eitaa logo
❤️هم دلی❤️
15.7هزار دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی از نشانه های نداشتن اعتماد به نفس در خانومها اینه که وقتی از دست ناراحتن فقط سکوت میکنن، بادی به غبغب میدن و چهره ای گرفته دارند... یک خانم قوی 🍂وقتی ناراحته.. که خودش اول با خودش سنگاشو وا کرده و میدونه این ناراحتیش منطقیه و از روی حسادت و بدبینی و کم بینی خودش نیست... وقتی مطمئن شد که ناراحتیش به جاست... در زمان مناسب ،خیلی ساده،بدون حاشیه و با لحنی متین و محکم میره سر اصل مطلب و مشکلش رو مطرح میکنه... ⛔️️نه اینکه سه روز قیافه بگیره،بعد هم مدام شوهرش ازش بپرسه چی شده و اونم بگه :هیچی! ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🔷 همسرداری 🔹 در رفت و آمدها و مهمانی‌ها، نقاط مثبت و زیبای زندگی دیگران را الگوی زندگی خود قرار دهید.🌷 🔸 البته شرایط و امکانات زندگی خود را نیز در نظر بگیرید تا الگوبرداری از زندگی آنها، در توان شما و همسرتان بوده و قابلیت اجرا داشته باشد. 🔹 به هیچ وجه نقاط مثبت زندگی دیگران را به عنوان نقص همسرتان و انتقاد از او، بیان نکنید چرا که این مقایسه، مخرّب خواهد بود.🚫 🔸 نباید رفت و آمدها، باعث شود که دید شما به همسرتان منفی گردد و نباید توقعات بیجا و خارج از توان همسرتان در شما ایجاد کند. ❤️
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی از پشت پنجره داشتم نگاه میکردم که دوباره همه تو حیاط جمع شدن تموم تنم ش
فردای اون روز زنعمو حدود یک ساعتی رفت پیش خان بابا و بعد از اینکه زنعمو از اتاق خان بابا اومد بیرون پیغام فرستادن واسه مادرم که بره پیش خان تا مادرم رفت و اومد من مردم و زنده شدم از استرس طول و عرض اتاق رو راه میرفتم مادرم که اومد هیچی نگفت از چهرش هم چیزی مشخص نبود خنثی و بی تفاوت بود منم جرات سوال پرسیدن نداشتم حتی یکم که گذشت گلی گفت مامان خوبی چیزی شده مادرم آهی کشید و رو به من گفت بیا بشین  با اس. ترس نشستم جلوی مادرم تا از خواب های جدیدی که برام دیده بودن با خبر بشم  مادرم گفت یکی از اهالی روستا ازت خاستگاری کرده و خان باباهم راضیه تعجب کردم این خاستگار یهویی دیگه از کجا پیداش شد دیگه بقیه حرفای مادرمو که از مزیت های این ازدواج میگفت رو نمیشنیدم  چه فرصتی از این بهتر که به راحتی منو رد کنن برم و آبر. وشونم حفظ بشه مادرم مخالفتی نکرد انگار دیگه سرنوشت من براش مهم نبود نه خوشحال بود و نه ناراحت  حرفاشو که زد موقع رفتن گفت شنیدی بهار سرمو بلند کردم و گیج نگاهش کردم گفتم چی مادرم کلافه گفت میگم امشب میخوان بیان نمیدونم برنامشون چیه عاقد میارن یا نه ولی محض احتیاط بلند شو دستی به سر و روت بکش نامرتب نباشی سرمو تکون دادم اونم از در رفت بیرون هنوز گیج بودم انقدر این چند روزه همه اتفاقای بد و غیر منتظره برام پشت سر هم پیش اومده بود که درکش برام واقعا مشکل بود  گلی شونه هامو تکون داد و گفت بمیرم برات بهار گریه نکن باور کن همه اینا زیر سر زنعموعه مگه میشه یدفعه خاستگار بیاد و همین امشبم عقد کنن تو چشمای گلی نگاه میکردم و حرفی واسه گفتن نداشتم گلی ایندفعه محکم تر تکونم داد و گفت بلند شو بهار نشین تا بدبختت کن بلند شو برو تو باغ شاید فرهاد بیاد اصن بقچتم ببر فرهاد اومد از همونجا برین باهم برین یه جای دور باهم زندگی کنید زیر لب گفتم نمیاد گفت باشه تو برو یک درصد هم اگه بیاد نباید از دست بدی فرصت دیدنشو اصن مگه نمیگفتی لب چشمه همو دیدین برو باغ اگه نبود برو لب چشمه من کمکت میکنم سر مامانو گرم کنم نفهمه بهار بلند شو هر کاری از دستت بر میاد بکن فرصتی نداری
🎶♥️🎶 ایده 💍 🌸🍃🍃🍃🌸 اگر متوجه شدید که خواندن کتاب‌های عاشقانه زندگی شهدا روی معیار‌هایتان برای انتخاب‌ همسر تاثیرگذار شده لطفا ادامه ندهید ؛ زیرا باعث نگاه کمال گونه‌ای می‌شود و معیارهای شما برای ازدواج بسیار غیر عقلانی می‌شود. در این کتاب‌ها روزهای خوش را به تصویر کشیدند نه روزهایی که با اشک و دلخوری گذشته.همه برای انسان شدن باید روزهای سخت و پر از اشتباه را هم سپری کنند. برای تغییر بخوانید نه برای رویاپردازی‌‌!! حتی ‌اگر ‌ازدواج ‌کردی‌…مقایسه ‌نکن!!
