستمو گرفت توی دستش و گفت:رنگت پریده دیبا...نکنه...نکنه دوباره دارم پدر میشم.سرمو پایین انداختم و گفتم:به همین راحتی؟برای جهان چندین سال طول کشید که حامله بشم.چطور میشه بعداز دوسه ماه حامله باشم؟برق امید رو توی چشمای جمال دیدم.من که خودم میدونستم این حال بخاطر شوکی که چند ساعت پیش بهم وارد شد.ازاینکه بیخود و بی جهت جمال رو امیدوار کرده بودم عذاب وجدان گرفتم.میخواستم درستش کنم به همین خاطر تو چشمای جمال نگاه کردم و گفتم:دیشب هم زیاد شام خوردم ممکنه بخاطر اون باشه.جمال که انگارنمیخواست حرف منو بشنوه خودشو زد به اون راه و گفت:به عزیزه میگم بره پی قابله.دلم هُـری ریخت و ازاینکه اینطور موضوعی به این سادگی این همه پیچیده شد استرس گرفتم.عزیزه رفت پی قابله و جمال خوشحال و امیدوار توی اتاق راه میرفت و میگفت دلم میخواد یه دختر شبیه خودت داشته باشم دیبا.منم سرخورده و عـصبی گوشه ی تخت کز کرده بودم و ازاینکه باعث این امیدواری واهی شده بودم خودخـوری میکردم..طولی نکشید که عزیزه به همراه قابله رسیدن.قابله چادری به کمرش بسته بود و با ورودش تا کمـر برای جمال خان خم شد.منو که از دور دید بدون مقدمه گفت:چه رنگ و رویی داری خانم معلومه که حالت اصلا خوب نیست.همونطور که میومد سمت من از جمال خواست که بره بیرون.اومد روی تحت و درست روبروم نشست.دستشو روی شـکمم دور داد و نقطه ای رو پیدا کرد و دستشو همونجا نگه داشت.فـشار محـکمی داد و آخ بلندی گفتم.قابله مشکوک نگاهی بهم کرد و گفت:باید معاینه ات کنم خانم اینطوری نمیتونم چیزی بگم.اول دستاشو با کاسه ی آبی که عزیزه براش نگه داشته بود تمیز کرد چندثانیه بعد بلند شد و گفت تموم شد لباسمو تنم کردم و عزیزه از جمال خواست که بیاد داخل اینقدر به باردار نبودنم مطمئن بودم که حتی از قابله سوالی نپرسیدم.ازاینکه تا چندثانیه ی دیگه شورو شوق جمال قرار بودفــروکش کنه و اون همه امیدی که داشت نقش برآب میشد حسِ بدی داشتم.به چشماش نگاه کردم.پراز برق امید بود و به قابله که مشغول خشک کردن دستاش بود چشم دوخته بود قابله برگشت سمت جمال و لب باز کرد تا حرفی بزنه.چشمامو بستم نمیخواستم شاهدِ دگرگونی حال جمال باشم تبریک میگم خان.خانم تقریبا یک ماهه حاملست.مشـتلق ما رو هم بده چیزی رو که گوشام میشنید باور نمیکردم.چشمامو باز کردم و به جمال نگاه کردم.اشک شوق توی چشماش بود لبخندِ روی لب هاش نشون میداد که درست شنیدم.من حامله بودم و خودم نفهمیده بودم.جمال از توی جیبش مقداری پول بیرون اورد و به عنوان دست مزد و مشتلق توی دست قابله گذاشت و از خوشحالی توی دست عزیزه هم پو_ل گذاشت.با رفتن عزیزه و قابله،جمال رفت سمت گهواره.جهان رو توی بغـلش گرفت و اومد کنارم نشست.با چشماش باهام حرف میزد و اوجِ شادی رو میتونستم از توی چشماش بخوانم.دستشو گذاشت روی شـکمم و گفت:دیدی بهت گفتم دیبا؟دیدی حسِ من اشتباه نمیکنه؟چشمامو به آرومی بستم و دوباره باز کردم.لبخندی بهش زدم و دستمو گذاشتم روی دستش که روی شــکمم بود.هنوز هم باورم نمیشد خبری که چنددقیقه پیش شنیدم حقیقت داره یه بچه یک ماه توی شکمم داشت رشد میکرد و خودم نفهمیده بودم.این اتفاق اینقدر غیرمنتظره بود که من و جمال از شوک قشنگی که بهمون وارد شده بود سردرگم بودیم.جمال پیشونی جهان رو بوسید و گفت:خانواده ی سه نفرمون داره چهار نفره میشه دیبا باورت میشه؟من که هنوز باورم نشده.سرمو به دو طرف تکون دادم و ازاینکه جمال اینطور قشنگ داشت خانوادمون رو توصیف میکرد سرِذوق اومده بودم.بوسه ای روی پیشونیم نشوند و هردو غرق در عشق و شعف شدیم.حتی جهان هم انگار خوشحال بود و از حالِ خوش مامیخندید حاملگی جهان خیلی دوران سختی بود.خدا خدا میکردم اینبار حاملگیم راحت باشه و پراز اتفاقات خوب باشه.اونقدراتفاقات سخت و دردناک برام افتاده بودکه چشمم ترسیده بود.ازاینکه توی این دوران جمال رو داشتم خیلی خوشحال بودم.درکم میکرد و خیلی مراقبم بود.جمال بیشتروقتش روکنارِ من و جهان میگذروند خبرِ حاملگیم عمارت رو پر کرد همه برای عرض تبریک اومدن.
