📪 پیام جدید
خودي نمونده آقا..
خودشو جا گذاشته داوود
خودشو کنار رسول جا گذاشته
#دایگو
📪 پیام جدید
نمیدونم
شاید ده سال دیگه
شاید بیشتر از ده سال
مثلاً شاید وقتی بچه ام ازم بپرسه چه سریالی رو موقع جوانیت دیدی و الان دلت براش تنگ شده
اون موقع میگم گاندو و بعدش هموطن رو بهش معرفی میکنم
اون موقع با این اثر آشناش میکنم به امید اینکه اونم عین من با این شخصیت ها ارتباط بگیره
_🥲🦋❤️
📪 پیام جدید
براکسی که جلو معلم ریاضیش از زبونش در رفته گفته من تمرینارو از رو بچه ها مینویسم چه راه حلی دارید؟!
_اینکه دیگه تمرینا رو از رو بچهها ننویسه👩🦯🖌
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvataan/2810
آره الان میفهمم چرا برای داوود دلتون میسوزه ، اما اون دوستمون چرا دلش برای محمد میسوخت ؟
همش همینه یا در ادامه اتفاق دیگه ای هم میفته ؟
_همهش همین بود که رمان همینجا تموم میشد که..
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvataan/2810
من خیلی وقت پیشا فهمیدم .. از همون بند آخر پارت ۴۵ ..
#دایگو
📪 پیام جدید
خیلی سال قبل یه سریال دیدم
از این سریال تخیلی ها ، یه جا شخصیت اصلی سریال تحت یه شکنجه ای قرار گرفت اونی که داشت شکنجه اش میداد بهش گفت از امروز دیگه نمیتونی از ته دل بخندی (چون انگار یه چیزی رو تو وجودش از بین برد )
و من اونجا چقدر دلم برای اون شخصیت سوخت
و اینجا نمیدونم برای داوود بسوزم ، رسول یا محمد یا ...؟
#دایگو
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/*********MMM
من خیلی حساس شدم یا واقعا یه سری جمله های این پارت شبیه پارت ۶۱ هموطن دوئه ؟
_نه واقعا شبیهه!
نویسندگان محترم! دست از سرِ کچلِ هموطن چرا بر نمیدارید؟😂🤦🏼♀️
بابا برید خودتون یکم خلاقیت به خرج بدید..
من برا دوتا جمله نمیگم!
برا ارزش کار خودتون میگم!
برا احترام به حق کپی رایت میگم!
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/1910 نمیدونم شاید فقط من برعکس بقیه هموطن خونا به این پارت و کلا پارتای این حوالی واکنش خاصی نداشتم.. یعنی ناراحت شدماااا ولی بغض یا گریه نکردم. سر فصل قبل هم همینطور بود همه میگفتن امان از پارت ۹۰.. و اینا بازم طوری نبود که بخوام گریه کنم..آدم بی احساسی نیستم با خیلی فیلما گریه کردم. نمیدونم شاید چون میدونستم میخواد اتفاقی بیوفته.. وگرنه وقتی که محمد اون حرفارو به رسول زد و اون حالش بد شد خیلی گریه کردم
#دایگو
📪 پیام جدید
باشه ولی جملهی آخر این پارت یهو نگرانیها و غصههامون رو از روی داوود شیفت کرد روی محمد. یعنی دلتون برای محمدی نمیسوزه که فقط میتونه توی خونه محمد خالی باشه، بغض کنه و پیش عطیه اشک بریزه که اونجا هم باز بهخاطر مردِ عطیه بودن، بهخاطر بابای نرگس بودن نمیتونه مثل عطیه دم بگیره و بسوزه؟ نمیتونه آب بشه چون فعلا داوود داره آب میشه؟ ...و امان از ادامه. گرگِ دهنآلودهی یوسف ندریده...
#دایگو
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/1927
ولی من واسه پارت هفتاد و هشت مردم!
اون امان بیشتری داره...
#دایگو