عنوان داستان : زن نظافتچى
من دانشجوى سال دوم بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خندهام گرفت. فکر کردم استاد۰ حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سوال اين بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت میکند چيست؟»
من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود... امّا نام کوچکش را از کجا بايد میدانستم؟
من برگه امتحانى را تحويل دادم و سوال آخر را بیجواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجويى از استاد سوال کرد آيا سوال آخر هم در بارمبندى نمرات محسوب میشود؟
استاد گفت: حتماً و ادامه داد:
شما در حرفه خود با آدمهاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد. همه آنها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه شما میباشند، حتى اگر تنها کارى که میکنيد لبخند زدن و سلام کردن به آنها باشد.
من اين درس را هيچگاه فراموش نکردهام.
❤️داستان و خاطرات
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
✅نکاتی برای داشتن زندگی زناشویی موفق
🍃- به یکدیگر دلگرمی بدهید و در هر شرایطی از هم حمایت کنید: آنچه در دلگرمی وجود دارد، امنیت روانی است. اگر پیش از ازدواج همسرتان به پدر و مادرش تکیه می کرد، حال باید بتواند به شما تکیه کند.
🍃- با یکدیگر راحت و صادقانه ارتباط برقرار کنید: احساسات و افکار خود را با کمال میل و راحت بیان کنید، در بعضی از مواقع مانند زمان عصبانیت لازم است گفتگوها را به تعویق بیاندازید.
🍃- خودتان را بپذیرید: خودپذیری یعنی احترام به خود، خواسته ها، حقوق و در کل احترام و جدیت در زندگی. افرادی که خودپذیری بیشتری دارند، در پذیرش دیگران تواناترند. خودپذیری متقابل، موجب رشد و کمال شما و رابطه تان می شود.
🍃- جرات به خرج دهید و ناقص بودن خود را بپذیرید: وقتی به خاطر اشتباهات، شجاعانه معذرت می خواهید، دیوار کمال طلبی های کاذب، تسلط و قدرت طلبی های بیمارگون را فرو می ریزید و با یک عذرخواهی ساده، راه را برای صمیمیتی بیش از پیش آماده می کنید.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
خیلی قشنگه 🌸🌱🌸🌱🌸🌱
🌷🌷🌷
داستان کوتاه
#نجات_عشق❤️
روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت. همه ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند. اما عشـــق می خواست تا آخرین لحظه بماند، چون او عاشق جزیره بود.
وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت، عشق از ثروت که با قایقی باشکوه جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت:« آیا می توانم با تو همسفر شوم؟»
ثروت گفت:« نه، من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم هست و دیگر جایی برای تو وجود ندارد.»
پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود، کمک خواست.
غرور گفت:« نه، نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد.»
غم در نزدیکی عشق بود. پس عشق به او گفت:« اجازه بده تا من باتو بیایم.»
غم با صدای حزن آلود گفت:« آه، عشق، من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تا تنها باشم.»
عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد. اما او آن قدر غرق شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را هم نشنید.
آب هر لحظه بالا و بالاتر می آمد و عشق دیگر ناامید شده بود که ناگهان صدایی سالخورده گفت:« بیا عشق، من تو را خواهم برد.»
عشق آن قدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد. وقتی به خشکی رسیدند، پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده بود، چقدر بر گردنش حق دارد.
عشق نزد علم که مشغول حل مساله ای روی شن های ساحل بود، رفت و از او پرسید: « آن پیرمرد که بود؟»
علم پاسخ داد: « زمان»
عشق با تعجب گفت:« زمان؟! اما او چرا به من کمک کرد؟»
علم لبخندی خردمندانه زد و گفت: « زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است.»
📚 📚
🌷🌷🌷
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🌼🍃
زنها خالق و زندگیبخشاند
آنها با آفرینش، به خلاقیت خود نمود میبخشند؛
خلق یک کودک، ایجاد ارتباط صمیمی، پخت غذای خوشمزه، تزیین خانه، آرایش موها و...
