eitaa logo
❤️هم دلی❤️
15.9هزار دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
💐🍃🌿🕊🥀🌾🍂🌻🍁🥀 🍃🌺🍂 🌿🍂🕊 🕊 ﮐﺎﺵ ﺩﺭ ﺗﻨﺪﯾﺲ ﺁﺩﻡ ﺩﻝ ﻧﺒﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻏﻢ ﺩﺍﺧﻠﺶ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﺎﺵ ﺟﺎﯼ ﻫﺮ ﻏﻤﯽ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﻮﺩ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﺮﻋﻪ ﺍﯼ ﺩﻣﻨﻮﺵ ﺑﻮﺩ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻗﻠﺒﻬﺎ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺭﺍ ﺣﺒﺲ ﮐﺮﺩ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻧﻮﺷﺖ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺗﻘﺪﯾﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﺷﺖ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﺭﺍ ﻣﺴﺖ ﮐﺮﺩ ﯾﺎ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﺣﺎﻓﻆ ﺩﺳﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﺎﺷﮑﯽ ﻟﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﺻﺒﺢ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺩﻣﯿﺪ ﮐﺎﺵ ﺟﻨﺲ ﻗﻠﺐ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﻮﺩ ﺟﺎﯼ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻫﻢ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﺎﺵ ﻣﯽﺷﺪ ﮔﻔﺖ ﺩﻝ ﺍﺯ ﺳﻨﮓﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﻝ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﻧﯿﺮﻧﮓ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻋﮑﺲ ﺩﻝ ﺭﺍ ﻗﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺏ ﮐﺮﺩ ﮐﺎﺵ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺷﻌﺮ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﺮﻭﺩ 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
تو عمارت زنعمو و بچه هاش که کلا چشم دیدنمونو نداشتن سکینه بانو که تا قبل عقد همه زور. شو زد واسه در
یه روز زنعمو  اومد مطبخ به زیور گفت: نمیتونیم فعلا کسی دیگه رو بیاریم اشاره کرد به مادرم گفت فعلا خاتون کمک دستت باشه تا بعد زیور گفت : _ولی خانم خاتون خانوم بزرگی کردن این چند وقت به من کمک کردن نمیشه که ... ولی زنعمو جوابی نداد و رفت زنعمو که رفت زیور توپید به مادرم که _ چقدر بهت گفتم نکن یه فکری به حال زندگیت کن همینو میخواستی که این زنک بیاد تورو بکنه کارگر عمارت مگه تو هم عروس این خانواده نیستی اصن کی گفته اون تصمیم میگیره برو به خان بگو ولی مادرم چیزی نمیگفت میگفت: _ اشکال نداره من که اینجا هستم کمکت اون هرچی میخواد فکر کنه ولی زیور به این راحتیا کوتاه نیومد یه روز که زنعمو و بچه ها رفته بودن خونه پدر زنعمو زیور رفت سراغ عمو که تازه از سر زمین اومده بود منم دنبالش رفتم ببینم میخواد چیکار کنه چایی عمو رو که گذاشت جلوش گفت : _خانزاده سرتون سلامت میدونم شوکت خانوم گفتن نیازی نیس کسی بیاد واسه کمک به مطبخ و خاتون رو گفتن کمک باشه ولی این خاتون بیچاره جونی نداره خودش به اندازه کافی ضعیف هست تا الانم کمک من میکرده کارای سبک میدادم بهش اونم چون فقط خودش دوس داشت تو مطبخ باشه ولی راستش از پس کارها بر نمیاد عمو اینو که شنید قرمز شد گفت: _ مگه خاتون کلفته که تو مطبخ کار کنه ؟ زیور با صدای مظلوم و شرممنده گفت: _ زبونم لال  ولی اخه شووکت خانوم..... عموم داد زد: _ شوکت غلط کرده همین فردا میگم یکیو پیدا کنن بیاد کمکت زیور که به هدفش رسیده بود یکم چاپلوسی کرد و اومد بیرون شبش تو اتاق نشسته بودیم مادرم برامون از گذشته ها تعریف میکرد که در زدن گلی درو باز کرد عموم بود گفت زنداداش اجازه هست ؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌙 تقویم نجومی و اسلامی پنجشنبه ۴ دی ۱۴۰۴ 📅 پنجشنبه ۴ دی / جدی ۱۴۰۴ 📅 ۴ رجب ۱۴۴۷ هجری قمری 📅 ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی 🕋 مناسبت‌ها و امور دینی و اسلامی 🎇 امور اسلامی و دینی ❇️ امروز روزی بسیار نیک، پربرکت و خوش‌یُمن است و برای انجام امور زیر توصیه شده است: ✅ خواستگاری، عقد و عروسی ✅ آغاز بنایی و ساخت‌وساز ✅ امور زراعی و کشاورزی ✅ شکار، صید و دام‌گذاری ✅ خرید وسایل و ملزومات ✅ ایجاد صلح و آشتی میان افراد 👶 زایمان و نوزاد ✅ امروز برای زایمان مناسب است 👶 نوزاد امروز محبوب مردم و خوش‌اقبال خواهد بود. ان‌شاءالله 🤒 وضعیت بیمار 💊 بیماری که امروز دچار ناخوشی شود، به‌زودی شفا می‌یابد. ان‌شاءالله 🚘 سفر ⚠️ مسافرت در این روز مناسب نیست و خوف حادثه دارد 🔹 در صورت ضرورت، حتماً با صدقه همراه باشد. 🔭 احکام و اختیارات نجومی 🌖 قمر در برج حوت (ماهی) از نظر نجومی، امروز برای امور زیر بسیار مناسب است: ✳️ دعوت کردن و مهمانی گرفتن ✳️ آغاز تعلیم و تعلم و امور آموزشی ✳️ از شیر گرفتن کودک ✳️ پوشیدن لباس نو ✳️ گرفتن ناخن ✳️ آغاز درمان و معالجه 👩‍❤️‍👩 احکام مباشرت و انعقاد نطفه 🔹 امروز (پنجشنبه) 💑 مباشرت هنگام زوال ظهر مستحب است 👶 فرزند حاصل، عاقل، سیاست‌مدار و بزرگوار خواهد بود. ان‌شاءالله 🔹 امشب (شب جمعه) 🌙 شب لیلةالرغائب 💑 مباشرت پس از وقت فضیلت نماز عشاء مستحب است 👶 امید است فرزند حاصل از ابدال و یاران امام زمان (عج) گردد. ان‌شاءالله 💇‍♂️ اصلاح سر و صورت ⛔ طبق روایات، اصلاح مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ⚠️ خوب نیست و موجب غم و اندوه می‌گردد. 💉 حجامت، فصد و خون دادن ⛔ خون دادن، حجامت، فصد و زالو انداختن در این روز ⚠️ مناسب نیست و موجب سردرد و آزار سر می‌شود. 😴 تعبیر خواب 🌙 خوابی که شب جمعه دیده شود، تعبیر آن از آیه ۵ سوره مائده است: «الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ…» 📌 تعبیر خواب: ✔️ رسیدن منفعت ✔️ خوشحالی و گشایش ✔️ دریافت نعمت یا خبر خوش ان‌شاءالله و خواب خود را در این معانی قیاس نمایید. 💅 گرفتن ناخن 🔵 پنجشنبه برای گرفتن ناخن روزی بسیار خوب است ✨ موجب رفع درد چشم، سلامت بدن و شفای دردها می‌گردد. 👕✂️ دوخت و دوز لباس ✅ پنجشنبه برای بریدن و دوختن لباس نو روز خوبی است 📚 سبب می‌شود فرد عالم، دانش‌دوست و اهل علم گردد. ان‌شاءالله ✴️ وقت استخاره در روز پنجشنبه 🕰 از طلوع فجر تا طلوع آفتاب 🕰 و از ساعت ۱۲ ظهر تا عشاء آخر (وقت خواب) ❇️ اذکار روز 🔹 ذکر روز پنجشنبه: 🕊 لا إله إلا الله الملک الحق المبین 🔹 ذکر بعد از نماز صبح: ✨ یا رزّاق — ۳۰۸ مرتبه 📌 موجب رزق فراوان می‌گردد. 💠 امام منتسب به روز پنجشنبه 📿 طبق روایات، این روز متعلق است به: علیه‌السلام 🔸 سفارش شده اعمال نیک و خیر خود را به پیشگاه ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیب گردد. 🌸 زندگیتون مهدوی 🌸
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸🌱🌸🌱🌸 🌱🌸🌱🌸 🌸🌱🌸 🌱🌸 🌸      ســ🥰✋ــلام 🌸پنجشنبه زیباتون بخیر 💜امـیـدوارم 🌸پایان هـفتـه تـون 💜بـا بهترین لحظه هـا 🌸و موفقیتها گره بخوره 💜و سرشاراز خیرو برکت 🌸و لبریـز از آرامش باشـه 💜پنجشنبه تون زیباتر از هر گــل 🌸آخر هفته ی خـوبـی داشتـه باشید 🌱🌸 🌸🌱🌸 🌱🌸🌱🌸 🌸🌱🌸🌱🌸
ای مرد، اگر دستت به جای نوازش، به خشونت بلند شود، بدان که از مسیر ایمان دور گشته‌ای. ایمان، چشمه‌ای است که هرچه پررنگ‌تر شود، محبت به همسر و فرزند را جاری‌تر می‌سازد. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «نشانه‌ی ایمان، مهر به خانواده است.» ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
داستان کوتاه زنی زیبا که صاحب فرزند نمیشد پیش پیامبر میرود و میگوید از خدا فرزندی صالح برایم بخواه. پیامبر وقتی دعا میکند ، وحی میرسد او را بدون فرزند خلق کردم. زن میگوید خدا رحیم است و میرود. سال بعد باز تکرار میشود و باز وحی می آید که بدون فرزند است. زن این بار نیز به آسمان نگاه میکند و میرود. سال سوم پیامبر زن را با کودکی در آغوش می بیند. با تعجب از خدا میپرسد: بارالها، چگونه کودکی دارد او که بدون فرزند خلق شده بود. ! وحی میرسد: هر بار گفتم فرزندی نخواهد داشت، او باور نکرد و مرا رحیم خواند. رحمتم بر سرنوشتش پیشی گرفت. با دعا سرنوشت تغییر می کند... از رحمت الهی ناامید نشوید اینقدر به درگاهی الهی بزنید تا در باز شود... ميان آرزوی تو و معجزه خداوند، ديواري است به نام اعتماد. پس اگر دوست داري به آرزويت برسي با تمام وجود به او اعتماد کن. هيچ کودکی نگران وعده بعدی غذايش نيست ! زيرا به مهربانی مادرش ايمان دارد. اي کاش ايمانی از جنس کودکانه داشته باشيم به خدا... رحمت خدا ممکن است کمی تأخیر داشته باشد امّا حتمی است ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
یه روز زنعمو  اومد مطبخ به زیور گفت: نمیتونیم فعلا کسی دیگه رو بیاریم اشاره کرد به مادرم گفت فعلا خ
🌱 مادرم هول چادرشو سرش انداخت و تعارف کرد عمو اومد داخل نشست منو گلی از اینکه بعد ماه ها یکی اومده بود اتاقمون ذوق زده هرچی خوراکی داشتیم آوردیم گذاشتیم جلو عمو یکم که نشست گفت: _ زیاد مزاحمت نمیشم زنداداش هم اومدم ازت گله کنم هم معذرت خواهی ما این مدت خیلی در حق شما و بچه ها کوتاهی کردیم گله دارم از اینکه دیگه سفره تو از ما جدا کردی هم اینکه  شان و منزلت خودتو آوردی پایین رفتی تو مطبخ قاطی کارگرا ناسلامتی شما عروس خانی اسمت تو شناسنامه منه واسه من افت داره من این مدت زیاد حواسم به داخل عمارت نبوده از اینکه شوکت شمارو با کارگرا همسان کرده مع ذرت میخوام خودم حساب کارو میدم دستش ازتون میخوام دیگه نرین داخل مطبخ واسه کار کردن مردم چی میگن اخه ؟از فردا هم موقع ناهار و شام میفرستم صداتون کنن با بچه ها بیاین سر سفره ما مادرم معلوم بود معذب شده طبق عادت گفت: _ نه خان داداش این چه حرفیه من خودم دوس داشتم برم مطبخ پیش زیور اینجوری حوصلمم سر نمیره از شوکت خانمم گله ای ندارم اگر اجازه بدین وعده های ناهار و شامم همینجا با بچه ها داخل اتاق باشیم راحت تریم ولی عموم قبول نکرد از مادرم خواست دیگه مطبخ نره و سر سفره حضور داشته باشه حرفاشو که زد بلند شد و رفت مادرمم از فرداش با اینکه دلش میخواست ولی دیگه نرفت مطبخ مگه میشد رو حرف عمو