🍁 #شعر 🍁
حسّ پوچ ات را به سوی هر دلی راهی نکن!
از سرِ اجبار با "معشوق" همراهی نکن!!
باش مُختصّ شنای دلبرت یک لحظه هم
با هوسهای حوض قلبت را پُر از ماهی نکن
کشورِ قلب یکی را کن امیری هیچگاه
روی تختِ کلّ دلهادَعْوای شاهی نکن
در قِبالِ عهد وُ پیمانها تعهّد لازمَست
خواهشا انصاف را قربانِ خودخواهی نکن
نیستی راغب به دلدارت اگر لطفا مدام
خاطرش را خوش به تلقیناتِ بس واهی نکن
تا نباشی آشنا با روحیاتِ یارِ خود
در اصول عشقورزی نُطْقِ آگاهی نکن
جَلد بامت میشود وقتی که؛ با بیمِهریات
حسرت وُ غم را به کامِ کفترِ چاهی نکن
گر نداری غیرت فرهاد را پس لااقل
پیروان مکتبش را اهلِ گمراهی نکن!
با فَصاحَت گرم کن بزمِ محبت را وُ نَه
اِکتِفا بر لفظهای گُنگ وُ گهگاهی نکن!
از دلِ هر سنگ رد شد، تا به دریایش رسید
رود باش وُ ذرّهای، در عشق کوتاهی نکن.
یاس_امینی
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
بانوی گل بخون👇
چگونه يك زن خوب باشيم؟!!
1. هر وقت غذا مى پزيد حداقل دوتا تكه گوشت خوب يا يه تيكه از مرغو كه دوست دارين بخورين.
2. به محض اينكه ميوه امد توى خونه دوتا از بهترينشو بخورين، هرگز ميوه هاى پلاسيده رو نخوريد بلكه پوستشو بكنيد وتوى يه ظرف خرد كنيد بيارين سر ميز بزاريد مطمئن باشين سر دوثانيه نا پديد ميشه!
3. در هفته حتما براى خودتون يه چيزى بخرين، از يه دونه رژ گرفته تا كفش و...
4. در هر سال براى خودتون يه قطعه ارزشمند طلا بخرين.
5. هر وقت يه مهمونى خوب دادين مخصوصاً به قوم شوهر حتماً بعدش براى خودتون يه جايزه بخرين.
6. در ماه حتماً يكبار رو با دوستاتون بگذرونيد
هرگز از شوهر يا بچه توقع تشكر نداشته باشين!! چون نمى كنن ! پس خودتون از خودتون تشكر كنيد !! ( از چيزهاى كم شروع كنيد)
7. رابطه تون را با خدا روز به روز قوى تر كنيد. چون تنها كسى كه هميشه صبورانه به حرفاتون گوش ميكنه وكمكتون ميكنه اونه
8. حتماً رانندگى رو باد بگيريد تا هرجا خواستين بدون منت كشى بريد.
9. در سال يكى دو بار رنگ موهاتون رو عوض كنيد.
10. حتما به كلاس بريد حالا هر كلاسى كه دوست داريد واینكار رو جدى انجام دهيد يعنى به خاطر هيچ كسى يا هيچ اتفاقى كلاستون را تعطيل نكنيد. تا بقيه هم موضوع رو جدى بگيرن؟!
11. رازهاى خصوصى تون رو با همه در ميان نذارين سعى كنيدمشكلاتتون را خودتون حل كنيد. واگر به كمك احتياج داشتين فقط با ادمى كه تجربه اون مورد روداره مشورت كنيد نه با همه اهل شهر!
12.يواش يواش بچه هارو آزاد بذارين تا خودشون مشكلاتشون رو حل كنند!
