تا دیروز، در اوقاتی که عصبانی میشدم میگفتم دارم به ماهیت مریم امیرجلالی میرسم. و حالا بعد اینکه عکسهای جَوونی و زیبایی ایشونو دیدم دیگه جا برای گفتن این جمله هم نمیمونه و همون من دیگه nmt.
سوال نکنید چرا محترمانه راجبشون حرف میزنم و بهشون میگم ایشون و اینها، شما که عصبانیت بانو رو دیدید. این کارا برای محافظه کاریه.
الان دقت کردم دیدم اسم نخست وزیر اسرائیل اینجوریه که انگار یکی به اسم 'نتا' رو خطاب میکردن که نیاد ولی اون مقاومت داشته و در انتها شخص منادی به نتا میگه هوو...
من هرباری که میام از ظرفهای مهمونی برای خودم استفاده کنم، یک مادر درون بهم میگه: این واگعیه یا کیکه؟
شوخی کردم. مادر درونم میگه : فکر میکنی شایستگی و لیاقت غذا خوردن توی این ظرفها رو داری؟
که دیروز برخلاف سابق، به این سوال بله گفتم. خرما رو هسته گرفتم و داخلش مغز گذاشتم و بعد چیدمشون توی ظرفهای مذکور و گذاشتم روی میزم. الان احساس میکنم یه جور خاصی شرمندهٔ خودمم و احتمالا برای رفع شرمندگی و جبران لطف، منم برم برای خودم کار دیروز رو انجام بدم.
منبر سوزان
کاملا مشخصه یهودیت و صهیونیست پایههای فکری و منطقی ندارن و حاوی اندیشههای خام هستن. وگرنه اسم آخون
یعنی طی پرتابهای موشکی اخیر خاخامها پخته شدن؟