آفرینش جزء طبیعت زنهاست
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی دو روز مونده بود به مراسم بله برون به ظاهر همه چی خوب و آروم بود سیمین
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
به قول فرهاد الان فقط باید به فکر زندگی آیندمون باشم آخرین باری که فرهادو دیدم تصمیم گرفتیم دیگه بهش فکر نکنم برام خیلی سخت بود ولی تحمل میکردم تا اون روز که بشم نشون کردشو دیگه دیدارمون با خیال راحت باشه البته بعد از بله برون هم رسم نبود دختر و پسر همدیگرو ببینن ولی فرهاد میگفت میخوان مراسم عقد و عروسی هم زود برگزار کنن و فاصله زیادی بینشون نمیافتاد
لباسمو که واسه بار چندم پوشیده بودم و در اوردم با دقت آویزون کردم به میخی که رو دیوار زده شده بود گلی گفت حالا انقدر تنت کن در بیار تا کهنش کنی گفتم وای گلی نمیدونی چه حسی دارم چرا انقدر لحظه ها دیر میگذره پس کاش زود بگذره این دو روز گلی بالشتی انداخت رو زمین و دراز کشید گفت میگذره بابا میرسی به فرهاد خ انتون چشم رو هم بزاری میبینی بچه هات دارن از سر و کولت میرن بالا از فکر بچه هایی که قرار بود منو فرهاد پدر مادرشون باشیم دلم قن ج رفت گلی گفت چیشد خ وشت اومد با ذوق بهش نگاه کردمو سرمو تکون دادم گفتم مامان کجاس پس گلی روشو اونور کرد و گفت طبق معمول پیش زیور میگه میخوام خودم شیرینی های مراسمو درست کنم گلی خوابید و منم بلند شدم رفتم مطبخ مادرم و زیور و یکی از کارگرا مشغول درست کردن خمیر شیرینی بودن هنوز تا آماده شدن شیرینی ها خیلی مونده بود پس تصمیم گرفتم برم یکم تو باغ بشینم به یاد قدیما که حوصلم سر میرفت میرفتم تو باغ رفتم سراغ تخته چوبی که همیشه میشستم روش و بازم فرو رفتم تو خیال لباس عروس و مراسمایی که پیش رو داشتم تو ذهنم خودمو تو لباس عروس سفید ساتن تصور میکردم با گلدوزی هایی که روی دامنش داشت و فرهادو توی کت و شلوار مشکی راه راه با خودم میگفتم اگه خیالش انقدر قشنگه پس وقتی تبدیل به واقعیت بشه چقدر میتونه شیرین باشه تو همین رویاهای شیرین بودم که احساس کردم صدای پا میاد
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
وفادارتر از خدا سراغ ندارم
به رسم همین وفاداری ست که تو را به او میسپارم ❤️🍃🍃
شبت بخیر و در پناه خدای مهربون 🌙⭐️
❥
✴️ چهارشنبه 👈17 دی/جدی 1404
👈17 رجب 1447👈7 ژانویه 2026
🕋مناسبت های دینی اسلامی.
🎆امور اسلامی و دینی.
❇️امروز روز خوبی برای امور زیر است:
✅ختنه نوزاد.
✅انواع دیدارها.
✅انجام مقدمات ازدواج مثل خواستگاری.
✅امور زراعی و کشاورزی.
✅خرید و فروش.
✅آغاز بنایی و خشت بنا نهادن.
✅درختکاری.
✅و دیدار دوستان خوب است.
👶برای زایمان مناسب و نوزاد مبارک و خوشبخت در کارها است.ان شاءالله.
🚘مسافرت مکروه و اگر ضروری باشد حتما حتما با صدقه همراه باشد.
🔭احکام و اختیارات نجومی.
🌖امروز قمر در برج سنبله و برای امور زیر خوب است :
✳️خرید باغ و مزرعه و زمین کشاورزی.
✳️خرید خانه و مسکن.
✳️آغاز بنایی و خشت بنا نهادن.