13. هميشه يه عطر خوب داشته باشين
14. خلاصه دلتون براى خودتون بسوزه به خودتون برسيد و كارى كنيد تا ازخودتون خوشتون بياد انوقت می تونيد ديگران رو دوست داشته باشين
❤️
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #بهارنارنج همه برگشتیم سمت در عمارت مازیار بود که با صورت برافروخته وا
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#بهارنارنج
سعی میکردم خودمو پشت مامان پنهون کنم که منو یادشون بره یدفعه زنعمو گفت :
_کجا سرتونو انداختین پایین دارین میرین
پس این چی ؟
با انگشت منو نشون داد
همشون دوباره وایسادن و همه نگاها برگشت سمت من
مازیار رو به مامانش گفت:
_چی میگی ؟ بهارو کجا ببرن؟
عمو با عص. بانیت رفت جلوی مازیار جوری که گفتم الان مازیارو میزنه ولی مازیار از جاش تکون نخورد
عمو تو صورت مازیار شمرده شمرده گفت :
_بهارو میبرن چون زنشه
مازیار با این حرف عمو صورتش قرمز شد و با ناباوری گفت:
_زنش؟
برگشت سمت لیلا و گفت:
_مگه این مراسم خاستگاری نبود ؟
لیلا نشست به زمین شروع کرد گریه کردن مازیار این سری برگشت سمت زنعمو و سوالی نگاهش کرد
زنعمو صداش در نیومد
مازیار ناباوارانه گفت:
_ما باهم حرف زده بودیم
صداشو دوباره برد بالا و گفت :
_بهار قرار بود زن من بشه
خان بابا اومد جلو عمو رو زد کنار و بجای عمو یدونه زد تو گوش مازیار
انقدر غیر منتظره و سریع این کارو کرد که
سیمین و سوسن ج. یغ کوتاهی کشیدن و چشماشون از تعجب داشت میزد بیرون
لیلا نشست رو زمین و گریش شدیدتر شد
میتونستم تصور کنم از اینکه میدید
شوهرش بخاطر زن دیگه ای اینجوری یقه پاره میکنه و حتی جلوی جمع ک. تک خورده چقدر داره عذاب میکشه
برام سوال بود چرا خانواده داماد هیچی نمیگن ؟
ولی من خوشحال بود با خودم میگفتم شاید مازیار بتونه این عقدو بهم بزنه اونجوری بازم فرصت داشتم تا برم پیش فرهاد
مازیار انگار دی. وونه شد :
رو به خان بابا داد زد :
_خودش بهم گفت
قرار بود بهارو برام بگیره گفت اگه لیلارو عقد کنم بهارو برام میگیره
برگشت به زن عمو گفت گفتی یا نه؟
مگه نگفتی برم تو باغ ..
همون موقع زنعمو که رنگش مثل کچ شده بود از حال رفت و افتاد رو زمین
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
🔴آزمـون استخدام آمـوزگار و دبیـــر 👩🏫
📍حـداقل مــدرک: لیسـانـس
📍سـن داوطلــب : ۲٠ تـا ۴٠ سـال
شرایط آزمون در کانال مسیر معلمی👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/3512729888Ce81dc4ed0b
🔴بـرای استخـدام حتمـا عضـو بشید👆🏻
#پندانه
🔴 تو کز محنت دیگران بی غمی ...
میرزا در مکتبخانه ﺍﺳﻢ شاگرد ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮﺩ،
شاگرد برخاست.
میرزا ﮔﻔﺖ: ﺷﻌﺮ بنی ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ،
شاگرد ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩ:
بنی ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎی یک پیکرند/ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺯ یک ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ
ﭼﻮ ﻋﻀﻮی ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ/ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ
ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ،
میرزا ﮔﻔﺖ: ﺑﻘﻴﻪاﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ!
شاگرد ﮔﻔﺖ: ﻳﺎﺩﻡ نمیﺁﻳﺪ،
میرزا ﮔﻔﺖ: یعنی چی؟ ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ نتوانستی ﺣﻔﻆ کنی؟!
شاگرد ﮔﻔﺖ:
ﺁخه ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﻳﺾ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺷﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ، ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺨﺖ ﻛﺎﺭ میکند ﺍﻣﺎ هزینه طبیب ﺑﺎﻻﺳﺖ، ﻣﻦ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺭﻫﺎی ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﻢ ﻭ ﻫﻮﺍی ﺧﻮﺍﻫﺮ و ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ.
میرزا ﮔﻔﺖ: ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ، ﻫﻤﻴﻦ؟! ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭی ﻛﻪ ﺩﺍﺭی ﺑﺎﻳﺪ ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﻔﻆ میکردی، ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻧﻤﻴﺸﻪ!
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ شاگرد ﮔﻔﺖ:
ﺗﻮ ﻛﺰ ﻣﺤﻨﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ بی غمی/ﻧﺸﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﻧﻬﻨﺪ ﺁﺩمی ...
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
864.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌ شوخیهای ممنوعه با همسر ❌
🔸شوخی با همسر میتواند لحظات شاد و بهیادماندنی خلق کند، اما همهی شوخیها برای رابطه مناسب نیستند.
🔸گاهی برخی شوخیها نه تنها بامزه نیستند، بلکه میتوانند به مرور اعتماد، حس احترام و نزدیکی را خدشهدار کنند.
🔸شوخی با ظاهر، خانواده، شغل یا درآمد، از جمله موضوعاتی است که باید با دقت بیشتری به آنها نگاه کنیم.
🔸مقایسه کردن، یادآوری اشتباهات گذشته، یا شوخی با باورهای شخصی همسر میتواند به او احساس کمارزشی یا ناراحتی بدهد. بهتر است از شوخیهایی استفاده کنیم که هر دو طرف از آن لذت ببرند و به صمیمیت رابطه بیفزایند.
🔷در روابط عاشقانه، احترام و حفظ احساس امنیت مهمتر از هر خندهای است. پس یادمان باشد که شوخیهای ما نباید مرزهای احترام و اعتماد را خدشهدار کند؛ چون سلامت رابطه از هر چیزی باارزشتر است.
❤️هم دلی❤️
🍃🌸🍃 #قشنگه_بخونید 🍃
🍃🍃🍃🍃🌸
🌿🌺﷽🌿🌺
💚ﮐﻼﺱ ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ شیراز ﺑﻮﺩﻡ. ﺳﺎﻝ ١٣٤٠، ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ اصفهان یک ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ. ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ ترکی قشقایی، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ. ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ اناﺭ ﺑﻮﺩ. ﻭﻟﯽ اصفهان ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ. معضلی ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ.
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ. ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ می خواندم.
ﺗﻮ اصفهان ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ. خانم ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ بی حوﺻﻠﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻣﻦ!
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ می گفت ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ؟ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ.
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ. ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ.
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ می خوردم ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ!
ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ. ﻟﺒﺎس های ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ. ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ. می دوﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎی من ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ!
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ.
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!
ﻓﺮﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ.
ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ. ﺁﺧﻪ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﯾﺎ ﺧﻂ می زﺩﻥ ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ، ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽ ﺯﺩ.
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ می نوﺷﺖ. ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ؟
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﻋﺎﻟﯽ!💚
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ. ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ. ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ. ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ.
ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ همین طور ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ. ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ.
💚ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ.
ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟
ﺑه جای خوب بگوییم عالی
به جای ای بد نیستم بگوییم الحمدلله
همیشه بهترین و قویترین کلمات را انتخاب کنیم ،زیرا کلمات ما سرنوشت ساز هستند.
✅ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ امیرمحمد نادری قشقایی، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎسی ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﺮبیتی ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
🌸🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 #قشنگه_بخونید 🌸🍃🍃🍃
راستش را بخواهید من فکر میکنم آدمها هرقدر قوی و مستقل و متکی به خود هم
که باشند باز گاهی بیشتر از گاهی حتی دلشان آغوش مادر را میخواهد،
طوری که سنگینی میان قلبشان چون پر از میانه برخیزد.
هرقدر هم بزرگ و کامل و عاقل باشند دلشان دستهای پدر را میخواهد که روی سرشان کشیده شود،
که ببوسندش و از بودنش احساس امنیت کنند.
هرقدر هم جدی و مغرور و آرام باشند، دلشان گره خوردن به دلی را میخواهد
که خودشان را با شیطنت میان آغوش صاحبش جای دهند که کوچک باشند و ضعیف تا حمایت شوند،
نه اینکه حقیقت ضعف و ناتوانی آدمها باشد، گاه باید حق داد کسی بزرگی را به شما هدیه دهد.
آدمها را با جملهها و کودکی کردنهایشان،
با اشکها و دلتنگیهایشان،
با خواستنهایشان بپذیرید و قضاوت نکنید!...
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli