هدایت شده از forbidden love
ماهوین :با عجز به تصویر رو بروم خیره بودم
باورم نمیشد
نه علی تو منو تنها نمیزاری تنهام نمیزاری نباید تنهام بزاری
جسم بی جونشو میون دستام گرفته بودم و مدام تکونش میدادم که به هوش بیاد اما انگار نه انگار
حامی: بغض ته گلومو گرفته بود نمیتونستم بپذیرم علی مرده
<حتی حتی وقتی مرده بود هم با ابهت بود..>
برای خوندن ادامش همراه من شو
با حضور حامیم علی یاسینی شروین حاجیپور
https://eitaa.com/forbiddeenlovee