وقتی از عزیزت عصبانی هستی، سکوت کن ...
آدم در زمان عصبانیت حرف هاشو با صداقت کامل می زنه، و همه اینو میدونید که هیچ انسانی بی عیب نیست!
🍂مبادا در زمان عصبانیت، دست روی معایب کسی بزاری و بعد از آروم شدن، پشیمون بشید از حرف هاتون.
همسرانه
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری پوشیدمش و موقع بازگشت به خانه باران گرفت ... گلی شد .
و من بی خیال پی اش را نگرفتم به هوای اینکه هر وقت بشویم پاک می شود
ولی نشد ...
بعدها هر چه شستمش پاک نشد ؛
حتی یکبار به خشکشویی دادم که بشویند ولی فایده نداشت !!!
آقایی که توی خشکشویی کار میکرد گفت :
"این لباس چِرک مرده شده!"
گفت :
"بعضی لکه ها دیر که شود ، می میرند ؛ باید تا زنده اند پاک شوند !"
چرک مُرده شد ...
و حسرت دوباره پوشیدنش را به دلم گذاشت !
بعید نیست اگر بگویم دل آدم هم کم ندارد از لباس سفید !
حواست که نباشد لکه می شود ؛
وقتی لکه شد اگر پی اش را نگیری ، می شود چرک ...
به قول صاحب خشکشویی "لکه را تا تازه است ، تا زنده است ، باید شست و پاک کرد"
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
*
┅┄┅┄┅┄◜🔥🍷◞┄┅┄┅┄┅
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #جوانه #قسمت_چهلوسه -آقاجان بهتر نیس بزارید آفتاب بزنه بعد راهی بشید؟ +
..#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#جوانه
#قسمت_چهلوچهار
از بین بردی...
ملیحه بطرفش رفت:خورشید خانوم این دختر خودشم داشت از بین میرفت.... ایشالا یکی دیگه دنیا میاره...
از حرفای خورشید انگار یه سطل آب یخ روی سرم ریختن با گیجی به خاله نگاه کردم:بچه ام مرده؟
خورشید ملیحه رو به عقب هول داد :پس چی انقد بی هنری.. .... الهی تو به جاش میرفتی... معلوم نیست از کجا سر و کلت پیدا شد اول پسرمو ازم گرفتی حالام که نوه امو...
من همون روز اول به مهران گفتم این دختر علیله، هنرش نمیشه برامون وارث بیاره...
گیج و مات به خورشید خانوم نگاه میکردم ،حرفاش برام گنگ شده بود، فقط زیر لب با خودم تکرار میکردم:بچه ام مرده!! پسرم مرده دنیا اومده
اصلا نمی فهمیدم دورم چی میگذره ،گوشام کر شده بود فقط دیدم خاله بتول و ملیحه دارن خورشید خانوم رو از اتاق بیرون میبرند
(چند روز بعد)
دیگه سر پا شده بودم هنوز خبری از مهران و محمودخان نبود، غمی رو دلم سنگینی میکرد توی این چند روز هرکاری میکردم نمیتونستم مرگ بچه امو باور کنم...
- خاله !؟
+جانم دخترم...
-تو بچه امو دیدی مگه نه؟
+لا اله الله دختر از فکرش بیا بیرون ، حکمت خدا بوده....
-خاله جواب منو بده دیدیش مگه نه؟
+آره دختر دیدم ، بچه ضعیفی بود ،نفس نمیکشید ، هرچی زدیم تو کمرش بازم نفسش راه نگرفت کامل کبود شده بود!
بغضمو قورت دادمو گفتم:اگه قابله زودتر بچه رو در میورد الان زنده بود!
- خاله دستی تو صورتم کشید :بچه ضعیفی بود اگه نفس هم میکشید بازم از بین میرفت ،ایشالا یکی دیگه دنیا میاری سالم و سلامت...
به گوشه مطبخ خیره شده بودم، یهویی فکری از تو سرم رد شد که لرز به جونم انداخت:کار خورشیده، قابله از عمد دیر اومد، خودم بارها دیدم بعد از معاینه من میرفت پیش خورشید ..کار خورشیده تا بگه من هنر وارث اوردن ندارم...
+چی میگی جوانه صدات رو بیار پایین ،نمیگی کسی بشنوه ! این چرت و پرت ها رو از فکرت بیرون کن، خورشید خانوم هر چقدر از تو بدش بیاد نمیخواد بلایی سر نوه اش بیاد !دیگه این حرف ها رو ازت نشنوم!!
سری تکون دادمو از مطبخ اومدم بیرون .
باید برم پیش قابله باید هر جور شده دهنشو باز کنم...
-اکبرآقا...
+بله دخترم؟
-من یه سر میرم کنار رودخونه دلم گرفته ، کسی سراغ گرفت اونجام
+باشه خانم جان...
****
بعد از چند دقیقه قابله توی چارچوب در ظاهر شد،معلوم بود از دیدنم جا خورده
- سلام خانم جان شما اینجا چیکار میکنین؟
خیره نگاش کردم و مطمئن لب زدم :
تو خودت خیلی خوب میدونی اینجا چیکار میکنم...
به وضوح لرزش رو تو بدنش میدیدم، ولی انقدر غم بچه ام برام سنگین بود که شده بودم یه آدم دیگه..
-برو کنار میخوام بیام داخل ، حرف دارم!
با تردید از چارچوب در فاصله گرفت ...
نگاهی دور تا دور خونه انداختم ، خونه ی کوچیکی بود کسی هم داخل نبود جز یه دختر بچه چهار ،پنج ساله که داشت برا خودش بازی میکرد...
برگشتم سمتش و بی مقدمه گفتم:
روزی که دردم گرفته بود کجا بود؟
+هیج جا خانم جان خونه بودم...
-پس چرا انقدر دیر اومدی؟ از این جا تا عمارت ارباب پنج تا خونه فاصله نیس !
حکیمه کمی این پا اون پا کرد:خانم بخدا تا خبر اوردن اومدم ! دیر خبر اوردن .... خدا شاهده....
دستی توی سینه اش زدمو گفتم:بببین حکیمه حالم خوب نبود اون روز ولی میفهمیدم دورم چه خبره!ملیحه اومده بود پی ات ولی تنها برگشت عمارت !
گفته بودی باید بری بالاسر یکی ولی زود میای...!هیچ زنی تو ده اون روز وقتش نبود بزاد... کی از زن ارباب واجب تره؟! پس برا من قسم دروغ نخور!
نگاهی به دخترش کردم و گفتم :بچه قشنگی داری! حیفه آواره بشه ...پس درست حرف بزن!
با تردید نگاهی بهم کرد که ادامه دادم:
ارباب بفهمه بخاطر تو بچه اش از بین رفته ... بدبخت میشی...
این آخرین تهدیدی بود که به ذهنم میرسید تا بتونم باهاش قابله رو به حرف بیارم...
اشک از چشماش راه افتاد:بخدا خانم جان من بی تقصیرم به ارواح خاک آقام خورشید خانوم تهدیدم کرد!گفت بچه رو بندازم ..... میگفت شما رعیت زاده ایید ، نمیخواد وارثش گدازاده باشه ...بخدا تموم اون جوشونده هایی که گفت بدم بتول رو خودش داد ، من اصلا نمیدونستم چیه!
مثل برق گرفته ها نگاش کردمو گفتم: کدوم جوشونده ها؟!
حکیمه یه قدم به عقب رفت و دستش رو دهنش گرفت مثل ابربهار گریه میکرد
-حرف بزن ببینم چه کردی؟!
+خانوم جان ،همون چند ماه پیش که اومدم دیدنتون خورشید خانوم تهدیدم کرد گفت :برم پیش بتول و بهش اون جوشونده ها رو بدم بگم شما ضعیفی برا تقویتته ولی امام هشتم قسم نمیدونسم چی توشه....
با حرفای حکیمه انگار دنیا دور سرم میچرخید قلبم هر لحظه داشت از جا کنده میشد ...
با التماس رو کرد بهم :خانم توراخدا کاری نکنین منو بچه ام آواره بشیم .... تو را خدا امونمون بدین...
°• همسرانه❤️
گاهی به همسرتان سفارش کنید؛ هوای مادرش را داشته و بیشتر از قبل جویای حالش باشد.
این کار هم همسرتان را به شما دلگرم میکند هم محبت و احترام مادرش را به شما بیشتر میکند
◽️از خانواده خود بخواهید دست از حمایت شوهر بی مسئولیتتان بردارند.
▫️با حمایت های مادی از سوی خانواده ها شوهر بی مسئولیت شما به این اوضاع عادت کرده و روز به روز بی مسئولیت تر خواهد شد زیرا نیازی در خود برای تلاش برای زندگی و تامین مخارج نخواهد دید و از این رو حمایت های والدانه به بی مسئولیتی او دامن خواهد زد و اوضاع را بدتر خواهد کرد.
▫️از این رو بهتر است از خانواده ها بخواهید تا از این گونه کمک های مادی دست برداشته و این مسئولیت را به عهده شوهر تان بگذارید در این صورت او با مشکلات روبرو شده و برای انجام وظایفی که به عهده دارد تلاش خواهد کرد.
•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•
یکی از بزرگترین مشکل زوجها در روابط شان، نداشتن مهارت لازم در گفتگوی موثر با یکدیگر است.
هنگام ناراحتی به یکدیگر اجازه گفتگوی سالم و منطقی نمیدهند و اغلب با داد و فریاد و زورگویی یا لجبازی سعی در محکومکردن و خاموشکردنِ طرف مقابل دارند.
باید بدانید که بیاهمیتی به این موضوع باعث میشود زندگیتان در جهت مخالف از یکدیگر شروع به رشد و شکلگیری کند.
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💕روزی مردی داخل چاله ای افتاد
و بسیار دردش آمد …
یک پدر روحانی او را دید و گفت :
حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت :
این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…!
آنکه می تواند، انجام می دهد و آنکه نمی تواند، انتقاد می کند.
"""جرج برناردشاو""""
هر دو بخوانیم
⚠️آدما رو تو عصبانیت بشناسین!
اینکه میگن «تو عصبانیت حلوا خیرات نمی کنند» همش برای توجیه کردن حرفاییه که اون موقع زدن و موقعیتشون به خطر افتاده...
⚠️آدما توی عصبانیت حرفایی رو میزنن که همیشه بهشون فکر کردن...
حرفایی که اعتقادشونه...
حرفایی که باورشون دارن...
⚠️اگر کسی حتی توی عصبانیت وسط داد و بیداداش هنوزم حرفاش بوی دوست داشتن می داد...
اون آدم از ته قلبش شما رو دوست داره!
مراقب این آدما باشین❌
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
#همسرانه
🔴🔴 این قوانین را برای همسرتان ارسال کنید 🔴🔴
🔹 قوانین دعوا 🔹
🍒۱. حق نداریم به خانوادههای هم توهین كنیم.
🍒۲. حق نداریم مسائل و مشكلات كهنه را مطرح كنیم. در حین دعوا فقط راجع به همان موضوع بحث میكنیم.
🍒۳. شام و ناهار نپختن و نخوردن نداریم. همه اعضا باید مثل قبل برای غذا خوردن حاضر باشند.
🍒۴. سلام و خداحافظی در هر صورت لازم است.
🍒۵. هیچكسی حق ندارد جای خودش را عوض كند.
🍒۶. هر كسی برای آشتی پیشقدم شود، نفر دیگر باید برایش كادو بخرد.(شده حتی یه چیز خیلی کوچولو 😊)
🍒۷. حق نداریم اشتباه طرف مقابل را تعمیم دهیم؛ مثلا عبارت تو همیشه. . . ممنوع است چون این كار دعوا را به اوج میرساند. ❤️❤️
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
💭واقعیت هایی که باید در مورد رابطه بدونیم!
📌یه رابطه رو حرف زدن خراب نمیکنه
حرف نزدنه که تمومش میکنه!
📌عشق باعث تداوم یه رابطه نمیشه
تعهد، احترام، شخصیت، سواد عاطفی در کنار داشتن حس خوب عشقه که باعث میشه ادامه پیدا کنه
📌گفتن انتظارات و ناراحتی ها رابطه رو به پایان نمیرسونه
گفتن اینکه خودش باید بفهمه ناراحتی وانتظاراتمو تموم میکنه....
📌یه رابطه رو بحث و دعوا به زوال نمیکشونه چون اینا توی هر رابطه ای هست
کم شدن محبت و توجه باعث تموم شدنش میشه.....
📌بی تفاوتی و کم توجهی باعث بیشتر شدن شوق و عشق نمیشه
حرکات کوچیک که حامل پیام تو برام مهمیه که سلامت یه رابطه رو تعیین میکنه
❤️