چرا وقتی میخوام بخوابم تمام فکرایی که باعث اعصاب خوردیم میشه میاد تو ذهنم؟؟؟؟
بابااااا خواستیم بخوابیمااا بلکه یکم آرامش بگیریم😐
ی خواب درست و حسابیم ب ما نیومده🦦
حریم عقیله:)
و چشمان تو...؛
این ی جفت چشم؛
تک تک روزای منو دیده
روزایی که گریه میکردم،روزایی ک میخندیدم،روزایی که باهاش حرف میزم،گلایه میکردم،درد و دل میکردم
همه ی روزا کنارم بوده ؛کمکم کرده
وقتی که بهش غر میزدم چرا صدامو نمیشنوی نشونه میداد که بعدش از چیزی که بهش گفتم پشیمون میشدم ...
و ازش ممنونم🥲
که همیشه هوامو داشت
یادمه ی روز قبل عید غدیر همینجوری داشتم باهاش صحبت میکردم،دردودل میکردم که بعد بهش گفتم عیدی منو بدیااااا یادت نره آبجی سادات
عیدی ای که تو بهم بدی ی چیز دیگه اس
من عیدیمو از تو میخوام🤷♀
دیگه انقدر گفتم گفتم تا از آخر گریم گرفت
بعدش دیدم دوستم زنگ زد،گفت ثنا برای فردا که عیده این تو از بین ۴۰۰نفر در اومده بریم حرم مراسمه به صرف شام مهمانسرا 🥲
ی لحظه موندم
خدایا! یعنی کار ریحانه سادات بود؟؟
صدامو شنیده بود؟
و بعد اشکای من روونه شد
مامان و بابام قبول کردن؛
جاتون خالی خیلی خوش گذشت🙃
و اون عید غدیر شد بهترین عید غدیر تو کل عمرم
آخه عیدیه ریحانه سادات بود؛