✳️ارسال کالا به مشتری.
✳️داد و ستد و تجارت.
✳️قباله و قولنامه نوشتن.
✳️و تعلیم و تعلم و امور آموزشی نیک است.
🟣نوشتن ادعیه حرز حکاکی نماز و بستن حرز خوب است.
💑احکام مباشرت و انعقاد نطفه.
مباشرت مستحب و فرزند حاصل از آن یا حاکم شود یا عالم.
💉💉حجامت خون دادن فصد خوب و سبب صحت بدن است.
💇♂💇اصلاح سر و صورت میانه است.
😴🙄 تعبیر خواب.
خوابی که شب پنجشنبه دیده شود تعبیرش از قران آیه 18 سوره مبارکه کهف است.
و تحسبهم ایقاظا و هم رقود...
و مفهوم آن این است که خانه یا ملکی جدید در تصرف خواب بیننده در می اید. ان شاالله. و شما مطلب خود را در هر باب قیاس کنید.
✂️ناخن گرفتن.
🔵 چهارشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی نیست و باعث خارش میشود.
👕👚 دوخت و دوز.
چهارشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز بسیار مناسبی است و کار آن نیز آسان افتد و به سبب آن وسیله و یا چارپایان بزرگ نصیب شخص شود. ان شاالله.
✴️️ وقت #استخاره در روز چهارشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ ظهر و بعداز ساعت ۱۶ عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن)
❇️️ #ذکر روز چهارشنبه : یا حیّ یا قیّوم ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۵۴۱ مرتبه #یامتعال که موجب عزّت در دین میگردد
💠 ️روز چهارشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_موسی_کاظم_علیه_السلام#امام_رضا_علیه السلام_#امام_جواد_علیه_السلام و #امام_هادی_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
795.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 🌷لبخند به لبهای
✨شماحک باشد
🌷غمهای شما
✨همیشه اندک باشد
🌷این روز که سرشار
✨ز لبخند خداست
🌷بر وسعت جانتان
✨طلوع روز نومبارک باشـد
روزتون شـاد در کنـار عزیزانتون 🌷
❣قشنگ ترین جمله های اسکاول شین که زندگیتو تغییر میده:❤️
-دشمنان شما همه درون خودتان هستند.
-تنها آن چیزهایی را به خودتو حذب میکنید که همواره به آنها می اندیشید.
-خدا به زمان نیاز ندارد و هرگز دیر نمیکند.
-کلامتان را عوض کنید تا جهانتان عوض شود؛زیرا کلامتان جهانتان است.
-تا لحظه ی که خواسته هات تحقق پیدا نکرده ازش با کسی حرفی نزن.
-کسی که با خداست همواره شکست ناپذیر است.
📚 📚
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
این شعر فوقالعادهس👌
ماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم..
از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم!
آيا تو ميپذيرى ، عشق خدائيم را ؟..
تا اين که بر نتابى ، ديگر جدائيم را؟!
آب روان به ماهى ، گفتا که باشد اما..
لطفا بده مجالى ، تا صبح روز فردا!
بايد که خلوتى با ، افکار خود نمايم..
اينجا بمان که فردا ، با پاسخت بيايم!
ماهي قبول کرد و ، آب روان گذر کرد..
تنها براى يک شب ، از پيش او سفر کرد!
وقتى که آمدش باز ، تا اين که گويد آرى..
يک حجله ديد و عکسى ، بر آن به يادگارى!
خود را ز پيش ماهى ، ديشب که برده بودش..
آن شاه ماهى عشق ، بى آب مرده بودش!
ناليد و يادش افتاد ، از ماهى آن صدايي..
وقتى که گفت با عشق ، ميميرم از جدايى!!
ای کاش آب می ماند ، آن شب کنار ماهی..
ماهی دلش نمی مرد ، از درد بی وفایی!
آری من و شما هم ، مانند آب و ماهی..
یک لحظه غفلت از هم ،یعنی همین جدایی!
📚 📚
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli