eitaa logo
❤️هم دلی❤️
15.7هزار دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید واقعا سخت بود! شاید اون حرفایی که شنیدی از آدم‌های نزدیک و امن زندگیت، واقعا سنگین و سخت بود. شاید شکست خوردن از نقطه‌ای که براش سال‌ها جنگیدی، واقعا سخت بود. شاید صبور بودن، واقعا سخت بود. شاید اون غم واقعا سنگین و سخت بود. شاید گذشتن از ارتباط‌های از دست رفته واقعا سخت بود. شاید رها کردن دوست صمیمیت واقعا سخت بود. شاید تحملِ رنج روزهای تاریکت واقعا سخت بود. الکی ادا قویا رو در نیار.. شاید بعضی وقتا واقعا سخته، شاید بعضی وقتا واقعا باید بذاری که زمان بگذره.. یادت نره که سوگواری بخش مهمی از عبور کردنه..!🤝🏻 جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🍃🍃🍃🍃🍃🍂🍃 هرس کن .... 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍂🍃
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 💖💖بعضی مواقع ، درختِ ارتباطتان را هَرس کنید ، شاخه هایِ بلا استفاده و دست و پا گیری که فقط وقتِ شما را می گیرند ، قطع کنید ! از حذف کردنِ آدم هایِ بی ارزشِ زندگیتان نترسید ، باور کنید همه ی آدم ها لیاقتِ ماندن ندارند ، همه ی آدم ها شعورِ هم نشینی ندارند ... گاهی ، فقط یک نفر ، جایِ هزار نفر را برایتان پر می کند ... تا پیدا شدنِ همان یک نفر ، منتظر بمانید ، به اصالت و ارزشِ خودتان وفادار باشید و معیارِ ارزشمندیتان را در جوارِ آدم هایِ بلا تکلیف و اشتباه ، خراب نکنید ! اطرافتان را از رابطه هایِ آزار دهنده ، خالی کنید ، این روزها "آرامش" ، غنیمتِ کم یابی ست ... 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 *
🌾🌀🍀🌾 🌀🍀🌾 🍀🌾🌀 🌀 داستان 💞یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا است ازدواج کرد. اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌خوردند، آنها از هم جدا شدند. طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهره‌ای بسیار معمولی است. اما به نظر می‌رسد که دوستم بیشتر و عمیق‌تر از گذشته عاشق همسرش است. عده‌ای آدم فضول در اطراف از او می‌پرسند:... فکر نمی‌کنی همسر قبلی‌ات خوشگل‌تر بود؟ دوستم با قاطعیت به آنها جواب می‌دهد: نه! اصلاً! اتفاقا وقتی از چیزی عصبانی میشد و فریاد میزد، خیلی وحشی و زشت به نظرم می‌رسید. اما هسمر کنونی‌ام این طور نیست. به نظر من او همیشه زیبا، با سلیقه و باهوش است. وقتی این حرف را می‌زند، دوستانش می‌خندند و می‌گویند : کاملا متوجه شدیم... می‌گویند :زن‌ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی‌شوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می‌رسند. بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند؛ سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند. اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید. اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت. زیرا "حس زیبا دیدن" همان عشق است ... ‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli 🍀 🌀🍀 🍀🌾🌀🍀 🌾🌀🍀🌾🌀
۳اصل مهم در انتخاب همسر 🍀جاذبه شما را تکراری نمیکند،و همسرتان از بودن با شما احساس لذت می نماید 🍀تفاهم باعث می شود درکنار همسرتان احساس تنهایی و تهی بودن نکنید و احساس صمیمت و گرمای زندگی داشته باشید 🍀تعهد رابطه تان را هدفمند نموده و موجب احساس امنیت می شود ‌‌
-═ঊ┅🍀❀❤️❀🍀┅ঊ═- مادرم شاعر بود او تنها شاعری بود که دوستت دارم هایش را می پخت مادرم دوستت دارم هایش را هر صبح در قابلمه بار می‌گذاشت دوستت دارم‌های مادرم دم می‌کشید، جا می‌افتاد مادرم دم ظهر دوستت دارم هایش را در بشقاب ها می‌کشید نمی دانی چه لذتی دارد؟! آدم دوستت دارم های مادرش را نوش جان کند، با لیوان های، پر از آب میوۀ جانش مادرم اهل زبان بازی نبود دوستت دارم های مادرم «به هزارو یک شکل» در می آمد عصر های زمستان سوپ داغ می شد می شد شلغم پخته که بخار از آن بلند می شد ... تابستان ها فالوده با شربت بادرنجبویه پاییز می شد مربایِ کدو حلوایی، می شد چای عسل و دارچین و زنجبیل به بهار که می رسید مادرم دوستت دارم هایش را می پیچید درون برگ های انگور دلمه می کرد گاهی می ریخت درون دیگی پر از دوغ با سبزی های معطر با فلفل های سبز تند با نخود و بلغور گندم می شد آش دوغ مادرم شاعر بود تنها شاعری که دوستت دارم هایش را می پخت تنها شاعری که غذاهایش شد مجاز شد استعاره می شد کنایه که یعنی دوستت دارم کدام شاعر را دیده اید؟! زیباترین مجاز را در عالم شاعری بار بگذارد! خوشمزه ترین استعاره ها را دم کند صریح ترین کنایه ها را بپزد دوستت دارم هایش آدم را سیر کند اصلا شما حسی از این زیباتر دیده اید؟! دوستت دارم های مادرم خوردنی بود! لذیذ ترین دوستت دارم های دنیا را از مادرم شنیده ام بی آن که یک بار به زبان بیاورد مادرم تنها شاعری بود که اهل زبان بازی نبود
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
مکالمه زبان انگلیسی در ۹۰ روز - رایگان🚀 ۳ جلسه‌ی کاملاً رایگان برای شروع مکالمه به روش موقعیت‌محور من کتایون هستم، بهت کمک می‌کنم که در ۹۰ روز از صفر به مکالمه‌ روان برسی فقط برای امروز:3 جلسه ویدیو آمورشی + مشاوره رایگان🎁 📌 تا الان بیش از ۲۰,۰۰۰ نفر از این آموزش استفاده کردن 📲برای شروع کافیه روی لینک پایین بزنی : https://survey.porsline.ir/s/B3SG6UnE?utm_campaign=eitaa&utm_medium=eitaabarad&utm_source=eitaa
🍃🍃🍃🍃🍃🍂🍃 انگیزه... 🍃🍃🍃🍂🍃
❤️هم دلی❤️
🍃🍃🍃🍃🍃🍂🍃 انگیزه... 🍃🍃🍃🍂🍃
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 ۱۶ راهکار برای اینکه انگیزه داشته باشیم: ۱- یک هدف واضح و دقیق برای خودتون انتخاب کنید. ۲- روی پیشرفت و حرکت خودتون تمرکز کنید و خودتون رو با بقیه مقایسه نکنید. ۳- خودتون رو با دوستای مثبت که بهتون انگیزه و انرژی میدن احاطه کنید و افراد منفی و هرچیز بهتون انرژی منفی میده رو از  زندگیتون دور بندازید. ۴- برای چیزی که نمی تونید کنترلش کنید استرس نگیرید و اگه گرفتید سرتون رو با بازی توی موبایل یا کتاب خوندن یا نقاشی کشیدن پرت کنید. ۵- یادتون نشه درروز  حدقل یکبار برای خودتون وقت بذارید هرچیزی که میدونید حالتونو خوب میکنه رو  انجام بدید و ازش لذت ببرید. ۶- در روز حدقل یک دونه متن انگیزشی بخونید یا موزیک های انگیزشی گوش بدید. ۷- کارهای هرروزتونو خیلی کوتاه و کلی طبقه بندی کنید. ۸- برای خودتون جایزه های کوچیک در‌نظر بگیرید و بعد از انجام دادن سخت ترین کار فهرستتون اونارو به خودتون تقدیم کنید. ( جایزه می تونه یکم استراحت یا انجام دادن یککار لذت بخش بعد تموم شدن کارتون هم باشه.) ۹- جنب و جوش داشته باشید. بی تحرکی قاتل همه چیزه. ۱۰- فضای کارتون رو مرتب و همینطور به جایی تبدیل کنید که برای رفتن بهش هیجان زده اید و از بودن داخلش لذت می برید. ۱۱- از شبکه های اجتماعی به مدت یک یا دوروز فاصله بگیرید و ببینید چقدر بازدهیتون افزایش پیدا می کنه. ۱۲- کسیو پیدا کنید که هدفش با شما یکیه و میتونه همراهتون باشه و باهاش هم مسیر بشید. ۱۳- آب زیاد بخورید. ۱۴- بخندید و جک بخونید. ۱۵- در پایان هرروز نکته ی مثبت اون روز و همچینین چیزی که مشتاقید فردا اتفاق بیوفته رو یادداشت کنید. ۱۶- یادتون نره که هیچوقت برای شروع با انگیزه دیر نیست. 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #بهارنارنج من مطمئنم زنعمو یه پای این قضیه اس ببین اصلا به قضیه فرهاد ک
با استرس و ترس زیاد رسیدم به ته باغ امیدوار بودم درو که باز میکنم فرهاد پشت در باشه ولی نبود بازم نیومده بود این سومین دفعه بود که اومدم و فرهاد نبود یکم همونجاها پشت در به امید اومدنش نشستم تا بلکه بیاد ولی خبری نشد بلند شدم گردنبندی که فرهاد بهم داده بودو از زیر خاک در بیارم تا اگه خواستم برم با خودم ببرم ولی لحظه آخر پشیمون شدم اگه قرار نبود بهش برسم پس گردنبند به چه دردم میخورد در باغ رو نبستم یه سنگ گزاشتم لای در تا اگه خواستم برگردم از همینجا برگردم بقچمم گزاشتم همونجا و راه افتادم سمت چشمه اون قسمت خیلی جای خلوتی بود و اصلا کسی اون طرفا نمیومد یکم که رفتم دیدم چند نفری با تعجب نگام میکنن اولش متوجه نشدم ولی بعد یادم به لباس های تو تنم افتاد اگه با این لباس ها راه میافتادم تو ده که همه میفهمیدن خانزاده ام و تو چشم میرفتم به بخت بدم لع نت فرستادم گلی فکر اینجاشو دیگه نکرده بود نا امید دوباره سمت باغ برگشتم رفتم بقچمو باز کردم تا شاید بتونم یه دست لباس ساده پیدا کنم چشمم به یه دست لباس کهنه و ساده افتاد یادم اومد اینو تو تن یکی از کارگرا دیده بودم حتما کار گلی بود تو دلم‌کلی قربون صدقش رفتم که فکر همه جارو کرده سریع لباسامو عوض کردم و به سمت رودخونه راه افتادم صورتمم با چارقد پوشوندم که دیگه کسی نشناسم به رودخونه که رسیدم یکم دورتر از جایی که فرهاد توقف میکرد جایی که تو دید زن هایی که اومدن بودن لب چشمه نباشم نشستم و منتظر شدم دلم مثل سیر و سرکه میجوشید و اون‌لحظه فقط از خدا میخواستم فرهادو ببینم دخترایی که اومده بودن واسه شستن ظرف ها و لباساشون هم کم کم داشتن میرفتن ولی خبری از فرهاد نشد نزدیک غروب خورشید بود که با نا امیدی بلند شدم و به سمت باغ رفتم دیگه هیچ راهی واسه دیدن فرهاد نداشتم رفتن به ده بالا هم کار من نبود هم دور بود و زمان زیادی لازم داشتم هم اینکه من اصلا راهشو بلد نبودم دیگه کم کم داشتم شکستمو قبول میکردم و قید فرهادو میزدم باید فکری واسه رفتنم‌به شهر میکردم
🍃🌼🍃 برای جذب همسرتان، به خودتان اهمیت بدهید. 🍃🌼🍃🍃🌼🍃