eitaa logo
ꪑꪗ ꪶⅈᠻꫀ
107 دنبال‌کننده
184 عکس
22 ویدیو
0 فایل
اینجا یه نگاهی به دل های هم دیگه میندازیم ببینیم خوبیم اصن اخرین بار کی به فکر خوددمون بودیم🙂🫂💔 کپی از رمان ممنوع😊فقط فور⛔️⛔️⛔️⛔️
مشاهده در ایتا
دانلود
--- ✮⋆ 🎀 𝒫𝒶𝓇𝓉 𝟦2🎀 ⋆✮ # بسم الله الرحمن الرحیم حدود بیست دقیقه گذشته بود... جانا تمام مسیر حتی یک لحظه هم آروم نگرفته بود. گوشی توی دستش بود و مدام صفحه رو نگاه می‌کرد. بالاخره ماشین جلوی بیمارستان توقف کرد. جانا سریع پیاده شد و وارد بیمارستان شد. --- چند دقیقه بعد... به راهروی بخش رسید. از دور ارغوان رو دید که روی صندلی کنار اتاق حامی نشسته بود. جانا نفس راحتی کشید. --- ### جانا ـ ارغوان! --- ارغوان با تعجب از جاش بلند شد. ـ جانا؟! تو اینجا چیکار می‌کنی؟ --- ### جانا ـ نتونستم خونه بمونم. دلم شور می‌زد. --- ارغوان لبخند کوچیکی زد. ـ می‌دونستم برمی‌گردی. --- ### جانا ـ حامی چطوره؟ --- ارغوان به اتاق نگاه کرد. ـ خوابه. ولی چند دقیقه پیش بیدار بود. حالش هم آروم‌تر شده. --- جانا آهسته نفسش رو بیرون داد. ـ خدا رو شکر... --- ### ارغوان ـ بیا، خودت ببینش. --- جانا وارد اتاق شد. حامی روی تخت خوابیده بود. چراغ اتاق کم‌نور بود و صدای آرام دستگاه‌ها در فضا می‌پیچید. جانا چند قدم جلو رفت. --- ### جانا ـ داداش... --- حامی آرام چشم‌هاش رو باز کرد. چند لحظه طول کشید تا جانا رو بشناسه. بعد لبخند کوچیکی زد. --- ### حامی ـ آبجی؟ --- جانا کنار تخت نشست. ـ آره... اومدم. --- حامی با تعجب گفت: ـ تو چرا برگشتی؟ --- جانا لبخند زد. ـ نتونستم بمونم خونه. --- حامی آهسته خندید. ـ مگه نگفتم استراحت کن؟ --- ### جانا ـ تو اول خودت استراحت کن، بعد برای من دستور صادر کن! --- حامی لبخند زد. ـ باشه... قبول. --- ارغوان هم وارد اتاق شد و کنار جانا ایستاد. چند لحظه هر سه نفر ساکت بودن. حامی به هر دوشون نگاه کرد. --- ### حامی ـ شما دوتا واقعاً قرار نیست بذارین من تنها باشم؟ --- ### جانا ـ نه. --- ### ارغوان ـ اصلاً! --- حامی خندید. ـ می‌دونستم... --- جانا دستش رو روی لبه‌ی تخت گذاشت. ـ فقط قول بده امشب دیگه ما رو نترسونی. --- حامی چند ثانیه ساکت موند. بعد آروم گفت: ـ قول میدم تا جایی که بتونم. --- جانا اخم کرد. ـ «تا جایی که بتونم» یعنی چی؟ --- حامی خندید. ـ یعنی قول میدم. --- ارغوان با لبخند گفت: ـ اینو بهتر گفتی. حامی دوباره چشم‌هاش رو بست. جانا و ارغوان هر دو کنار تخت موندن. این بار جانا مطمئن بود که هر اتفاقی بیفته... خودش کنار برادرشه.
اگه پارت میخواین ۱۲۰ تاییمون کنید پارت بعد امار ۱۲۰
هدایت شده از forbidden love
ماهوین :با عجز به تصویر رو بروم خیره بودم باورم نمیشد نه علی تو منو تنها نمیزاری تنهام نمیزاری نباید تنهام بزاری جسم بی جونشو میون دستام گرفته بودم و مدام تکونش میدادم که به هوش بیاد اما انگار نه انگار حامی: بغض ته گلومو گرفته بود نمیتونستم بپذیرم علی مرده <حتی حتی وقتی مرده بود هم با ابهت بود..> برای خوندن ادامش همراه من شو با حضور حامیم علی یاسینی شروین حاجی‌پور https://eitaa.com/forbiddeenlovee
لطفاا لطفااا نذارین موزیک جدید رو وقتی اومد بذارین برن از یتوب ببینن زحمت کشیده میشه برای حامیم و ........ شما که میذارین دیگه نمیرن از یتوب نمیبینن 🙃 (فور نیست)
هدایت شده از forbidden love
حامی: نه من نمی‌تونم یه راه دیگه پیدا می‌کنم مگه‌ همیشه همینکارو نمی‌کردم؟ ...... فرد ناشناس: برای بار هزارم به اشک به عکسامون خیره بودم من کی و چطور انقدر سنگدل شدم که با کسی که دوستم داشت اینکارو کردم؟ از پشت بهش خنجر زدم اما اما اون هنوزم واسه کش*ن من تعلل می‌کنه متاسفم حامی متاسف معذرت می‌خوام که فروختمت معذرت می‌خوام که دیر حسمو فهمیدم منو ببخش شایدم این داستان همینجا تموم میشه حامی نکشه علی میکشه اون هیچ رحمی تو کارش نیست درسته با ز*ا کاری نداره اما وقتی از خط قرمزش عبور کنی جنسیتت براش فرقي نمی‌کنه البته اون یکبار نمیک*ه انقدر زنده نگه‌ت می‌داره و زجرت می‌ده ذره ذره آبت میکنه که خودت روزی هزار بار التماس کنی کارتو تموم کنه ادامه دارد....
پارت نمیخواین!؟
هدایت شده از  ꪑꪗ ꪶⅈᠻꫀ
پارت نمیخواین!؟
هدایت شده از forbidden love
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا سلاممم چطوریددد؟!😂🎀 بیاید حاضری بزنید هرکی امشب نباشه رو کاره😂😂 بعدشم پارت داریم🤓🎀 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_f1um5w&btn=Panah
هدایت شده از forbidden love
https://eitaa.com/forbiddeenlovee/25715 اینم تیزر رمان جدیدمون 🎀
هدایت شده از forbidden love
ماهوین :با عجز به تصویر رو بروم خیره بودم باورم نمیشد نه علی تو منو تنها نمیزاری تنهام نمیزاری نباید تنهام بزاری جسم بی جونشو میون دستام گرفته بودم و مدام تکونش میدادم که به هوش بیاد اما انگار نه انگار حامی: بغض ته گلومو گرفته بود نمیتونستم بپذیرم علی مرده <حتی حتی وقتی مرده بود هم با ابهت بود..> برای خوندن ادامش همراه من شو با حضور حامیم علی یاسینی شروین حاجی‌پور https://eitaa.com/forbiddeenlovee
478.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت حال احوال؟! ناشناس داریم با من[شایا] 💘:) N:https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_52ee1eg&btn=𝐒𝐡𝐚𝐲𝐚 شاتی،سوالی،سخنی‌و..بود در خدمتم! Us:https://eitaa.com/joinchat/1395132094Cfa7d251cec کویر؟ در شأن شما نیس💁🏻‍♀💗