13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی صبرنکردن تأثیرات تاریخی میگذارد
#رهبر_شهید
میرم تا دو ساعت دیگه برمیگردم.
تا اون موقع نه میخوام اخباری بشنوم نه میخوام چیزی ببینم و نه چیزی بشنوم .
از همه چی خسته ام
کمک !
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من اهل توجه به جزئیاتم. امروز فهمیدم که تو موی بلند دوست داشتی. مثل همه مردان عاشق ایرانی. اینجا از بلندی موهای دخترک شهید ذوق میکنی و میگویی «این موها رو هم اگر کوتاه نکنند…». موهای خرمایی زهرا کوچولوی خردسال خودت هم بلند بود.
تو دختر دوست بودی. دخترها را یکجور دیگری تحویل میگرفتی. من به چشم دیده بودم که میان سیل درخواستهای جمعیت دیدارهای جوانان، چفیه را اگر به پسرها میدادی، انگشتر را برای دخترها نگه میداشتی. تو دختر دوست بودی و دخترکان شهیدان دوست داشتند که هیچوقت به تکلیف نرسند تا از آغوش و بوسههای گرم پدرانهات بینصیب نشوند.
تو برای دخترهایت جشن تکلیف گرفتی، گفتی حسینیه را در دیدار بانوان صورتی کنند. چرا حاکم و رهبر هشتاد و چند ساله یک کشور باید همیشه چند انگشتر دخترانه همراه خودش داشته باشد؟ تو ذوق داشتی که به دخترها هدیههای دخترانه بدهی. پدرها دختر دوستاند. تو دخترفهم هم بودی. حالا خدا به دخترهایت بیشتر از پسران صبر بدهد!
«مهدی مولایی»
𝙃𝘼𝙉𝙄.
حسرت چرخوندن از این پرچم بزرگا به دلمون مونده بود ،
زینب می گفت بیا بریم از یکی قرض بگیریم ،
من که طبق معمول روم نمیشد زینب و تنهایی فرستادم ،
رفت به یه آقایی گفت میشه یذره این پرچم و بدیـ....
جملش کامل نشد که آقاهه پرچم و داد و گفت خدا خیرتون بده دستم خسته شده بود .
یه مقدار زینب چرخوند و...
به زینب گفتم خب حالا بده به من نوبت منه 😅
اومدم پرچم و بچرخونم آقای مداحِ مراسم شروع کرد به خوندن «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد »
توی اون لحظه احساس کردم امام حسین و تنها نزاشتم ،
صدای هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) توی سرم تکرار میشد . . .
و حس میکردم دیگه پرچم دستم ، پرچم ایران نیست ، علم حسینِ(ع ).
و این پرچم ، علم امت امام حسین (ع)
احساس کردم به «هل من ناصر ینصرنیِ» حسین زمان لبیك گفتم .
یل یاتار طوفان یاتار ،
یاتماز حسینین پرچمی !.
و این شیرین ترین خاطره تجمعات بود .:)