هدایت شده از گالری هنرمندان🎻
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ 🔻من کاملا درک میکنم که چه حس بدی داره این اتفاق…. 🧬فقط دو دقــیقه قبل از خواب این پماد رو استفاده کنین، هر نوع چین و چــروک (حتی عمیق‌ترین خطوط صورت) رو به طور کامل و بدون بازگشت برطرف می‌کنه! برای این که ترکیب گیاهی رو دریافت کنی عدد «۲۰» رو همین الان بنویس👇 👩‍⚕️@fotoohif 🔻لینک کانال ما👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/4033021168C39ced8b31b
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌙 تقویم نجومی اسلامی یکشنبه – ۲۵ آبان ۱۴۰۴ ۲۵ جمادی‌الأول ۱۴۴۷ – ۱۶ نوامبر ۲۰۲۵ امروز یکشنبه است؛ روزی با ویژگی‌های خاص در تقویم دینی و نجومی که رعایت آن می‌تواند بر بسیاری از امور روزمره تأثیر مثبت داشته باشد. در ادامه، جزئیات کامل احکام، توصیه‌ها، پرهیزها و اعمال مستحبی این روز را می‌خوانید. 🕌 مناسبت‌های دینی و احکام اسلامی یکشنبه ⭐ صدقه دادن در آغاز روز برای دور شدن از نحوست احتمالی یکشنبه، توصیه شده است صبح زود صدقه بدهید تا روزی پر از آرامش و برکت داشته باشید. 🚘 مسافرت مسافرت در یکشنبه چندان سودمند شمرده نشده و بهتر است با احتیاط و همراه صدقه انجام شود تا از خطرات احتمالی در امان باشید. 👶 زایمان بر اساس روایات، زایمان در امروز مبارک است و نوزادی که در چنین روزی به دنیا بیاید، نجیب، خوش‌قدم و روزی‌دار خواهد بود. 🔭 احکام نجومی یکشنبه امروز قمر در برج میزان قرار دارد و همین موضوع برخی امور را مناسب و برخی را نامناسب می‌سازد. ✨ امور مناسب امروز امروز برای فعالیت‌های زیر روزی مبارک و پرانرژی است: ✳️ خرید و فروش طلا و جواهرات ✳️ آغاز معالجه و درمان ✳️ مباشرت و روابط زناشویی ✳️ پوشیدن لباس نو ✳️ نوشیدن داروها و دمنوش‌های درمانی 🚫 امور نامناسب امروز برخی امور بهتر است امروز انجام نشود: 📛 نوشتن حرز برای اولین بار و انجام نماز مخصوص آن 💑 حکم مباشرت در شب یکشنبه مباشرت در شب یکشنبه نیکو دانسته شده و در روایات آمده است که حاصل آن می‌تواند فرزندی حافظ قرآن باشد. 💇 اصلاح مو طبق احادیث، کوتاه کردن مو یا اصلاح سر و صورت در این روز قمری برای فرد سعادت‌آفرین و مبارک است. 💉 حجامت، خون دادن و زالو درمانی انجام کارهایی مانند: حجامت فصد خون دادن زالو انداختن در این روز باعث صفای خاطر و آرامش درونی می‌شود. 😴 تعبیر خواب شب دوشنبه خوابی که در شب دوشنبه مشاهده شود، طبق آیه 26 سوره مبارکه شعراء تعبیر می‌گردد: «قال ربکم و رب آبائکم الأولین…» مفهوم آیه نشان می‌دهد که فردی دانا و خیرخواه برای راهنمایی و موعظه به سراغ خواب‌بیننده می‌آید و او را به پاسخ و راه‌حل می‌رساند. همچنین، خواب‌بیننده در نهایت بر خصم خود پیروز و شاد خواهد شد. خواب خود را با این مضمون قیاس کنید. 💅 گرفتن ناخن یکشنبه روز مناسبی برای گرفتن ناخن نیست و طبق روایات ممکن است باعث کاهش برکت در زندگی شود. 👗👕 دوخت و دوز و لباس نو بریدن و دوختن لباس نو در این روز توصیه نشده و ممکن است دلیل اندوه و ناراحتی باشد. (این حکم شامل خرید لباس نمی‌شود.) 🙏 استخاره یکشنبه ⏰ زمان‌های مناسب استخاره: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ ظهر از ساعت ۱۶ عصر تا زمان مغرب 📿 اذکار مخصوص یکشنبه ❇️ ذکر روز یکشنبه: یا ذالجلال والاکرام – ۱۰۰ مرتبه ❇️ ذکر بعد از نماز صبح: یا فتّاح – ۴۸۹ مرتبه این ذکر موجب فتح، پیروزی و گشایش امور می‌شود. 💠 نسبت معنوی روز یکشنبه در روایات آمده که روز یکشنبه متعلق است به: حضرت علی علیه‌السلام حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها نیک است که انسان اعمال خیر و ثواب خود را به این دو بزرگوار هدیه کند تا پاداش معنوی چندبرابر نصیبش گردد. 🌸 به امید پرورش نسلی مهدوی و سربلند، ان‌شاءالله. 🌸
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صبحانه تون سرشار از عشق آسمون دلتون آفتابی لباتون پُر خنده نفستون همیشه گرم سفره‌ هاتون پُر از خیر و برکت سلام صبحتون دل‌ خوش ☕️
🌷🌷🌷 دختری با پدرش میخواستند از یک پل چوبی رد شوند. پدر رو به دخترش گفت: دخترم دست من را بگیر تا از پل رد شویم. دختر رو به پدر کرد و گفت: من دست تو را نمیگیرم تو دست مرا بگیر. پدر گفت: چرا؟ چه فرقی میکند؟ مهم این است که دستم را بگیری و با هم رد شویم. دخترک گفت: فرقش این است که اگر من دست تو را بگیرم ممکن است هر لحظه دست تو را رها کنم، اما تو اگر دست مرا بگیری هرگز آن را رها نخواهی کرد! این دقیقا مانند داستان رابطه ما با خداوند است؛ هر گاه ما دست او را بگیریم ممکن است با هر غفلت و ناآگاهی دستش را رها کنیم، اما اگر از او بخواهیم دستمان ما را بگیرد، هرگز دستمان را رها نخواهد کرد! و این یعنی عشق... 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🌷🌷🌷 👈زمان زیادے گذشت .... فهميدم هميشه اونى كه ميخواى نميشه...! فهميدم هركسى كه باهاته الزاماً "دوستت" نيست! فهميدم كسى كه تو نگاه اول ازش بدت مياد يه روزى ميشه صميمى ترين دوستت و بلعكس... ! فهميدم كه بى تفاوتى بزرگ ترين انتقامه... تنفر يه نوع عشقه ... دلخورى و ناراحتى از ميزان اهميته...! غرور بزرگ ترين دشمنه... خدا بهترين دوسته ... خانواده بزرگ ترين شانسه ... سلامتى بالاترين ثروته... اسايش بهترين نعمته ... فهميدم" رفتن" هميشه از روى نفرت نيست ... هركى زبونش نرمه دلش گرم نيست... هركى اخلاقش تنده،جنسش سخت نيست! هركى ميخنده، بدون درد و غم نيست! ظاهر دليلى بر باطن نيست... فهميدم كسى موظف به اروم كردنت نيست... فهميدم بحث كردن با خيليا اشتباهه محضه... فهميدم خيلى موقع ها خواسته هات ، حتى باگريه و التماس، انجام شدنى نيست ... فهميدم گاهى اوقات توو اوج شلوغى تنهاترينى! گاهى اوقات دلت تنگه اون آدماى دوست داشتنى سابق ميشه... گاهے اوقات صمیمے ترین ڪست میشه غریبه ترین ادم 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli