:
🔭 تقویم نجومی پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴
۱۳ جمادیالثانی ۱۴۴۷ ┃ ۴ دسامبر ۲۰۲۵
🕋 مناسبتهای دینی و اسلامی
امروز سالروز وفات حضرت امالبنین علیهاالسلام است؛ بانویی بزرگوار که سه سال پس از واقعه کربلا بر اثر اندوه شدید دار فانی را وداع گفت. یاد و نامشان گرامی باد.
🌙 احکام دینی و توصیههای معنوی
🤒 بیمار: حال بیمار امروز رو به بهبود است.
👶 زایمان: در این روز توصیه به انجام زایمان نشده است.
🙏 مناسب برای:
حضور در مراسم عزاداری حضرت امالبنین (س).
زیارت اهل قبور و فاتحهخوانی.
همنشینی با افراد صالح.
دعا، نیایش و فعالیتهای معنوی.
🚘 مسافرت
سفر در این روز با دادن صدقه همراه باشد تا از مخاطرات احتمالی در امان باشید.
💑 حکم مباشرت
امروز (هنگام زوال): مباشرت مستحب بوده و فرزند حاصل از آن فردی بیانحراف و دارای سلامت اخلاقی خواهد بود.
امشب (شب جمعه): اگر پس از نماز عشاء مباشرت انجام شود، فرزندی خطیب، خوشبیان و دارای قدرت سخنوری متولد میگردد.
🌗 وضعیت نجومی و احکام آن
امروز قمر در برج جوزا (دوپیکر) قرار دارد و زمان مناسبی برای امور زیر است:
✔️ ملاقات با بزرگان و اشخاص صاحبمقام
✔️ آغاز نگارش کتاب، مقاله یا پایاننامه
✔️ فعالیتهای آموزشی و فراگیری علم
✔️ خوشنویسی و کارهای هنری نوشتاری
⚠️ نوشتن حرز، ادعیه و حکاکی در این روز مناسب نیست.
💇♂️ اصلاح مو
طبق روایات، اصلاح سر و صورت در این روز قمری توصیه نمیشود.
💉 حجامت و خوندادن
خون دادن، حجامت یا فصد در این روز سبب بهبود و افزایش سلامتی خواهد بود.
🙄 تعبیر خواب شب جمعه
خوابهایی که در شب جمعه دیده میشوند، بر پایه آیه ۱۴ سوره ابراهیم تفسیر میگردند:
«وَ لَنُسْکِنَنَّکُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِم…»
مفهوم این آیه اشاره به رسیدن خبر یا اتفاقی از جانب دوست یا دشمن دارد که با حالات خواببیننده قابل قیاس است.
💅 گرفتن ناخن
پنجشنبه روز بسیار مناسبی برای گرفتن ناخنهاست و موجب سلامت جسم، کاهش دردها و بهویژه رفع ناراحتیهای چشمی میشود.
👕 دوخت و دوز
خرید، برش و دوخت لباس نو در این روز نیکوست و سبب میشود صاحب آن فردی اهل علم و دانش گردد.
✴️ زمان مناسب استخاره
از طلوع فجر تا طلوع آفتاب
از ساعت ۱۲ ظهر تا زمان خواب (عشاء آخر)
❇️ ذکر مخصوص روز پنجشنبه
لا اله الا الله الملک الحق المبین
ذکر رزق پس از نماز صبح:
۳۰۸ مرتبه گفتن «یا رزاق» موجب گشایش رزق و روزی میگردد.
💠 انتساب روز پنجشنبه
این روز متعلق به امام حسن عسکری علیهالسلام است. انجام اعمال خیر و هدیهکردن ثواب آن به حضرت، برکات و پاداش مضاعف دارد.
🌸 روز و روزگارتان مهدوی و پربرکت باد
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸ساعت امروز را به وقت ⏰
💖عاشقی كوک كن
🌸لبخند هايت را روی
💖مدار خوشبختی تنظيم كن
🌸نفسهايت را به بوی مهربانی
💖آغشته كن
🌸و صبح را زیبـا آغاز كـن
💖صبحتون بخیرو شـادمانی
♥️خدایا
من همانم که گاه خندانم، و گاهی گریان.
گاه شکرگزارم، و گاهی در حال گله کردن.
گاه بنده توام، و گاهی بنده خویش
♥️خدای همیشگی ام
من مبتلا به گاه و بی گاههای همواره ام.
بیماری که همیشه به نسخه طبیب
خویش عمل نمی کند
اسیر خویشتنم
و گاه و بی گاههای اسارت گونه ام
مرا در برگرفته است...
نجانم ده که تنها تویی نجات دهنده ی
بی منت و غنی...
♥️خدایا عاشق را جز بیقراری عشق تو
قرار نیست...مارا بی قرار کن...
✾࿐༅🍃❤️🍃༅࿐
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
93.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببین !
یڪ ڪ⚱ـــــوزه سفال و
یڪ جـــ🍸ــام ڪریستال وقتی به هم می خورند ، هر دو می شڪنند.
ولی در این میان آنڪه بیشتر بازنده است جام ڪریستال است.
گرفــــــــــــــــــــتی منظورم ؟
می خواهم بگویم :
در دعوا ها و ڪشمڪش های پوچ و بی حاصل خود را ڪنار بڪش وگرنه در هر صــــــــــورت بازنده ای ؛
حالا اگر ڪوزه ای ڪمتر ؛
و اگر ڪریستالی بیشتر.
به همین خاطر
#پیامبر نازنین"ص" می فرمود :
"اذا غضبت فاسڪت"
هر گاه به خشـــ ـــم آمدی سڪوت ڪن!
✾࿐༅🍃❤️🍃༅࿐
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
پروانه علیرغم زیباییاش
حشـــره است
وکاکتوس علیرغم ظاهرخشنش
گـــل است
پس از روی ظاهر مردم در مورد آنها حکم نکن
💞 بلکه آنها را با آنچه در دلشان است بسنج.
✾࿐༅🍃❤️🍃༅࿐
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
یه روز تو پیاده رو داشتم می رفتم، از دور دیدم یک کارت پخش کن خیلی با کلاس،
کارت های رنگی قشنگی دستشه ولی این کارت ها رو به هر کسی نمیده!
به خانم ها که اصلاً کارت نمی داد و تحویلشون نمی گرفت، در مورد اقایون هم
خیلی گزینشی رفتار می کرد
معلوم بود فقط به کسانی کارت میداد که مشخصات خاصی از نظر خودش داشته
باشند، احساس کردم فکر میکنه هر کسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی خیلی
خوشگل و گرون قیمت رو نداره
بدجوری کنجکاو بودم بدونم اون کارت ها چین!
با خودم گفتم یعنی نظر این کارت پخش کن خوش تیپ و با کلاس راجع به من
چیه؟! منو تائید می کنه؟!
کفش هامو با پشت شلوارم پاک کردم تا مختصر گرد و خاکی که روش نشسته بود
پاک بشه و برق بزنه!
شکمو دادم تو و در عین حال سعی کردم خودم رو جوری نشون بدم که انگار واسم
مهم نیست! دل تو دلم نبود! یعنی به من هم از این کاغذهای خوشگل میده؟! همین
طور که سعی می کردم با بی تفاوتی از کنارش رد بشم با لبخندی بهم نگاه کرد و
یک کاغذ رنگی طرفم گرفت و گفت: اقای محترم! بفرمایید!
قند تو دلم آب شد!
با لبخندی ظاهری و با حالتی که نشون بدم اصلا برام مهم نیست بهش گفتم:
می گیرمش ولی الان وقت خوندنش رو ندارم !
چند قدم اونورتر پیچیدم توی قنادی و اون قدر هول بودم که داشتم با سر می رفتم
توی کیک!
وایستادم و با ذوق تمام به کاغذ نگاه کردم، فکر می کنید رو کاغذ چی نوشته بود؟؟
دیگر نگران طاسی سر خود نباشید! پیوند مو با جدیدترین متد روز اروپا و آمریکا!
✾࿐༅🍃❤️🍃༅࿐
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
هدایت شده از سابقه گسترده طلایی💛
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵معرفی دمنوش چربی سوز از پخش زنده شبکه 5 صدا و سیما 🔵
🟩کاهش وزن 3 تا 7 کیلو فقط با این محصول گیاهی 🟩
🔻کاهش اشتها و جلوگیری از ریزه خواری
🔻رفع نفخ بدن و کمک به هضم راحت غذا
🔻دارای تاییدیه وزارت بهداشت و سیب سلامت
🤳🏼پس فرصت رو از دست ندهید و همین حالا برای ثبت سفارش با تخفیف استثنایی تا پایان امشب ، همین حالا روی لینک زیر کلیک کنید .📲⬇️
https://landing.saamim.com/TneuS
https://landing.saamim.com/TneuS
💟داستان کوتاه
پادشاهی صبح زود برای شکار بیرون رفت. مردی زشت برابر او ظاهر شد، آن را به فال بد گرفت و
دستور داد تا او را حسابی بزنند. اتفاقاً شکار خوبی داشت و حیوانات زیادی شکار کرد و خوشحال
بازگشت. یادش آمد که آن مرد فقیر را بدون دلیل اذیت کرده است به همین خاطر تصمیم گرفت
او را صدا کند و از او عذرخواهی کند. دستور داد او را حاضر کنند، وقتی آمد، پادشاه از او عذر خواست
و خلعتی همراه با هزار درهم به او داد. مرد گفت: ای پادشاه من خلعت و انعام نمیخواهم اما اجازه
بده یک سخن بگویم، گفت: بگو. گفت صبح اولین کسی را که تو دیدی من بودم و اولین کسی را که
من دیدم تو بودی، امروزِ تو همه به شادی و طرب گذشت و روزِ من به رنج و سختی، خودت انصاف
بده، بین ما دو تا کدام شومتر هستیم؟
✾࿐༅🍃❤️🍃༅࿐
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_شانزده اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. دیگه نتونستم تحمل کن
#سرگذشت_شیرین
#رنگ_آرامش
#پارت_هفده
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم.
مامانم یکی زد روپاش گفت دوباره این شیمادهن لق بازی دراورد..گفتم نه دیشب حرفاتون روشنیدم ولی بدون من زن ابوالفضل نمیشم ازش بدم میاد
مامانم گفت چشه بدبخت پسربه این خوبی ازخداتم باشه، گفتم همین امشب به گوهرخانم زنگبزن بگو شیرین راضی نیست وبرای پسرشون فکریه دختردیگه باشن..مامانم گفت بابات صلاحت بهترمیدونه وماراضی هستیم توام بایدقبول کنی تاهمین الانشم دیرشده خواهرت هم سن تو بودیه بچه ام داشت..بحث کردن باپدرومادرم بی فایده بود تصمیم گرفتم باخود ابوالفضل حرفبزنم وبهش بگم راضی به این وصلت نیستم..فرداش وقتی ازمدرسه برمیگشتم رفتم محل کار ابوالفضل،اون موقع تویه تعمیرگاه ماشین کارمیکردازدوردیدمش داشت بایه مشتری صحبت میکرد..منتظرموندم تاسرش خلوت بشه..وقتی موقعیت جورشدرفتم جلوبهش سلام کردم..بادیدنم حسابی جاخوردجواب سلامم بالبخند دادگفت:شمااینجاچکارمیکنی؟انگارازوقتی خواستگاری کرده بود روش بازشده بود..گفتم میخوام باهات صحبت کنم..گفت الان نمیشه برو خونه غروب بیا پارک دورمیدون..
ادامه در پارت بعدی 👇
"پیرمردی" با پسر و عروس و نوه اش زندگی میکرد.
او دستانش می لرزید و چشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود، هنگام خوردن شام غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را بر زمین انداخت و شکست.
"پسر و عروس" از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند:
باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد.
آنها یک میز کوچک در گوشه اطاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به "تنهایی" آنجا غذا بخورد، بعد از این که یک بشقاب از دست پدربزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را در کاسه چوبی بخورد، هروقت هم خانواده او را "سرزنش" میکردند پدر بزرگ فقط "اشک" میریخت و هیچ نمیگفت.
یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب "بازی" میکرد، پدر روبه او کرد و گفت:
پسرم داری چی درست میکنی؟
پسر با "شیرین زبانی" گفت:
دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست میکنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید...
یادمان بماند که:
"زمین گرد است.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli