🤍وقتی خدا هستی رو خلق کرد. وقتی ستارگان رو در آسمان گذاشت، گفت:
عالیه. وقتی کوه ها، اقیانوس ها، غروب رو خلق کرد، گفت: عالیه. وقتی حیوانات،
شیر، کرکس، پروانه رو خلق کرد، گفت: عالیه. اما وقتی تو رو آفرید ، وقتی دید چقدر با شکوه، قدرتمند، جذاب،
با استعدادی، بهت نگاهی انداخت و گفت: این یکی فوق العادست.
💚به منظومه ی خورشیدی نگفت فوق العاده. به کوه های با صلابت نگفت فوق العاده
. تنها باری که از این واژه استفاده کرد برای خلقت تو بود.
در قرآن از انسان به عنوان شاهکار پروردگار نام برده شده.
💚وقتی خالق این دنیا از شما به عنوان موجودی فوق العاده نام می بره، وقتی خالق این جهان میگه خیلی خوبی،
معنیش اینه که: ناامیدی، افسردگی، غصه خوردن برای هر چیزی، برای برترین مخلوق خدا بیمعنیه.
پس از فکر کردن به تغییرات کوچک و چیزهایی که ندارین دوری کنین. به اینکه چیزهای کافی تو زندگیم ندارم
، نمیتونم کارهای که بقیه میکنن رو انجام بدم، فکر نکن.
همیشه زیر لب زمزمه کنید:
من شاهکار خداوند هستم. بن بستی برایم وجود ندارد، خدا همیشه حامی من است. 💚
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی سر ظهر بود که مادرم با سینی غذا وارد اتاق شد رو به گلی گفت بهوش نیومد گ
صدای گریه من مادرم و زیور سراسیمه وارد اتاق شدن با دیدن من مادرم جلوی در نشست و زیور با خوشحالی گفت خداروشکر بهوش اومدی بهار جان گریه میکنی چرا مادر بشین برم برات غذا بیارم چیزی نخوردی دو روزه مارو نصفه عمر کردی که دختر حالت خوبه سرمو تکون دادم و با چشمای اشکی زل زدم به مادرم که سعی میکرد نگاه ازم بد. زده دوست داشتم بیاد بغلم کنه دست رو سرم بکشه و بگه نگرانم بوده بگه همه چیز درست میشه و نمیزاره من زن مازیار بشم ولی همونجا نشست و دستشو گزاشت رو سرش فقط اشک ریخت حس کردم اونقدر که زیور نگران حالم بوده مادرم نبوده
زیور آبگوشت خوشمزه ای برام آورد و من دیگه مثل ظهر که با بوی غذا دلم ضعف رفت دیگه اشتهایی به غذا نداشتم
خبر بهوش اومدن من بسرعت تو عمارت پیچید و همه پشت اتاق ما جمع شدن خان بابا بدون هیچ حس ی و عمو با نگرانی نگاهم میکردن زن عمو لیلا و دخترا امابا خشم زل زده بودن بمن و نیشخند مسخره ای که سیمین بهم میزد حالمو بدتر میکرد بنظر میومد از خبر مرگم بیشتر خوشحال میشدن تا خبر بهوش اومدنم مازیار تازه از بیرون اومده بود و مستقیم اومد به اتاق ما گفت خوبی بهار جان حالم از صدا و لحن صمیمی و نگرانش به هم میخورد لیلا با حرص لبشو میجویید و با خشن مازیار و صدا کرد مازیار اما بی تفاوت با چشماش زل زده بود به من زنعمو با تحکم مازیار و صدا کرد و از اتاق ما بردش بیرون همه که رفتن مادرم از گلی هم خواست برن از اتاق بیرون تا با من حرف بزنه حس میکردم فرسنگ ها از مادرم دور شدم و دیگه حس محبتی به من نداره نگاهش به گل قالی بود و باصدایی لرزون پرسید کی بود؟ گفتم کی مامان ؟ با عصبانیت به من نگاه کرد و گفت بسه هر چقدر دروغ گفتی و از اعتمادم سو استفاده کردی فقط یه کلمه بگو کی بود گفتم مامان بخدا من نمیدونم چی میگی
چندماہ بعد عقدمون من وآقامحمد
رفتیم بازار واسه خرید..🛍
من دوتا شال خریدم...
یکیش #شال_سبز بود که چند بار هم
پوشیدمش اما یه روز محمد به من گفت:
خانومی،
اون شال سبزت رو میدیش به من؟😌🙄
حس خوبے به من میده😊
شما #سیدی و وقتے این شال سبز شما
هـمراهـمه قوت قلب مے گیرم💚
گفتم:آره که میشه...😊
گرفتش و خودش هم دوردوزش کرد
وشد شال گردنش
تو هـر ماموریتےکه میرفت یا به سرش مے بست
یا دور گردنش مینداخت ...
تو ماموریت آخرش هم
هـمون شال دور گردنش بود که
بعد #شهادت برام آوردن...💔
🕊
#همسر_شهید_محمدتقی_سالخورده
#سیاست_های_زنانه
🔵 بچه، هم مال شماست هم مال شوهرت...
🔵 همون اول همسرتون رو در بزرگ کردن ني ني سهيم کنين، حتي اگر همسرتون اصلا اهل کمک کردن در کارهاي خونه نيست ولي اين دفعه پاي بچه وسطه و فرق مي کنه اينجوري فقط بار بچه رو دوش شما نيست و دوما اينکه مي فهمن که شما هم دارين زحمت مي کشين.
👈مثلا دارين آماده مي شين که برين مهموني. خطاب به ني ني و در واقع خطاب به باباي ني ني بگين :
"باباجون مامان دست تنهاست، مياي کمک کني من لباس هامو بپوشم؟"
👈يا مثلا اگر نصفه شب بچه بيدار مي شه و گريه ميکنه انتظار نداشته باشين که همسرتون خودش خودبه خود بيدارشه و کمک تون کنه.
🔵به خصوص اگه خوابش سنگينه. خودتون شوهرتون رو به يه بهانه اي بيدار کنين؛ طوري که حس کنه کمک اون باعث مي شه بچه ساکت بشه. مثلا بيدارش کنين و بگين :
❌ " عزیزم زحمت مي کشي يه ليوان آب ولرم با چند تا حبه قند بياري؟ بچه ساکت نمي شه ....."
❌ يا مثلا بگين :" عزيزم بچه بغلمه ميشه برق و روشن کنی؟
روزی پسر و دختری به اتفاق همسرانشون مهمون خونه مادرشوهر شدند
و به اصرار مادرشوهر شب همگی در منزل مادرشوهر موندند. در زمانهای قدیمی مرسوم بود
برای خواب به پشت بام میرفتند. اگه تابستون بود پشه بند هم میزدند
. خلاصه وقت خواب شد...
مدتی نگذشته بود که مادرشوهر سرشو بلند
کرد از روی بالش و دو طرفش را نگاه کرد. دید دختر و دامادش با فاصله از هم
خوابیدن! بعد رو به سمت دیگه کرد و دید! به به! عروس و پسرش صمیمانه همو در آغوش گرفتند
و چیزی نمونده که خوابشون ببره! زن رو به دختر و دامادش کرد و گفت: واه واه! چه هوای سردیه!!
دخترم شوهرت را محکم بغل کن مبادا سرما بخوری! بعد از آن
، رو به عروسش کرد و گفت: ای وای هوااا به این گرمی...گرمازده میشین.
وای یه ذره فاصله بگیرین... عروس که دید وضع از این قراره، خنده ای کرد و گفت:
قربون برم خدا رو،
یک بوم و دو هوا رو!!!
این ور بوم گرما رو!!
اون ور بوم سرما رو!!
🍃🍃🍃🍃🌸
دوازده روش برای بالا بردن سطح
انرژهای مثبت ❤️
1~ قدردانی و شکرگزاری:
قدردان زندگیای باشید که در حال گذران آن هستید، از بابت اشتباهات و تجربههایی که آموختهاید، قدردانی کنید، به چیزهای خوب در زندگیتان توجه کنید، و شکرگزار آنها باشید.
2~ بذر خوش بینی بکارید:
انتظار برترینها را از زندگی داشته باشید، و برترینها نصیبتان خواهند شد. زندگی دقیقاً طوری با شما رفتار میکند که شما انتظار دارید. " فرد خوش بین، گل رز را میبیند و به خارهای آن توجهی نمیکند، فرد بد بین اما، خارها را میبیند، بدون توجه به گل
3~ پرهیز از تفکر زائد و مقایسه:
در جستجوی روشهایی برای تبدیل شدن به بهترین نسخه خودتان باشید، و نه بهتر شدن نسبت دیگران. به این ترتیب دیگر نیازی برای رقابت و مقایسهی خود با دیگران احساس نخواهید کرد.
4~ مهرورزی:
با خودتان و دیگران مهربان باشید و شاد خواهید شد.
5~ گسترش ارتباطات اجتماعی:
با مردم و اجتماعات کسانی که در یک راستا هم فرکانس با شما هستن آشنا شوید، به کارهایی که دیگران انجام میدهند علاقه نشان دهید و آنها نیز به کارهایی که شما میکنید ابراز علاقه خواهند کرد.
6~ تحول فن دفاعی:
از طریق نظارت بر افکار و بازی با ذهن، بر فن دفاعیتان کار کنید، بجای اینکه برده ذهن خود باشید
7~ یادگیری بخشش و گذشت بیاموزید:
خودتان را ببخشید، و همچنین افرادی را که در گذشته به شما آسیب رساندهاند. لحظهای که شما میبخشید؛ خودتان را از درد آزاد میکنید و به شادی اجازه میدهید تا بار دیگر در زندگیتان جاری شود.
8~ افزایش روند تجارب:
روی موهبت و استعدادهای منحصر به فردتان کار کنید، روی احساساتتان کار کنید، نقاط ضعف تان را مدیریت کنید و نقاط قوت تان را گسترش دهید، با انجام این کارها شما روند تجارب را افزایش خواهید داد و شادتر خواهید شد.
9~ درک لذت زندگی:
به آفتاب، درختان و به زیبایی طبیعت بنگرید، به زیبایی زندگی و آن را بطور کامل درک کنید.
10~به اهدافتان متعهد باشید:
اگر میخواهید شاد باشید، باید هدف داشته باشید. ببینید چه چیزی از زندگی میخواهید، در جستجوی آن باشید، مطمئن شوید که در همهی زمینهها هدف دارید، اهداف شخصی، اهداف کاری، با این هدف گذاری در کارها حسی از امنیت و اعتماد را تجربه خواهید کرد
11~ تمرین معنوی:
تمرین معنوی باعث ایجاد حس امنیت و اعتماد در افراد میشود، و به آنها در برابر خطرات، شجاعت و در برابر تردیدها، ایمان میبخشد.
12~ از بدنتان به خوبی مراقب کنید:
مراقب بدن خود باشید، این تنها جایی است که برای زندگی دارید بدن شما معبد شماست و هر احساسی که دروناً دارید، به بیرون بازتابیده خواهد شد🤍