❤️هم دلی❤️
🍃🍃🍃🌸🍃 یکمی حال و هوای خوب.... 🌸🍃
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃
آن همه نمرهی بیست کارنامهها چه شد؟
پاکنویس مشقها با مدادهای مشکی و گُلی در دفترهای تمیزِ جلدشده،
حفظ دقیق همهی جملات کتابها با شمارهی صفحهیشان، یا دستبهسینهنشستن به امید اینکه مبصر، اسم آدم را توی لیست خوبها بنویسد.
سالها از آن روزها گذشته و من هنوز هزارو خوردهای صلواتِ قضا دارم. بدهکارم به خدا از بس جلوی دفتر ناظم و مدیر، برای بیست و پنجصدمِ نمره نذر کردهام؛ «نوزده و هفتاد و پنج، بدرد من نمیخوره آقا مرتضا. فقط بیست»
یکبار مسابقهی حفظ قرآن بود. آیهای را فراموش کردم. یعنی وسطهای خواندن به معنایش فکر کردم و بقیهی آیه از خاطرم رفت. بابا توی جمعیتِ شلوغ مسجد نشسته بود. داشت از روی قرآن، چک میکرد.
همانجا بلند شد. قرآن را بوسید. گذاشت توی کتابخانه و رفت. من تا ساعتها پس از مسابقه، جلوی مسجدی نشسته بودم که نمیدانستم کجای شهر است و چطور باید به خانه برگردم. غروب بود که آمد. بیحوصله و ویران و ساکت.
چند ساعتی، در هیاهوی خیابانها و آدمها و تاکسیها، مسافرکشی کرد. من روی صندلی شاگرد، در نهایت گرسنگی به خودم میپیچیدم. از دیشبش، فقط آبجوش خورده بودم که صدایم خراب نشود. جرات هم نداشتم چیزی بگویم. هیچ نفهمیدم کی رفتیم سمت خانه. فقط صدای بابا را شنیدم که گفت «دست بزن به کمر من...زودباش...دست بزن ببین چی میفهمی»
پیراهنش، از عرق گوداب داشت و پشتی صندلیش، خیس بود. دیگر هیچ حرفی نزدیم. نه من. نه او. میدانست درسی که لازماست را گرفتهام. چرا که بارها گفته بود العاقل یکفی بالاشاره.
خدا، آن اخمهای تویهم و سیبکِ پربغض گلو و استخوانهای دوستداشتنیاش را بیامرزد. اندوهش، محبتش، و خاطرهی گنگ صدایش همیشه مچالهم میکند، اما حالا دختری چهارساله دارم. دختری که قرار است قهرمان زندگی خودش باشد. برنده یا بازنده.
انسانی کافی، نه کامل. نه نمایشی. نه آنچه دیگران از او طلب میکنند. مجتبی توی اپیزود هفتم رادیو راه، میگوید اگر دختری دارید، او را با این پیام تربیت کنید: شجاع باش، نه بی نقص.
کلماتش، پیراهنِ خیس از عرق بابا را به خاطرم میآورد، و همهی آن کارنامههای پر از بیست، و اسمم که روی تختهسیاه، با گچ صورتی توی لیست خوبها
تو چرا می پرسی
خانهی دوست کجاست
خانهی دوست،
همانا دل توست...
گر درش باز کنی
نغمهی مهر و وفا ساز کنی
خواهد آمد...
خانهی دوست اینجاست...
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
زندگی اصلا پیچیده نیست،
خودت را
از محدودیت ها رها کن!
شادی را در آغوش بگیر
و بگذر از تمامِ نشدن ها...
غصه، هیچ گاه
چیزی را حل نخواهد کرد...
🍏🍃🍏🍃🍏
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
#هر_دو_بدانیم
"خوشبختترین همسر دنیا خواهید شد! اگر..."
👈 راز دار ،صبور و باگذشت باشید.
👈 با هم فکری برای خود و همسرتان، هدف مشترکی داشته باشید.
👈 خودخواه و خود رای نباشید و به نظر همسرتان هم توجه داشته باشید.
👈 فقط به دنبال عیب جویی از همسرتان نباشید، عیوب خود را نیز رفع کنید.
👈 به جای توقع داشتن از یکدیگر، به فکر انجام مسئولیتها و وظایف خود باشید.
👈 به ارزشهای اعتقادی و فرهنگی یکدیگر احترام بگذارید.
👈 هرگز دشنام ندهید و جدال نکنید. بحث و جدل، آتش کینه را در دل شعلهور ساخته و حرمت میان زن و شوهر را خدشهدار میکند.
👈 حساسیتهای رفتاری همسرتان را بشناسید و به آنها اهمیت دهید تا موجب بروز اختلال در روابطتان نشود.
👈 هر گاه حرفی میزنید، از قبل، به عواقب آن فکر کنید تا بعد، شرمنده و پشیمان نشوید. یا توجه به شرایط روحی و جسمی همسرتان حرف بزنید و از پرحرفی بپرهیزید.
👈 تا جایی که میتوانید، با یکدیگر غذا بخورید.
👈 به رشد یکدیگر کمک کنید. زن و شوهر باید به منظور رسیدن به درجات معنوی والاتر، ادامهی تحصیل، اشتغال و... شرایط رشد و پیشرفت یکدیگر را فراهم کنند.
👈 اگر قولی به همسرتان میدهید، تمام تلاش خود را برای عمل کردن به آن، به کار گیرید.
👈 همسر خود را با دیگران مقایسه نکنید. اگر چه افراد نقایصی دارند اما خوبیهایی هم دارند. سعی کنید به نکات مثبت همسر خود فکر کنید.
👈 همیشه اول، خوبیهای همسرتان را به او بگویید و بعد با ظرافت، انتقاد کنید. هم چنین هرگز نزد دیگران، عیب همسر خود را بازگو نکنید.
رابطه زناشویی👩❤️👨
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #جوانه #قسمت_بیستوسه _ارباب رحم کن...این دختر مریض میشه بفهمه....شما ک
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#جوانه
#قسمت_بیستوچهار
انقدر قلبم سنگینه که حتی دیگه از شلاق هم نمیترسم... میدونم بخاطر رفتن از خونه حتما کتکم میزنه....اما دیگه مهم نیست...
زیر نگاه سنگین ارباب آروم به طرفش رفتم...منتظر بودم سرم داد بزنه، اما همونطور که به درخت تکیه
داده بود به من که حالا جلوش ایستاده بودم نگاه کرد....
قبل از اینکه اون حرفی بزنه،در حالی که به روبروم نگاه میکردم گفتم:رفت ...
حرفی نزد....من هم غرق فکرهای خودم، در سکوت ،به جاده ای که عباس را از من دور می کردخیره شده بودم....بعد از مدتی گفت:برو خونه.
آرام از کنارش رد شدم ....دوباره با لحن محکمی گفت:یه بار دیگه پاتو بی اجازه از خونه بذاری بیرون،خودت میدونی....
به طرفش برگشتم و با چشمهایی خیس از اشک،زمزمه وار گفتم:دیگه جایی را ندارم برم...
*
(یک هفته بعد)
دستامو روی آتیش گرفته بودم تا گرمم بشه...
اکبرآقا حینی که برام از داستان شاهنامه میخوند سیب زمینی را از زیرخاکسترهای آتیش بیرون کشید و به دستم داد...
_اکبرآقا میشه فردا برم بیرون؟چند روزه تو خونم....خسته شدم...
دست من نیست که دختر....ارباب ممنوع کرده بری بیرون ...
با صدای آرومی گفتم:شب بخیر..
بلند شدم تا به اتاقم برم...
_کجا میری؟ مگه نمیخوای بقیه داستان را بدونی؟
نشستم و با حرص گفتم:نه......میخوام ماجرای زندگی خودمو بدونم...چرا ارباب اینکارو با من کرد؟
صدایی از پشت سرم شنیدم که با جدیت گفت:بشین تا برات بگم....
اکبرآقا سریع از جاش بلند شد و با دستپاچگی گفت:سلام ارباب...
ارباب با سر بهش اشاره کرد که بره...
نگاه ملتمسمو به اکبرآقا انداختم ...دلم نمیخواس باهاش تنها باشم....
^آقا بشینین ...سیب زمینی گذاشتم تو آتیش..
ارباب بدون اینکه از من چشم برداره با لحن سردی حرفش را قطع کرد و گفت:برو....
تنها صدای جرقه های آتیش سکوت شب رو می شکست...جوانه سرش رو پایین انداخته بود و دستهای مشت کرده اش را روی پاهایش گذاشته بود....
صورتش زیر نور آتش به سرخی می زد و سایه مژه هایش روی آن خودنمایی میکرد...با اینکه سرش پایین بود ارباب می تونست حرکت نا آرام چشمهاش را ببیند..اما بی تفاوت نشست....
جوانه لحظه ای سرش را بالا گرفت و بادیدن چشمهای ارباب سریع نگاهش رو دزدید......دلش میخواست زودتر بره اتاقش
**
دلم میخواست زودتر از زیر نگاهش فرار کنم...
بلاخره به حرف اومد و گفت:فراموشش کردی یا نه؟
با خشم به سمتش برگشتم....با حرص گفتم:مگه میشه فراموشش کنم؟ شما چه طوری همچین حرفی می زنید..
با لحن بی نهایت سردی گفت:باید فراموشش کنی ..
با لجبازی گفتم:هیچ بایدی وجود نداره ...
ابروهایش به حالت اخطار دهنده ای بالا رفت ...
با صدای آرومتری گفتم:خب ...توی دوست داشتن بایدی وجود نداره..
با لحن تلخی گفت:دوست داشتن؟
ازش خجالت می کشیدم...جوابی ندادم...
با تمسخر گفت:بچه تو از علاقه چی میدونی؟
تا خواستم جوابی بدهم گفت:فکر کردی دوست داشتن همون داستانهایی که اکبر برات میگه؟
به صورتش نگاه کردم....جدی تر از همیشه بود و هیچ ناراحتیی از جدا کردن من و عباس نداشت...
ناخواسته حرف دلم رو به زبون آوردم:
فکر میکردم شما فرق دارین...
وقتی سکوتش را دیدم ادامه دادم:شما... گفتین که...اون شب...گفتین که مواظبم هستی ولی...
باقی حرفم رو خوردم و نگاه غمگینم رو به آسمون دوختم...
_من سر قولم هستم جوانه...
فقط با خشم نگاهش کردم....
نگاه سطحی به من انداخت و به آرامی گفت:این جوری برای جفتتون بهتر شد...
با عصبانیت بلند شدم و جلویش ایستادم...در حالی که بدنم از خشم می لرزید گفتم:به چه حقی این را میگید؟این زندگی من بود...من و ....من و....با مکثی ادامه دادم:من و عباس باید تصمیم می گرفتیم..
با طعنه تکرار کرد:تو و عباس؟
در حالی که دستهایم نا خود آگاه مشت شدند محکم گفتم:بله.
لحنش تند شد و با بی حوصلگی گفت:
تو که هنوز بچه ای...اونم که بدتر....
با تمسخر گفت:هنوز پشت لبش سبز نشده میخواد زن ببره..
انقدر عصبی بودم که نمیتونستم جواب بدم..نفس عمیقی کشیدم و با لحن جدیی گفتم:دوست داشتن فقط برای تو داستانها نیست...همه این داستهانها یه ماجرایی پشتشون بوده.....با صدای
بلندتری گفتم:خسرویی بوده... شیرینی بوده....
وقتی بهش نگا کردم که با حالت تمسخر منو تماشا میکنه ساکت شدم...
با شوخ طبعی گفت:ادامه بده...و پوزخنده صدا داری زد ..
اخمی کردم و ادامه دادم:جدی باشین...این حرفها شوخی نیست....زندگی بدون دوست داشتن...
باز هم با همون نگاه تمسخرآمیزش و ابروهای بالارفته اش نگاهم کرد،باعث شد حرفم را قطع کنم... اصلا من را جدی نمی گرفت....سرخورده و ناراحت، بغض کردم....همونطور ایستاده بودم و منتظر، تا اجازه بده به اتاقم برگردم....
کمی بعد جدی شد وگفت:دیگه حق نداری بهش فکرکنی.برو اتاقت.
همسرداری
💭همه زوجها با هم مشاجره میکنند، اما تفاوت بین زوجهای موفق و ناموفق در این است که:
زوجهای موفق مهارت حل مساله بلدند و مشاجرهای منصفانه دارند، اما زوج های ناموفق فقط دنبال کسب پیروزی در مشاجره اند!
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
هدایت شده از ❤️هم دلی❤️
🌹
#خوشبختی
🔹همه ی آدم های متاهل گاهی پیشِ خودشان فکر کرده اند که شاید اگر مجرد بودند ، حالشان بهتر بود ، یا اگر شریک زندگیشان یک آدمِ دیگر بود ، خوشبخت تر بودند ،
☝ کاش یک بار برای همیشه می فهمیدند که زندگیِ مشترک برایِ هیچ کس ایده آل نیست !
🔹هرکس پیشِ خودش آرزوهایی دارد که محقق نمی شوند ، هیچ زندگیِ مشترکی ، رویایی و بدونِ مشکل نیست ، اما این که تو حالت خوب باشد یا نه ، به تو بر می گردد ، نه اقبال و شرایط ... و نه هیچ کسی !
🔹اگر اینجایی که هستی ، باخته ای ، هرجایِ دیگری هم بروی ، بازنده خواهی بود !
🔹آدم هایِ خوشبخت ، برایِ خوشبختی و حالِ خوبشان ، می جنگند ، پس هرجای دنیا که باشند خوشبختند !
🔹آدم هایِ نا امید و بهانه گیر هم هر نقطه از زمین و در هر شرایطی که باشند ، روزگارشان همین است !
🔹آدم هایِ خوشبخت خودشان خواسته اند که خوشبخت باشند ، اقبال ، فقط بهانه ی آدم هایِ بی مسئولیت و نا امید است !
🔹گاهی باید ایراداتِ خود را بدونِ تعارف پذیرفت و اصلاح شد و در بیانِ ایراداتِ فردِ مقابل اغراق نکرد !
🔹گاهی باید ، واقع بین بود و بجای بد وبیراه گفتن به زمین و زمان و مقایسه های بیجا ، حرف زد ، تغییر کرد و بهتر شد ،
🔹شرایط ، معلولِ افکار و رفتارِ توست !
درست است زندگی صحنه ی جنگ نیست ،
اما شهر آرزوها هم نیست !
👈از همین لحظه ، منطقی باش و بپذیر !
گولِ ظاهرِ زندگی دیگران را نخور !
تو فقطِ لبخند و داشته های دیگران را می بینی ، نه تاوان هایِ سنگینی که در قبالش پرداخته اند ،
⛔ توقع نداشته باش لم بدهی ، خوشبختی بیاید و درِخانه ات را بزند !
🌺 خوشبختی ، از درونِ خودت نشات می گیرد !
تا خودت تغییر مثبتی نکنی ، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد !
آدم ها ، خوشبخت متولد نمی شوند ، خوشبختیشان را می سازند !
❤️
🌷🌷🌷
💞چگونه همسرتان را صدا بزنید؟
🌸 . هر کلمهای یک بار روانی و عاطفی دارد که در روح و فکر شنونده تاثیر میگذارد و این تاثیر به مرور زمان پایدار و ثابت میشود. در طول روز شاید بارها و بارها همسرتان را صدا بزنید، نحوه صدا کردن همسر میتواند وسیلهای برای ابراز عشق و محبت بین زن و مرد باشد، به شرط آنکه شرایط استفاده از آن را نیز بدانید.
🌸 . اگر انتظار دارید همسرتان به شما احترام بگذارد، باید با او محترمانه برخورد کنید تا او هم با شما همانطور برخورد کند. اگر همسرتان را محترمانه صدا کنید، به او احساس اعتماد به نفس میبخشید و این یکی از پایههای زندگی زناشویی است.
🌸 .تمرین شما از دوران عقد شروع میشود. شاید برای اولین بار گفتن کلماتی مثل "عزیز دلم، جانم، عشقم، نفسم و..." برای شما سخت باشد، ولی مطمئن باشید بعد از چند بار گفتن هر کدام، برایتان عادی میشود و هر دو از گفتن و شنیدن این کلمات لذت میبرید.
🌸.لحن شما موقع صدا کردن همسرتان به او میفهماند که یک گفتگوی عاشقانه منتظرش است یا یک دعوا! پس سعی کنید بر روی آرامش لحنتان و نحوه گفتن کلمات بیشتر تمرکز کنید.
🌸 . همسرتان یک درخت نیست! پس وقتی در مورد او صحبت میکنید از اسامی اشاره مثل "این" یا "اون" به کار نبرید! این کلمه های "ببین" و "الو" و "آهای" و اینا هم که دیگه نهایت بی فرهنگی رو میرسونه!شما به خودتون نگیرید!
🌸 . وقتی همسرتان شما را صدا میزند با علاقه به او جواب بدهید! مثلا به جای گفتن: "هااان!؟" یا گفتن یک "بله" خالی به او بگویید: "بله عزیزم"، "جان دلم" یا "جانم". مطمئن باشید در ازای احترام گذاشتن خودتان احترام می بینید.
در پایــــان اینکه...
با محترمانه رفتار کردن و صدا زدن همسرتان در واقع بذر احترام گذاشتن متقابل در روابط زناشویی را کاشتهاید که تا انتهای عمر میتوانید از آن بهره ببرید. عاشقانه و محترمانه صدا زدن همسرتان فضای خانه را سرشار از محبت میکند و بیش از پیش دلهایتان را به هم نزدیک میکند. در ضمن تنوع در صدا زدن همسرتان را فراموش نکنید.
📚 📚
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🥭🍎🍉🍇🍓🍍🍌🍊🥝
💢توصیه_های_پزشکی_سلامتی💢
🍏#کاهش_فشارخون_و_کلسترول :
یک ق.غ گل ختمی را در قوری بریزید و روی آن آب جوش ریخته اجازه دهید که به مدت ۱۵ دقیقه دم بکشد
سپس آن را با کمی عسل، شیرین کرده و میل نمایید .
𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼
🍏#درمان_بواسیر_و_یبوست_های_شدید
مصرف آب تربچه در سبد غذایی ، باعث حرکت آسان روده می شود ، در نتیجه منجر به بهبود تدریجی اشتها و پیشگیری از یبوست خواهد شد،و بواسیر را ب صورت قطعی درمان میکند.
𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥
🍏#دمنوش_دارچین_و_سیب
آرام بخش
درمان سوء هاضمه
بهترین دارو برای دردهای عضلانی
درمان دیابت
تب بر
𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥
🍏 #شوره_سر
شستن سر
با آب خیسانده گل ختمی سفید
نیم ساعت قبل از حمام آب خیسانده گل ختمی را روی سر بگذارند و بعد بشویند.
𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥
🍏#چای_را_با_هل_بخورید
اضافه کردن 1 یا 2 دانه هل به چای به کاهش تجمع چربیها کمک میکند، پوست شما را جلا میدهد، سردرد را تسکین، حالت تهوع را رفع و نفخ و سوء هاضمه را درمان میکند
𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥
🍏#شکم_تخت_با_سماق
برای اینکه شکمی تخت داشته باشید و از شر چربیهای این ناحیه راحت شويد بعد از هر وعده غذایی نصف قاشق چایخوری سماق به همراه آب بخورید که باعث گرفته شدن چربی غذا شود
𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥
🍏#ضدآفتاب_طبیعی !
استفاده از روغن نارگیل به عنوان ضدآفتاب بسیار موثر است و یک لوسیون و نرم کننده مناسب برای پوستهای دارای طبع سرد است
همچنین روغن زیتون به همراه لیمو ترش و روغن شتر مرغ یک درمانگر مناسب برای جای جوش است
#فروارد_ولایڪ_یادتون_نره❤️👍🏻
📚 📚
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli