eitaa logo
❤️هم دلی❤️
16هزار دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🍃 بخونید قشنگه 🍃
خیلی زیباست👌 "یخی که عاشق خورشید شد" زمستان تمام شده و بهار آمده بود؛ تکه یخی کنار سنگی بزرگ جای خوبی برای خواب داشت؛ از میان شاخه های درخت، نوری را دید با خوشحالی به خورشید نگاه کرد و با صدای بلند گفت: سلام خورشید...من تابحال دوستی نداشته ام با من دوست می شوی؟ خورشید گفت: سلام، اما… یخ با نگرانی گفت: اما چه؟ خورشید گفت: تو نباید به من نگاه کنی، باور کن من دوست خوبی برای تو نیستم اگر من باشم، تو نیستی! می میری، میفهمی؟ یخ گفت: چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی؟! چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی؟! روزها یخ به آفتاب نگاه کرد و کوچک و کوچک تر شد؛ یک روز خورشید بیدار شد و تکه یخ را ندید؛ از جای یخ، جوی کوچکی جاری شده بود چند روز بعد از همان جا گلی زیبا به شکل خورشید رویید... هر جا که خورشید می رفت گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد، گل آفتابگردان هنوز عاشق خورشید است
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_شصت_هفت اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. یکساعتی که گذشت باب
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. بابام گفت توالان عصبانی هستی،بایدفکرابروی ماهم باشی توخانواده ماطلاق معنانداره..ابوالفضل که میدونست خانواده من ازهمچیشون بخاطرابروشون میگذرن ازهمین موضوع سواستفاده کردگفت بخدامن نمیذارم کسی چیزی بفهمه اشتباه کردم قول میدم همه چی درست کنم یه جوری حرف میزدانگارمن خلاف کرده بودم اون میخواست برام حفظ ابروکنه!برای اولین بارتوروی بابام وایستادم گفتم تاالانم بخاطرشماهربدبختی توزندگی تحمل کردم ولی ازاین به بعددیگه کوتاه نمیام کارخلاف شرع هم نمیخوام بکنم که ابروتون به خطربیفته وبلندشدم رفتم..وقتی ابوالفضل رفت بابام امدپیشم گفت هزاران نفرمثل توهستن که دارن زندگیشون رومیکنن دیگه اینکاریه که شده میخوای طلاق بگیری بیای وردل من که چی بشه!فکرمیکنی اینجوری همه چی خوب میشه نه اشتباه نکن من که غیرتم قبول نمیکنه توتنهازندگی کنی پیش منم باشی چپ بری راست بیای این جماعت برات حرف درمیارن..بعدازطلاق اوضاع بدترمیشه برگرد سرخونه زندگیت.... ادامه در پارت بعدی 👇 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
به خاطر دفاع از خانواده ات، به همسرت حمله ور نشو، یا او را به خاطر رابطه بهتر با خانواده ات، تحت فشار قرار نده، که دو نتیجه دارد. 🍐خراب شدن رابطه شما و همسرت و عذاب... 🍐کراهت بیشتر همسرت از خانواده تو... 👈🏽راه حل "پایدار و درستش" اینه که: رابطه ات را به صورت پایدار با همسرت و خانواده همسرت بهبود ببخشی، رابطه خانواده خودت با همسرت در طی زمان_بدون هیچ کار اضافه ای و اصراری_ حل خواهد شد ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭐️شبتون در پناه خدا 🌙شب بخیر ⃟🌸 💚💚💚💚💚💚💚💚
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📅 تقویم نجومی اسلامی روز دوشنبه ✴️ دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴ 📆 ۲۴ جمادی‌الثانی ۱۴۴۷ | ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵ 🕌 مناسبت‌ها و امور دینی و اسلامی 🌙⭐️ احکام و توصیه‌های دینی و نجومی روز دوشنبه 📛 تقارن نحسین صدقه دادن در ابتدای صبح برای دفع نحوست روز بسیار توصیه شده است. 🌔 قمر در عقرب ⏰ امروز ساعت ۷:۲۲ بامداد قمر وارد برج عقرب می‌شود. ⏰ روز چهارشنبه ساعت ۲۰:۰۹ قمر از برج عقرب خارج خواهد شد. 📛 در مدت زمان قمر در عقرب، انجام امور مهم و اساسی زندگی مانند: عقد و ازدواج معاملات کلان شروع کارهای سرنوشت‌ساز ❌ توصیه نمی‌شود. 🚘 مسافرت مسافرت در این روز شدیداً مکروه است و در صورت ضرورت حتماً با صدقه همراه باشد. 🤕 وضعیت بیماران بیمارانی که بیماری آن‌ها از امروز آغاز شود، نیاز به مراقبت بیشتر دارند. 👶 زایمان برای زایمان روز مناسبی محسوب نمی‌شود. 🔭 احکام و اختیارات نجومی 🌓 با وجود قمر در برج عقرب، از نظر نجومی انجام امور زیر مناسب و نیک است: ✅ خرید باغ، زمین کشاورزی و مزرعه ✅ بذر افشانی و کاشت ✅ شخم زدن زمین ✅ آبیاری ✅ کندن چاه، کانال و آبراه ✅ از شیر گرفتن کودک ✅ جراحی چشم (آب مروارید و مشابه) ✅ کشیدن دندان ✅ استحمام 👩‍❤️‍👨 مباشرت و مجامعت به دلیل قمر در عقرب، از مجامعت به نیت فرزندآوری احتیاطاً پرهیز شود. 💇‍♂ اصلاح سر و صورت طبق روایات، اصلاح مو (سر و صورت) در این روز قمری باعث بهبود و اصلاح امور زندگی می‌شود. 🔴 حجامت و خون‌دادن یا در این روز موجب دفع صفرا است و در ایام قمر در عقرب منع روایی ندارد. 🔵 ناخن گرفتن دوشنبه روز مناسبی برای گرفتن ناخن است و از برکات آن، توفیق در امور معنوی از جمله قاری یا حافظ قرآن شدن ذکر شده است. 👕 دوخت و دوز لباس دوشنبه برای بریدن و دوخت لباس نو روزی بسیار مبارک است و آن لباس موجب برکت خواهد بود. ✴️ استخاره ⏰ زمان‌های مناسب استخاره در روز دوشنبه: از طلوع فجر تا طلوع آفتاب از ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر از ساعت ۱۶ عصر تا زمان خواب (عشای آخر) ❇️ اذکار روز دوشنبه 🔹 ذکر روز: یا قاضی‌الحاجات – ۱۰۰ مرتبه 🔹 ذکر بعد از نماز صبح: یا لطیف – ۱۲۹ مرتبه (موجب گشایش رزق و یافتن مال کثیر) 💠 فضیلت روز دوشنبه طبق روایات، روز دوشنبه منسوب به 🌸 حضرت امام حسن (ع) و حضرت امام حسین (ع) است و سفارش شده اعمال خیر و نیک این روز به محضر نورانی ایشان هدیه گردد تا ثواب آن دوچندان شود. 😴 تعبیر خواب تعبیر خوابی که شب سه‌شنبه دیده شود، بر اساس آیه ۲۵ سوره مبارکه فرقان است: یوم تشقق السماء بالغمام و نزل الملائکه تنزیلا... 📌 مفهوم آیه نشان می‌دهد ممکن است خواب‌بیننده دچار خصومت یا گفت‌وگوی ناپسند شود؛ صدقه دادن سبب رفع آن خواهد شد. تعبیر خواب خود را در این معنا قیاس نمایید. 🌸 زندگیتان مهدوی 🌸 📚
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
1404/9/24   دوشنبه‌ی پاییزیتون عالی امیدوارم اتفاق‌های خوب زندگی آروم و پیوسته در لحظه‌های زندگیتون جاری باشه روزتـون زیبـا و دل‌انگیز
🌺رفتاری هایی که به خاتمه میده : 💢ازاینکه همیشه فکر کنید حق با شماست دست بردارید ، به طرف مقابلتون فضا بدید که اونم دیدگاهش رو بگه. 💢با آرامش صحبت کنید ، این یک مهارته ، پس من نمیتونم و من اینطوری ام و بد حرف میزنم ولی تو دلم چیزی نیست رو بزارید کنار و این مهارت رو یاد بگیرید و بحث رو به حاشیه نبرید . 💢درجهت پیدا کردن راه حل صحبت کنید راه حل هارو که پیداکردید شروع کنید به صورت شفاف ،دربارشون صحبت کنید و ریز خواسته هاتون رو بگید ، راه حلی که به نفع هر دو نفرتونه رو انتخاب کنید . 💢راه حلی که برای هر دوتون برد_برد باشه و حال هر دوبعد از مکالمتون خوب باشه.
این متن عالیه با اوضاع الانمون کاملا همخوانی داره!!😄👌 در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که همیشه با هم نزاع و دعوا داشتند. یک روز با هم قرار گذاشتند که هر کدام دارویی بسازد و به دیگری بدهد تا یکی بمیرد و دیگری که میماند لااقل در آسایش زندگی کند! برای همین سکه ای به هوا انداختند و شیر و خط کردند که کدام یکی اول سم را بخورد. قرعه به نام همسایه دوم افتاد. پس همسایه اول به بازار رفت و از عطاری قوی ترین سمی که داشت را خرید و به همسایه اش داد تا بخورد. همسایه دوم سم را سرکشید و به خانه اش رفت. قبلا به خدمتکارانش گفته بود حوض را برایش از آب گرم پر کنند و یک ظرف دوغ پر نمک هم آماده بگذارند کنار حوض. او همینکه به خانه رسید، ظرف بزرگ دوغ را سر کشید و وارد حوض شد. کمی دست و پا زد و شنا کرد و هر چه خورده بود را برگرداند و پس از آنکه معده اش تخلیه و تمیز شد، به اتاق رفت و تخت خوابید. صبح روز بعد سالم بیدار شد و به سراغ همسایه اش رفت و گفت: من جان سالم به در بردم، حالا نوبت من است که سمی بسازم و طبق قرار تو آن را بخوری. او به بازار رفت و نمد بزرگی خرید و به خانه برد. خدمتکارانش را هم صدا کرد و به آنها گفت که از حالا فقط کارتان این است که از صبح تا غروب این نمد را با چوب بکوبید! همسایه اول هرروز میشنید که مرد همسایه که در تدارک تهیه سم است!!! از صبح تا شب مواد سم را میکوبد. با هر ضربه و هر صدا که میشنید نگرانی و ترسش بیشتر میشد و پیش خودش به سم مهلکی که داشتند برایش تهیه میکردند فکر میکرد. کم کم نگرانی و ترس همه ی وجودش را گرفت و آسایشی برایش نماند. شبها ترس، خواب از چشمانش ربوده بود و روزها با هر صدایی که از خانه ی همسایه میشنید دلهره اش بیشتر میشد و تشویش سراسر وجودش را میگرفت. هر چوبی که بر نمد کوبیده میشد برای او ضربه ای بود که در نظرش سم را مهلک تر میکرد. روز سوم خبر رسید که مرده است. او قبل از اینکه سمی بخورد، از ترس مرده بود!! این داستان حکایت این روزهای بعضی از ماست. مادامیکه روحیه ی ما شاداب و سرزنده باشد هیچ مشکلی قوی نیست. خیلی ها مغلوب استرس و نگرانی میشوند تا شرایط اقتصادی.لطفا خبرهای بد را نشر ندهیم. یک عزم همگانی برای عبور از این بحران لازم است. بیایید خودمان به فکر باشیم و فقط اخبار و اطلاعات خوب را نشر دهیم. برای شروع همین متن را برای دیگرانی که دوستشان داریم بفرستیم ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_شصت_هشت اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. بابام گفت توالان عص
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. باورم نمیشدبابام بخاطرابروش چشمش رو روی همه چی بسته بود!خیلی راحت ازم خواست برگردم سرخونه زندگیم ویه جوری رفتارکنم که هیچ اتفاقی نیفتاده؟!! البته یه جورایی هم راست میگفت بعدازطلاق اوضاعم بدترمیشدولی بهترنمیشدحتی شایدمجبورمیشدم برای همیشه خونه نشین بشم ومن دیگه شیرین چندسال پیش نبودم که بخوام توخونه بشینم کار نکنم..نمیخواستم تحت هیچ شرایطی ازشرایط قبلیم بیرون بیام..واقعابرام سخت بودبرای چندرغازدستم جلوی بابام درازکنم ازطرفی هم مطمئن بودم خانوادم اجازه نمیدن تنهازندگی کنم,تودوراهی بدی گیرکرده بودم بایدفکرام میکردم ویه تصمیم درست میگرفتم!!؟بعداز۲روزکلنجاررفتن فهمیدم چاره ای جزپذیرفتن این شرایط ندارم بقول بابام بهتربودفکرکنم ابوالفضل میره سفر!!وبلاخره باپادرمیونی خانواده ابوالفضل برگشتم سرخونه زندگیم.. البته دیگه اشتیاقی برای ادامه زندگی نداشتم چون امیدم ازدست داده بودم من برگشتم که اسیرزندانی تفکرات بعدازطلاق خانوادم نشم وتنهاهدفم این بودانقدرکارکنم پس اندازداشته باشم که بتونم دراینده بدون حمایت خانوادم ازپس خودم بربیام مستقل بشم... ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌‌ ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🍃🍃🍃🍃🍃🍂🍃 داستان دخترک و پیر مرد.... 🍃🍃🍂🍃