حَنـــــــان .
-
داستان از آنجایی شروع شد که خدا چشم هایت را آفرید ،
برای منی که شاملویِ چشمان توام !
حَنـــــــان .
-
وقتی تو بر اسب سوار میشوی ، ماه باید پیاده شود از استر آسمان / ¹³³ .
- تمام دین خود را در طواف چشم تو میگردم
هفتمین دورم کجا بود؟!دور اول باختم .
حَنـــــــان .
-
- یکصدویکدانهیتسبیحمنشاهدشدند
ذکربعدازهرنمازم دوستتدارم شده .