🍃🍃🍃🍃🍃🍂🍃 مقایسه ممنوع... 🍃🍃🍃🍃🍃🍂🍃
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 مقايسه ممنوع ... ✋🏻 💞از بچگی هی نشستیم و گذاشتیم ما را مقایسه کنند "از پسر عموت یاد بگیر!" "پسر فلانی رو ببین چقدر موفقه!" "نصف توئه، ببین به کجا رسیده!" یا که بدتر، خودمان، خودمان را مقایسه کردیم! "چرا مثل فلانی توی فامیل درآمد ندارم؟" "چرا مثل فلانی از زندگیم راضی نیستم؟" "چرا مثل فلانی خونه و ماشین خوب ندارم؟" "چرا مثل فلانی توی فلان دانشگاه دولتی قبول نشدم؟" و هزار جور چرای مختلف و قیاس های اعصاب خرد کن دیگر که خودمان بریدیم و خودمان هم دوختیم! نپرسیدیم فلانی که خودمان را با او مقایسه میکنیم، واقعا تماما مثل و مانند ماست؟ زندگی را مثل ما گذرانده؟ مشکلاتش، دغدغه هایش، خوشی هایش، آرزوهایش، همگی با ما برابر بوده اند؟ فرصت هایش چطور؟ یا زحمتی که برای رسیدن به آن جایگاه کشیده؟ بدون در نظر گرفتن تمامی عوامل، هیچوقت، تکرار میکنم، هیچوقت نمیشود و نباید دو چیز را مقایسه کرد، آن هم دو آدم کاملا متفاوت! تنها کسی که باید خودمان را با او مقایسه کنیم، خودِ دیروزمان است! تنها چیزی که باید مقایسه کنیم، حال امروزمان با دیروز است! باقی مقایسه ها را بخواهیم یا نه، مردم خود به خود برایمان انجام میدهند، حداقل خودمان به آنها دامن نزنیم! ‌‌  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌✾࿐༅✧❤️✧ ༅࿐✾
🌸🌿🌸🌿 خوشبخت ترین آدم دنیا 🌸🌿
"خوشبخت‌ترین همسر دنیا خواهید شد! اگر..." 👈 راز دار ،صبور و باگذشت باشید. 👈 با هم فکری برای خود و همسرتان، هدف مشترکی داشته باشید. 👈 خودخواه و خود رای نباشید و به نظر همسرتان هم توجه داشته باشید. 👈 فقط به دنبال عیب جویی از همسرتان نباشید، عیوب خود را نیز رفع کنید. 👈 به جای توقع داشتن از یکدیگر، به فکر انجام مسئولیت‌ها و وظایف خود باشید. 👈 به ارزش‌های اعتقادی و فرهنگی یکدیگر احترام بگذارید. 👈 هرگز دشنام ندهید و جدال نکنید. بحث و جدل، آتش کینه را در دل شعله‌ور ساخته و حرمت میان زن و شوهر را خدشه‌دار می‌کند. 👈 حساسیت‌های رفتاری همسرتان را بشناسید و به آنها اهمیت دهید تا موجب بروز اختلال در روابطتان نشود. 👈 هر گاه حرفی می‌زنید، از قبل، به عواقب آن فکر کنید تا بعد، شرمنده و پشیمان نشوید. یا توجه به شرایط روحی و جسمی همسرتان حرف بزنید و از پرحرفی بپرهیزید. 👈 تا جایی که می‌توانید، با یکدیگر غذا بخورید. 👈 به رشد یکدیگر کمک کنید. زن و شوهر باید به منظور رسیدن به درجات معنوی والاتر، ادامه‌ی تحصیل، اشتغال و... شرایط رشد و پیشرفت یکدیگر را فراهم کنند. 👈 اگر قولی به همسرتان می‌دهید، تمام تلاش خود را برای عمل کردن به آن، به کار گیرید. 👈 همسر خود را با دیگران مقایسه نکنید. اگر چه افراد نقایصی دارند اما خوبی‌هایی هم دارند. سعی کنید به نکات مثبت همسر خود فکر کنید. 👈 همیشه اول، خوبی‌های همسرتان را به او بگویید و بعد با ظرافت، انتقاد کنید. هم چنین هرگز نزد دیگران، عیب همسر خود را بازگو نکنید. جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❌با افراد عصبانی ازدواج نکنید همه ما عصبانی میشیم و همه ما گاهی ممکنه از روی خشم کاری انجام بدیم یا حرفی بزنیم که بعدا پشیمون میشیم. اما صحبت ما مربوط به کسانیه که غالباً کنترل خشم خود رو ندارند! ⚫️طرف مقابلت به سادگی از کوره درمیاد و تو همش باید حواست باشه و احتیاط کنی که مبادا حرفی بزنی یا کاری کنی که به ایشون بربخوره و دوباره خشمگین بشه. ⚫️موقع عصبانیت زبان تند و بی پروایی داره و شروع به توهین و ناسزا گفتن میکنه! و یا حرف‌هایی میزنه که پر از تحقیر و تهدید کردن و خشونته. ⬅️اگه این نشونه ها رو در کیس ازدواج خود دیدی و یا خودت اینطور بودی حتما قبل از متعهد شدن اول به فکر درمان باشین و بعد ازدواج
❤🍀💫 مردانی که زنان را فراری می دهند❗️ مردها گاهی رفتارهایی انجام می دهند، که از نظر زنان منطقی نیست و همین رفتارها پایه گذار اختلافات زناشویی می شوند. مثل: مردانی که بسیار جدی و سرد هستند مردانی که از رابطه جنسی فراری اند غرق شدن بیش از حد مرد در کار خود ابراز ناراحتی همیشگی مرد از اتفاقاتی که در رابطه قبلی اش افتاده. بی احترامی به زن حتی به شوخی، و دست کم گرفتن او. همیشه در سفر بودن وبی توجهی. و از همه بدتر 👈 نشان ندادن تعهد به زندگی مشترکشان
داخل دعواها حرمت ها رو نشکنید 🔸دعوا و اختلاف در همه‌ی خانواده ها پیش میاد مخصوصا توی خانواده هایی با سن زیر ۵ سال. ولی چیزی که خیلی مهمه اینه که باید توی دعــوا حرمت ها نگــه داشتــه بشـــه. 🔸به هیــچ وجــه توی دعــوا اسمی از طلاق گرفتن، ازت متنفرم و یا ازدواج با تو بزرگترین اشتباه زندگم بود و یا حرف های زشت نزنید. 🔸حرف های زشت توی دعـــوا مثل میخی میمونن که توی دیوار می زنین بعد از آشتی میخ کنده میشـه ولی جای میخ توی دیوار میمونه. 🔸درستــه که توی دعـوا نقــل و نبات پخش نمی کنن ولی نباید حرمت ها شکسته بشه و اگر توی یه زندگی حرمت ها شکسته بشه و روابط و حرف زدن ها بدون مرز بشن فاتحه اون زندگی رو باید خوند جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی فردای اون روز زنعمو حدود یک ساعتی رفت پیش خان بابا و بعد از اینکه زنعمو
گلی راست میگفت همه چی داشت به سرعت پیش میرفت و من دیگه فرصتی نداشتم با اینکه دیگه ح س میکرد از شدت تحقیرایی که شدم، کت. ک هایی که خوردم و ضربه هایی که به روحم زده شده دیگه جونی توی تنم نمونده ولی باید آخرین تلاش هامم میکردم همه انرژیمو جمع کردم و بلند شدم گلی با خوشحالی گفت آفرین بهار میدونستم کم نمیاری گفتم گلی زمان زیادی لازم دارم اول باید برم باغ اونجا یکم صبر میکنم اگه نیومد بعد برم لب چشمه گلی گفت باشه باشه صبر کن یه فکری به سرم زد الان میرم پیش مامان میگم میخوام بهارو ببرم حم. وم تا واسه شب آمادش کنم خودش حال نداره بعد من میرم سمت حموم تو برو یواشکی سمت باغ فقط بهار من خیلی بتونم طولش بدم یکساعته ها گفتم آخه یک ساعت که کمه گلی دوباره رفت تو فکر و گفت نمیدونم بعدشو یه کاری میکنم تو اصلا نگران اینور نباش تهش از زیور کمک میگیرم تو برو فقط فکر پیدا کردن فرهاد باش سرمو تکون دادم رفتم سمت صندوق لباس ها تا لباس مرتبی واسه پوشیدن پیدا کنم گلی هم اومد نشست پیشم مشغول جمع کردن چند تیکه لباس شد گفتم چیکار میکنی گلی همینجور که مشغول بود گفت دارم بقچتو جمع میکنم گفتم گلی اصن به ف. رار نمیکشه من میرم با فرهاد صحبت میکنم اون خودش میتونه همه چی رو درست کنه گلی دست از کار کشید و غمگین نگاه کرد تو چشمام گفتم چیه گلی دستامو گرفت و گفت بهار اگه فرهادو پیدا نکردی خودت برو نا باور دستامو از دستش کشیدم و گفتم چی میگی گلی کجا برم گلی دوباره دستمو گرفت و این سری با لحن ملایمی گفت خودت میدونی جقدر دو ست دارم من که جز تو و مامان کسی رو ندارم پس اصلا دوس ندارم از هیچکدومتون جدا شم ولی بهار یکم فکر کن به اتفاق هایی که افتاده