eitaa logo
اندیشکده مطالعات سیاستگذاری فرهنگی حنیف
121 دنبال‌کننده
22 عکس
0 ویدیو
1 فایل
اطلاع رسانی برنامه ها و جلسات عمومی و انتشار محتوای تخصصی آدرس ادمین کانال: @hanif_thinktank
مشاهده در ایتا
دانلود
💫اما تفصیل الگوی متاخر نظامها معروف به الگوی AGIL ☘️نظام در نگاه پارسونز چیست؟ 🔺دارای نظم و وابستگی متقابل اجزاء 🔺خود حفظی نظم و تعادل 🔺ثابت بودن نظام یا در فرآیند منظم تغییر بودن 🔺ویژگی های هر بخشی از نظام بر شکل سایر بخشها موثر است 🔺مرزبندی نظام با محیط 🔺تخصیص و هماهنگی دو فرآیند بنیادی ضروری برای تعادل نظام 🔺گرایش به حفظ خود شامل:حفظ مرزها، حفظ روابط اجزا با کل، کنترل نوسانات محیطی و کنترل گرایش به تغییر ✏️چهار خرده نظام تمایز یافته با کارکردهای ویژه و حل مسأله ای خاص در الگوی AGIL: 1️⃣ تطبیق (A): تطبیق نظامها با جهان بیرونی و وظایف مادی لازم برای بقا (مثل خوراک و سرپناه) 2️⃣ به هدف رسیدن (یا هدف یابی)(G): بروندادهای نظام؛ رهبری و سیاست 3️⃣یکپارچگی(I): حفظ نظم توسط نظام قضایی و نهادهای اجتماعی 4️⃣حفظ نامرئی الگو و مدیریت تنش (L): نیاز جامعه به مسیرهای راهنما و وسایل کنش؛ شامل نهادهای تولید کننده ارزشهای فرهنگی، ابقای همبستگی و اجتماعی کردن مثل کلیسا، مدارس، خانواده 🔖جزئیات الگو: 🔹استفاده در سطح های مختلف تحلیل: یعنی کلیسا هم مصداق خرده نظام L برای جامعه و هم خود کلیسا دارای الگوی AGIL (مثلا گروه های عبادی و شوراهای خود شناختی L، هیاتهای انظباطی I، شوراهای تعیین خط مشیG، نگهداری از ساختمان، تامین مالی و جمع آوری اجاره ها A) 🔹جامعه متشکل از آشیانه های چهار خانه 🔹اهمیت تبادلهای فعالانه میان خانه های یک آشیانه در صورت نیاز: مثلا کلیسا فراهم کننده رهبری اخلاقی و بهره برنده از تصمیم های سیاسی ابقاکننده او (L با G) 🔹پارسونز، جبرگرای فرهنگی: همانند نظریه قبلی که فرهنگ کنترل کننده سایر نظامها هم چون نظام اجتماعی و نظام شخصیت 🔹توجه نظریه متقدم نظام ها و نظریه متاخر یعنی AGIL هم به نیازهای مادی و هم نیازهای فرهنگی 🔹تاکید اصلی AGIL بر فرهنگ است که هدف غایی جامعه و استواری نظام را تعیین می کند 🔹الگوی AGIL موافق الگوی سیبرنتیک تنظیم نظام یعنی فرهنگ به عنوان نظام نظارتی، مثل یک درونداد مغزی هدایت کننده حرکات بدن 🔹وسایل عامه مبادله هر کدام از چهار خرده نظام: پول A، قدرت G، نفوذ I، پایبندی ارزشی L 🔆توضیحی درباره قدرت به عنوان یکی از وسایل عام مبادله: 🔸قدرت (پاور) برای صاحبان قدرت و افراد سیاستمدار نیست 🔸عدم ارتباط با سلطه (دومینانس) 🔸قدرت برای نظامها و به تبع برای آحاد: سبب انجام وظایف جامعه 🔸تضاد با نظریه انتقادی و شباهت با نظریه فوکو بر انتشار قدرت در سرتاسر جامعه و دو پهلو هم مولد و هم سرکوبگر 📡 کانال اندیشکده حنیف در ایتا و بله: @hanifthinktank
🌎پیروزی مدرنیته در نگاه پارسونز: 🔸بیشتر کار پارسونز در دهه های 1950 و 1960: نقش فرهنگ در دگرگونی اجتماعی 🔸در کتابهای نظامهای اجتماعی و به سوی یک نظریه عام کنش: الگوی متغیرهای الگودار (1962) برای اکتشاف نقشها و هنجارهای تعاملی وابسته به آنها 🔸استفاده از کار تونیس و دورکیم و وبر: 1️⃣تونیس: تمایز تحلیلی میان جوامع سنتی (گماین شافت) و جوامع مدرن و پیچیده (گزلشافت)؛ 2️⃣دورکیم: همبستگی مکانیک و ارگانیک؛ 3️⃣وبر: گذار از جامعه مبتنی بر اقتدار سنتی به جامعه دیوان سالار بی طرف ✳️پایه تحلیلی پارسونز در شناخت مدرنیته: تحقق فرآیند تعمیم ارزشی در مدرنیته (گذر از مولفه اول به دوم): 🔸جزء گرایی (پارتیکولاریسم) در برابر کل گرایی (یونیورسالیسم): ارتباط به صورت یک رابطه جزئی و عینی مثل دوستی، خویشاوندی و... یا ارتباط بر اساس اصول عام انتزاعی مثل انصاف و عدالت 🔸تاثیر پذیری در برابر بی طرفی تاثیرگذار: تحت تاثیر عواطف و احساسات خویش بودن یا تعامل خونسردانه، عقلانی تر و حساب شده تر 🔸جمع گرایی در برابر فردگرایی: جامعه و کنش فردی حول نیازها و تعلق گروهی یا حقوق و فرصتهای فردی 🔸عمومیت در برابر اختصاص: ارزیابی افراد و قضایا بر وفق منطق فراگیر یا به صورت موردی و جزئی 🔸انتساب در برابر دستاورد: جایگاه انتسابی و موروثی یا شایسته سالارانه و اکتسابی ❇️جزئیات فرآیند تعمیم ارزشی: 🔺تعمیم ارزشی: واکنش تطبیقی در برابر تکامل اجتماعی 🔺جوامع پیچیده تر و تمایزیافته تر، نظام های فرهنگی نیز ناگزیر انتزاعی تر، انعطاف پذیر تر و کلی تر: تا برقراری یکپارچگی اجتماعی و بیشترین کارایی سازمان اجتماعی 🔺افزایش فردگرایی نهادمند یکی از عوامل تعمیم ارزشی در جوامع مدرن 🔺برابری آدمها بر حسب دستاوردها و شایستگی ها نه مطابق کاست، طبقه یا دودمان 🔺 نگاه مثبت پارسونز به تعمیم ارزشی مدرنیته: تحقق بهتر عدالت، انصاف و همزیستی مسالمت آمیز 🔗برخلاف وبر، مارکس و نظریه انتقادی، برداشت مثبت و علاقه به مدرنیته: 🔹رفاه و آزادی بیشتر در ازای فرآیند تمایز محصول مدرنیته 🔹منافع مدرنیته: احترام بیشتر به فرد، جامعیت هر چه بیشتر و دموکراسی بیشتر 🔹جامعه مدرن هم چون ایالات متحده: هر روز بهتر از دیروز، تمرکز زدوده تر و هم پیوند تر، طیف گسترده تری از آزادیها 💎سه مرحله تکامل فرهنگی: ابتدایی، میانی، مدرن 🔻ابتدایی به میانی توسط تحول و ایجاد زبان نوشتاری 🔻میانی به مدرن: مقررات نهادی نظم هنجاری یا قانون 📡 کانال اندیشکده حنیف در ایتا و بله: @hanifthinktank
📏ارزیابی نظریه پارسونز: 🔴انتقادات: 🔘فرض بدون اثبات پایبندی به الگوهای ارزشی مشترک در سراسر جامعه 🔘محافظه کاری بیش از حد، عدم توانایی برای تبیین پویایی رقابت و کشمکش میان گروه ها 🔘الگوی انتزاعی فرهنگ و بی بهرگی از جان مایه یک تبیین اصیل 🔘انکار خلاقیت و عاملیت انسان: فرهنگ=ساخت یک کنشگر انسانی بیش از حد اجتماعی شده یا آدمک قضاوتگری که ارزشها و هنجارها را ملکه ذهن خود می سازد و به شیوه ای رباتیک نقش اجتماعی اش را انجام می دهد 🔘انتقاد به اشتیاق پارسونز توسط پسامدرن و نظریه انتقادی 🔵مثبتات: ☑️ فهم نظام مند از فرهنگ در نظریه ای عام ☑️قوی ترین استدلال بر ضد تضعیف معنا در مدرنیته ☑️نظریه چند بعدی در نقطه مقابل تعصبهای آرمانگرایانه ☑️تاکید بر نقش کانونی دروندادهای فرهنگی در کنش: الگوی مستحکم پیوند میان عاملیت و فرهنگ ☑️الگویی سنجیده تر نسبت به الگوهای رفتارگرا یا عقل گرا ◀️امتداد پارسونز: 💡تلاش مختصر و ناکامی با پرچم نوکارکردگرایی: امتداد تبیین چند بعدی در کنار حساسیت بیشتر در مورد قدرت و منافع توسط الگزندر و کولومی (1990): پشت سر گذاشتن مسائل اصلی کارکردگرایی ساختاری همچون ضدیت با فرد گرایی، خصومت با تغییر، محافظه کاری، ایدئالیسم، سوگیری ضد تجربی توسط نوکارکردگرایی 💡شاگردان پارسونز (گیرتز، بلاو و شیلز): کشف ساختارهای نمادین واقعی و عملکردهای جزئی تر و عینی تر از کار پارسونز: باز اندیشی تاکید بر فرهنگ و فهم واقع بینانه تر و قانع کننده تر با حفظ نقش اساسی فرهنگ 💡مرتون (شاگرد پارسونز): نقد سه اصل تحلیل کارکردی ارائه شده توسط انسان شناسانی به نام مالینوفسکی و رادکلیف براون با نقد به اتکای اصول سه گانه کارکردی بر ادعاهای غیر تجربی مبتنی بر نظامهای نظری انتزاعی و لزوم آزمایش تجربی هر سه اصل توسط جامعه شناس 🔹اصل وحدت کارکردی (هماهنگی بین اجزای نظام): نقض این اصل با تردید نسبت به جوامع پیچیده 🔹اصل عمومیت کارکردی (کارکرد مثبت همه ساختارهای فرهنگی اجتماعی): نقض این اصل با مثال ملی گرایی افراطی که موجب کژکارکردی در دنیای هسته ای امروز است و نه کارکردی. 🔹اصل ضرورت کارکردی یا اجتناب ناپذیری (اجتناب ناپذیری اجزای ساختاری برای کل): نقض این اصل با بدیلهای ساختاری و کارکردی 📡 کانال اندیشکده حنیف در ایتا و بله: @hanifthinktank
🔰 با لطف الهی، پنج جلسه از حلقه مطالعاتی نظریات فرهنگی سپری شد. در این جلسات، نظریات فرهنگی اندیشمندان ذیل مورد بحث و بررسی قرار گرفت: ✔️ مارکس، دورکیم، وبر، زیمل، نیچه، دوبوآ، پارسونز، بنیامین، آدرنو، هورکهایمر. 🔆 حال در میانه راه حلقه، اندیشکده سیاستگذاری فرهنگی حنیف از دوستان علاقه مند و فعال در رشته های مرتبط با فرهنگ اعم از سیاستگذاری فرهنگی، جامعه شناسی فرهنگی و ...، دعوت به عضویت می نماید. 💯علاقه مندان عضویت، درصورت وجود شرایط زیر، رزومه خود را به شناسه @Hanif_ThinkTank ارسال فرمایند: ⚡️تحصیلات یا مطالعات تخصصی حوزه فرهنگ ⚡️تعهد به شرکت منظم درجلسات هفتگی ⚡️تعهد به مطالعه حداقل سه ساعت در هفته 💥مزایا: ✨بهره مندی از بعد راهبری علمی-مطالعاتی ✨امکان مشارکت در پروژه های کاری اندیشکده ✨ایجاد آمادگی برای شرکت در سطوح بعدی حلقه های مطالعاتی اندیشکده 📍مکان برگزاری: قم، بلوار جمهوری 📡 کانال اندیشکده حنیف در ایتا و بله: @hanifthinktank
🔰جلسه ششم حلقه نظریات فرهنگی، با همت اندیشکده سیاستگذاری فرهنگی حنیف و با همکاری حلقه سیاست‌گذاری فرهنگ انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه در تاریخ دوشنبه 22 مرداد برگزار می گردد. 📕در این جلسه، عمده مباحث مربوط به نظریه فرهنگی مارکسیسم غربی است. 🔗 معرفی مارکسیسم غربی: ⚡️تفکر مارکس با گرایشی مادی اندیشانه شناخته شده است. در نتیجه این گرایش، فرهنگ به عنوان امری غیر مهم و محصولی وابسته به مبنای مسلط اقتصادی در جامعه، تعریف می شود. بخش قابل توجهی از اندیشه مارکسیسم غربی در سده بیستم، در واکنش به این بعد از کار مارکس، شکل گرفته است. 💯علاقه مندان عضویت، درصورت وجود شرایط زیر، رزومه خود را به شناسه @Hanif_ThinkTank ارسال فرمایند: ⚡️تحصیلات یا مطالعات تخصصی حوزه فرهنگ ⚡️تعهد به شرکت منظم درجلسات هفتگی ⚡️تعهد به مطالعه حداقل سه ساعت در هفته 📍مکان برگزاری: قم، بلوار جمهوری 📡 کانال اندیشکده حنیف در ایتا و بله: @hanifthinktank
❇️ ارائه اول جلسه ششم حلقه نظریات فرهنگی، با تمرکز بر نظریه فرهنگی گئورگ لوکاچ و آنتونیو گرامشی برگزار خواهد شد. 🎙ارائه دهنده: حجت الاسلام علی فخرایی (طلبه سطح چهارم حوزه علمیه و دانشجوی ارشد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی) 🔦 عناوینی که در این بخش ارائه خواهند شد: 🔺ویژگیهای مشترک مارکسیسم غربی 🔺نظریه فرهنگی گئورگ لوکاچ با تکیه بر موضوع بت انگاری کالا، از خودبیگانگی و شیء وارگی 🔺نظریه آنتونیو گرامشی با تکیه بر موضوع هژمونی (تفوق) 🔺ارزیابی کار گرامشی 📡 کانال اندیشکده حنیف در ایتا و بله: @hanifthinktank
❇️ ارائه دوم جلسه ششم حلقه نظریات فرهنگی، با تمرکز بر نظریه فرهنگی یورگن هابرماس برگزار خواهد شد. 🎙ارائه دهنده: سعید جوادیان فرد (مسئول اندیشکده حنیف و دانشجوی دکتری سیاست گذاری فرهنگی دانشگاه امام صادق ع) 🔦 عناوینی که در این بخش ارائه خواهند شد: 🔺حوزه عمومی در اندیشه هابرماس 🔺نگاه هابرماس در اثر «دانش و منافع انسانی» اش 🔺نظریه کنش ارتباطی 🔺نقد نظریه کنش ارتباطی 📡 کانال اندیشکده حنیف در ایتا و بله: @hanifthinktank
❇️ ارائه بعدی حلقه نظریات فرهنگی در جلسه هفتم، با تمرکز بر نظریه فرهنگی لویی آلتوسر برگزار خواهد شد. 🎙ارائه دهنده: حجت الاسلام حمید عزیزی (طلبه سطح چهارم حوزه علمیه و دانشجوی دکتری سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه امام حسین ع) 🔦 عناوینی که در این بخش ارائه خواهند شد: 🔺نظریه فرهنگی لویی آلتوسر 🔺دستگاه دولتی ایدئولوژیک و جایگاه های ذهنی 🔺نقد آلتوسر 🔺زوال و آینده مارکسیسم غربی 📡 کانال اندیشکده حنیف در ایتا و بله: @hanifthinktank
🔰 جلسه هفتم حلقه نظریات فرهنگی به همت اندیشکده سیاستگذاری فرهنگی حنیف و با همکاری حلقه سیاست‌گذاری فرهنگ انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه برگزار گردید. در بخشی از این جلسه، نظریه فرهنگی هابرماس مورد بحث و بررسی قرار گرفت. 🔴معرفی یورگن هابرماس: 🔹آخرین عضو مکتب فرانکفورت 🔹شاگرد آدرنو و هورکهایمر 🔹ریشه مشترک آثار او: نقد به سرمایه داری و خرد ابزاری: نیروهای فرساینده و جلوگیری کننده از آزادسازی و صورتهای اخلاقی و دموکراتیک همپیوستگی انسانی 🔹هابرماس ادامه دهنده نقد اساتیدش به منجر شدن جنبش روشن اندیشی به بن بست نظارت و سرکوبی 🔹تفاوت هابرماس با اساتیدش: نجات طرح روشن اندیشی (متجلی در خرد خودبنیاد) با بازتعریف خِرد ⚡️در ادامه، تفصیل مباحث هابرماس اشاره می گردد. 📡 کانال اندیشکده حنیف در ایتا و بله: @hanifthinktank
❇️ در ادامه، بخشهای مختلف نظریه فرهنگی هابرماس مورد گفتگو قرار گرفت: 🔴حوزه عمومی: 🔸نوشتن تز دکتری هابرماس، دگرگونی ساختاری حوزه عمومی (1989 سال ترجمه به انگلیسی) در دهه 1960 🔸بازکشف تز توسط مخاطبان روشنفکر در دهه 1990 به دلیل علاقه حاصل از انقلابهای مخملی شکل گرفته (در چکسلواکی) با تظاهرات همگانی علیه رژیمهای کمونیستی در اروپای شرقی و منتج به فروپاشی قدرت دولت اقتدارگرا و پیدایش دموکراسی 🔸فهم دانشمندان از این انقلابها: نشانه ایستادن جامعه مدنی، از طریق ساخت فعالانه حوزه عمومی مبتنی بر بحث و فعالیت مدنی، مقابل دولت 🔸پرداختن حوزه عمومی نه تنها به کشف و شناسایی مسائل بلکه مفهوم پردازی موثر ومتقاعد کننده: علاوه بر ترسیم، پروبلماتیزه کردن موثر 🔸حوزه عمومی، نه نهاد، نه سازمان، نه حتی نظامی از هنجارها در کنار نقشها و قواعد عضویت بلکه شبکه ای برای تبادل اطلاعات و دیدگاه ها و دارای افقهای متغیر، گشوده و نفوذپذیر 🔸پیوند مستحکم حوزه عمومی با حوزه های خصوصی مثل شبکه های تعامل خانوادگی، دوستانه، همسایگی، همکارانه و آشنایانه 🔸جامعه مدنی مورد نظر هابرماس متفاوت از جامعه بورژوازی سنت لیبرال که نظامی بازاری است 🔸جامعه مدنی هسته نهادی شامل دسته ای از انجمنهای داوطلبانه و روابط غیراقتصادی و غیر دولتی 🔸شرط سالم ماندن ساختارهای ارتباطی حوزه عمومی، جامعه مدنی نیرومند 🔸حوزه عمومی بورژوازی سده 18، امکان دموکراسی پارلمانی با فراهم کردن امکان بحث عقلایی درباره مسائل عمده سیاسی 🔸شکل گیری حوزه عمومی بورژوازی معلول گسترش فرهنگ بوروژوازی به مرکزیت قهوه خانه ها، سالنهای ادبی و انجمنهای روشنفکری و رسانه های گروهی 🔵تبیین تاریخی هابرماس از حوزه عمومی: ▪️حوزه عمومی فعال در سده 18 مبتنی بر بحث و مبادله اندیشه ها در برابر پرسشهای بنیادی، راجع به فلسفه، اقتصاد، سیاست و سازمان اجتماعی و دارای استعداد تاثیرگذاری بر سیاست رسمی ▪️سالنها در فرانسه، قهوه خانه ها در انگلستان و محافل بحث و انجمنهای ادبی در آلمان، جایگاه کانونی مشارکت در حوزه عمومی ▪️ نمونه حوزه عمومی توسط بورژواهای قرن هفده به وجود آمده است. هرچند در ادامه، اختصاص به بورژواها نداشت و همگان در آن شرکت می کردند. ▪️ چون محصول بورژواها بود لذا هابرماس از آن به حوزه عمومی بورژوای تعبیر می کند. ▪️ به خاطر آنکه در دوره سرمایه داری و لیبرالیسم رخ داد لذا هابرماس گاه از آن به حوزه عمومی لیبرال نیز تعبیر می کند. ▪️ اهمیت پیدایش رسانه های چاپی در سده 18: انتشار عمومی عقاید به واسطه روزنامه ها و جزوه ها 🟣 زوال حوزه عمومی: 🔻با رشد صنعتی و پیدایش رسانه های توده ای عامه پسند 🔻سیطره دولت بر اقتصاد و سایر عرصه ها، مشخصه سرمایه داری مدرن که در آن امور عمومی عرصه بحث و انتخاب تلقی نمی شوند بلکه مسائلی فنی هستند که متخصصان با بهره گیری از عقلانیت ابزاری به حل آن بپردازند. 🔻کنترل عقلانیت علمی-اداری-فنی و نخبگانی بر زندگی روزمره 🔻مسائل اخلاقی، تصمیمهای مبتنی بر هزینه/فایده 🔻 هابرماس معتقد است که در ابتدای سرمایه داری و دوره لیبرالیسم، حوزه عمومی شکل گرفته بود اما در اواخر حوزه عمومی رو به افول نهاد و یکی از نقدهای هابرماس بر مدرنیته همین زوال حوزه عمومی است. 🔻 اضمحلال حوزه عمومی با پیدایش سرمایه داری صنعتی در سده 19 و تبدیل به برگرلیش گزلشافت 🔲 برگرلیش گزلشافت: ◽️بیان گر نوعی سرزنش نسبت به پیوستگی ای سرمایه دارانه ◽️دزدیده شدن حوزه عمومی توسط یک منفعت طبقاتی خاص ◽️ناپدیدی حوزه عمومی بر اثر تاثیر رسانه های همگانی و برکناری نهادی سیاست از اجتماع با آغاز دوره معاصر ◽️شنونده شدن آدمها و عدم گویندگی مشارکت گونه در ساخت جامعه 🟧نقد به حوزه عمومی هابرماس: ♦️آرمان سازی و تصویر خوب درباره حوزه عمومی و مفاهیم مرتبط با آن نظیر جهان حیاتی و بی توجهی به صورتهای محرومیت از این عرصه ♦️قهوه خانه ها محل حضور آدمهای فرهیخته و مرفه و عدم حضور کارگران، زنان و اقلیتها ♦️گرایش به ترسیم حوزه عمومی واحد و یکدست در عین سودمندی بیشتر بحث درباره عرصه های چندگانه شکل گرفته حول نژاد، جنسیت، رابطه جنسی و دین که گاهی هم پوشانی و گاهی تمایز از هم دارند با توجه به اقتضای جوامع پیچیده و تمایزیافته کنونی 📡 کانال اندیشکده حنیف در ایتا و بله: @hanifthinktank
❇️ ادامه مباحث نظریه فرهنگی هابرماس به قرار زیر بود: ⏺سه نظام معرفتی: 1️⃣ تحلیلی و اثباتی: به دنبال نظارت فنی سرکوبگر؛ اولویت بخشی این دانش در نگاه عقلانیت ابزاری 2️⃣ انسان دوستانه و تفسیری-تفهمی: به دنبال فهم جهان بدون سرکوبگری و نیز آزادی بخش 3️⃣ انتقادی: مورد حمایت هابرماس: به دنبال رهاسازی بشر 🔵دانش و منافع انسانی: 🔸گسترش حمله مشهور مکتب فرانکفورت به اثبات گرایی و علم طبیعی در اثر دانش و منافع انسانی هابرماس (1978) 🔸 توانایی محدود اثبات گرایی و علم طبیعی در حل مسائل جزئی فنی و محدود 🔸 درماندگی از پاسخ به سوالات مربوط به بازاندیشی بنیادی روابط اجتماعی واندیشه های مربوط به ماهیت جامعه خوب 🔸 ناکافی بودن گفتمان های تفسیری هنرها به دلیل علاقه اصلی به درک متقابل هر چه بیشتر و نه کشف شرایط رهایی انسان 🔸 علوم اجتماعی انتقادی، انحصارا علم همراه کننده دانش با درک عمیق از به دست آوردن بیشترین آزادی از طریق اعمال دگرگونیهای اجتماعی بنیادی 🟥 نظریه کنش ارتباطی: ▪️کتاب دانش و منافع انسانی (1978) در قلمروی مکتب فرانکفورت اما کتاب نظریه کنش ارتباطی (1980)، دارای رهیافت مبدعانه تر ▪️تبیین توان ارتباطی انسان در پیشبرد آزادی بشر ▪️دیالکتیک روشن اندیشی آدرونو و هورکهایمر: به بن بست رسیدن خِرد در عقلانیت دیوان سالار و بدبینی مرگبار مانع بازتعریف خرد به مثابه بنیادی برای رهایی ▪️باور هابرماس به امکان نجات طرح روشن اندیشی که بن مایه اش راهبری خِرد برای آزادی بود از طریق بازتعریف تازه خِرد به خرد ارتباطی ▪️خرد ارتباطی: فعالیت تحریف نشده ای از آدمها با کوشش صادقانه برای درک متقابل روشنی از هم ▪️چیستی کنش ارتباطی: کنشهای افراد نه از طریق حسابگری های خودخواهانه بلکه از طریق کنشهای تفاهم آمیز ▪️ هدف کنش معقول هدفدار، دستیابی به هدف است اما غایت کنش ارتباطی دستیابی به تفاهم ارتباطی است. ▪️گفتار، از مهم ترین عناصر کنش ارتباطی ▪️کنش معقول هدفدار، مهمترین مسئله جهان نوین از نظر مارکس و وبر؛ راه حل هابرماس: عقلانیت کنش ارتباطی ▪️مشروعیت بخشی و ایدئولوژی دو عامل ارتباط تحریف شده ▪️عقلانیت یعنی نظام ارتباطی ارائه آزادانه افکار و برخورداری از حق دفاع در برابر انتقاد ▪️باور هابرماس به نظریه حقیقت توافقی نه نظریه حقیقت منطبق بر واقعیت ▪️تمایل ذاتی زندگی روزمره به اجماع عقلانی و فرهنگ عمومی دموکراتیک از طریق زبان ☑️نقطه جدایی هابرماس و مارکس: 🔺 عدم تفکیک بین کار و کنش عقلانی با تعامل و کنش ارتباطی اجتماعی و نمادین توسط مارکس وتفکیک آن توسط هابرماس 🔺 برجستگی و بنیاد بودگی کنش ارتباطی و نه کنش معقول هدفدار، نزد هابرماس 🔺تاکید مارکس بر کار و تاکید هابرماس بر ارتباط 🔺مبنای آزادی: کار آزاد و خلاقانه در نگاه مارکس و ارتباط تحریف نشده و بدون اجبار در نگاه هابرماس 🔶 افتادن مدرنیته به مسیر غلط: 🔹 با وجود نقش اساسی فرآیند تمایز، مثل اندیشه دورکیم و پارسونز: استقلال هر چه بیشتر در عرصه های زندگی در فضای تعمیم ارزشی و حذف قید و بندهای معمول سنت و امکان ارتباط شفاف تر 🔹اما نیرومندی فرآیندهای دیوان سالاری و کالاسازی محروم کننده زندگی نهادی از دروندادهای ارزشی اجتماع (مانند برابری، دموکراسی، همبستگی) 🔹نتیجه: جامعه ای با عملکرد نیروهای غیرشخصی و از خود بیگانه کننده، به ویژه نیروهای سرمایه و عقلانیت صوری وبر: پیروی صرف این نیروها از منطق ویژه خود و عدم نیاز به دروندادهای ارزشی 📡 کانال اندیشکده حنیف در ایتا و بله: @hanifthinktank