نه آورد .... موقع ناهار یکی از کارگرا اومد دنبالمون گفت: _ خان گفته تشریف بیارید سر سفره مادرم لباس مرتبی پوشید و تن من و گلی هم لباس مرتبی کرد و رفتیم داخل اتاق که شدیم زنعمو با چشمایی که ازش خشمش پیدا بود نگاهمون میکرد سیمین و سوسن پشت چشمی برامون نازک کردن سکینه بانو هم فحشی زیرلب نثارمون کرد مراد و خان بابا  براشون خیلی اهمیت نداشت حضور ما ولی عمو بهمون تعارف کرد بشینیم مادرم معلوم بود خیلی معذبه گوشه ای از سفره سربزیر نشستیم و مشغول شدیم زنعمو رو کرد به مادرم گفت: _ خاتون غذاهای تو خوشمزه تر بود کاش خودت تو مطبخ میموندی و برامون غذا آماده میکردی عمو استغفرالهی گفت و چپ چپ به زنعمو نگاه کرد معلوم بود سر این موضوع حسابی باهاش بحث کرده ولی زن عمو پرروتر از اونی بود که بخواد زبون به دهن بگیره بعد از ناهار که اصلا زیر نگاه های سنگین بقیه نفهمیدیم‌چی خوردیم بلند شدیم و سریع به اتاقمون برگشتیم جو اون اتاق نه تنها واسه مادرم بلکه واسه من و گلی هم غیر قابل تحمل بود..
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 نخستین شب جمعه ماه رجب ♨️ لَیلَةُ الرَّغائِب نخستین شب جمعهٔ ماه رجب است که در آن امید به بخشش‌های فراوان از سوی خداوند است. لیله به معنای شب است و کلمهٔ «رغائب» جمع «رغیبه» به معنای چیزی است که مورد رغبت و میل و نیز به معنای عطا و بخشش فراوان است. بنابراین «لیلة الرغائب» هم می‌تواند به معنای شبی باشد که میل و توجه به آن بسیار است و هم می‌تواند به معنای شبی باشد که در آن عطا و بخشش خدا بسیار است./دکتر میر باقری 🎥
‌ قهرمان گاهی زنی ست که پایِ همه حرف هایِ پشت سرش ایستاده و برایِ عشقش می جنگد گاهی مردی ست که تنها و یک تنه با همه می جنگد تا به معشوقه اش برسد برایِ عشقتان بجنگید قبل از اینکه دیر بشود اگر ادعای دوست داشتن دارید برای تصرف مساحتِ پیراهنش ، برایِ مرز حلقه یِ آغوشش بجنگید دفاع از حقتان برایِ عشق دفاعِ مقدسی ست! جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
این متن بسیار زیبا روحتما بخونید ✦❀•┈┈┈•✦❀ ✦❀•┈┈┈•✦❀ ✂ از خياطي پرسيدند: زندگي يعني چه ؟گفت : دوختن روح به خدا با نخ توبه !!!! 🎄از باغباني پرسيدند : زندگي يعني چه ؟گفت : کاشت بذر عشق در زمين دلها زير نور ايمان !!!!! 🔎از باستان شناسي پرسيدند : زندگي يعني چه ؟گفت : کاويدن جانها براي استخراج گوهر درون !!!!! 🎑از آيينه فروشي پرسيدند : زندگي يعني چه ؟گفت : زدودن غبار آيينه دل با شيشه پاک کن توکل !!!!! 🍎از ميوه فروشي پرسيدند : زندگي يعني چه ؟گفت : دست چين خوبي ها در صندوقچه دل ! ✦❀•┈┈┈•✦❀ ✦❀•┈┈┈•✦❀ 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
خدا را شکر که تو خواهر منی که اگر نبودی چقدر غصه می‌خوردم، چقدر خالی می‌شد جای کسی شبیه به تو چقدر تنها می‌شدم بدون تو. خدا را شکر که خواهر منی و خواهر آدمِ دیگری نیستی، که اگر بودی حسرت نداشتنت تا همیشه گوشه‌ی قلبم سنگینی می‌کرد تو خواهر زیبای منی و دوست داشتنت برای زنده‌ماندنم الزامی‌ست. بغلت که می‌کنم، غصه‌ها یکی یکی زرد می‌شوند و از شاخه‌ی دل، به زمین می‌افتند، بغلت که می‌کنم بهار می‌شود. خدا مرا دوست داشت که تو را آفرید و این یک معجزه‌ بود که تو خواهر من شدی. تقدیم کن به خواهرت 🌹 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli