امروز اومدیم باغ رضوان توصیه میکنم هر چند وقت یکبار حتما سر اموات تون برید و براشون فاتحه بخونید و خیرات بدید
اونا دستشون از دنیا کوتاهه
#هدیه_برای_قدیمی_های_زمین
#رمان
#عاشقانه_مذهبی
#بهار_هامون
#تحولی
پارت آینده
هامون: حلالم میکنی فاطمه خانوم؟؟؟
سرمو تکون دادم و قطره ی اشکم سر خورد روی گونم....
خوش به حالش که مطمئن بود آقا نگاهش میکنه....
خوش به حالش که شفا گرفته بود و خودش انتخاب کرده بود عوض بشه...
گوشه ی چادرمو گرفت توی دستش و بوسید...
بین گریه هاش گفت:
هامون: خاک پاتم فاطمه....
بلند شد...
پشت کرد بهم که بره....
صدام از ته چاه بلند شد....
با لرزشی که توش پیدا بود گفتم:
من: آقا هامون...
برگشت سمتم....
نگاهمو انداختم پایین و گفتم:
من: خوشحال میشم همسر کسی باشم که آقا بهش نگاه ویژه داشته....
با تردید نگاهم کرد....
اشکام صورتمو خیس کردن....
برگشت سمتم و نشست رو به روم....
با ناباوری گفت:
هامون: تو چی گفتی؟؟؟؟ یا خدا....
برگشت سمت ضریح و گفت:
هامون: مخلصتم اربابم....
دوباره برگشت سمت من و با خنده گفت:
هامون: اول مخلص خدا و ارباب بعدم مخلص شما....
ادامه دارد......
https://eitaa.com/joinchat/166527109Cd4f2b4dd6f
سلاااام الان متوجه شدم که فیلم خرید هدایا ارسال نشده حتما بعدا میفرستمش براتون
قراره فردا یه جشن خییلی خفن داشته باشیم و امروز میریم که دکور جشن و آماده کنیم