eitaa logo
حکمت عقلانی وحیانی🇵🇸🖤
212 دنبال‌کننده
82 عکس
22 ویدیو
25 فایل
⁦✍️⁩محتوا: فعالیت های ابوالحسن حسنی در حوزه‌های علوم فقهی و علوم حِکمی 🔁مدیریت: توسط شاگردان استاد ارتباط با استاد: @aboulhassan ارتباط با مدیر کانال: @Nezamefekri وبلاگ انسان، عقل و دین: https://ensan.blog.ir/
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام استاد ...! ممنون از توضیحاتی که ارائه کردید. کاملاً درک می‌کنم که قصد شما توهین نبوده و از اینکه این بحث را ادامه می‌دهید، خوشحالم. موضوعی که مطرح کردید، از زوایای مختلفی قابل بررسی است، و خوشحالم که شما نیز از منظر زیست‌شناسی سیستم‌ها و معرفت‌شناسی به آن علاقه‌مند هستید. در پاسخ به نکات مطرح‌شده، سه ملاحظه را مهم می‌دانم: ۱. طرح سؤال درباره‌ی عقاید دینی را توهین تلقی نمی‌کنیم. در سنت اسلامی، پرسش درباره‌ی باورهای دینی نه‌تنها توهین محسوب نمی‌شود، بلکه تشویق هم شده است. متفکران اسلامی، از فیلسوفان گرفته تا متکلمان و عرفا، همواره درگیر بررسی عقلانی و معرفت‌شناختی باورهای دینی بوده‌اند. در واقع، اسلام خود را به عنوان یک دستگاه فکری که نیازمند استدلال و تدبر است معرفی می‌کند، نه صرفاً یک مجموعه‌ی ایمانی که از نقد مصون باشد. ۲. دین در اسلام صرفاً امری شخصی نیست. برخلاف رویکردهای مدرن که دین را امری خصوصی و فردی تلقی می‌کنند، اسلام بُعد معرفت‌شناختی و اجتماعی دین را بسیار پررنگ می‌داند. اعتقاد دینی نه فقط یک «جزیره‌ی خصوصی آرامش»، بلکه ساختاری برای فهم حقیقت، تنظیم روابط اجتماعی، و ارائه‌ی یک الگوی معرفتی است. این امر، هم در معرفت‌شناسی و هم در فلسفه‌ی تصمیم‌گیری جایگاه ویژه‌ای دارد. ازاین‌رو، یک فرد مسلمان معمولاً باورهای خود را صرفاً به عنوان «امری درونی و خصوصی» نمی‌بیند، بلکه آنها را مرتبط با حقیقتی عینی و قابل تحلیل می‌داند. ۳. تحلیل فرآیندهای تصمیم‌گیری را تنها به عوامل فیزیکال محدود نمی‌کنیم. در حالی که مدل‌های علمی، مانند استنباط فعال (Active Inference)، می‌توانند چارچوب‌هایی برای تحلیل شناخت و تصمیم‌گیری ارائه دهند، اما در اسلام تصمیم‌گیری انسانی فقط به عوامل فیزیکی و مکانیکی تقلیل نمی‌یابد. جنبه‌های اخلاقی، متافیزیکی و معناداری حیات در فرآیندهای شناختی و تصمیم‌گیری انسان نقش دارند، که در بسیاری از رویکردهای علوم شناختی مدرن کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. دین تنها یک متغیر در سیستم‌های زیستی یا عصبی نیست، بلکه یک ساحت وجودی و معناشناختی دارد که در تفسیر و هدایت تصمیمات انسانی نقش کلیدی ایفا می‌کند. از آنجایی که شما در حوزه‌ی معرفت‌شناسی و فرآیندهای تصمیم‌گیری پژوهش می‌کنید، آیا به نظرتان مدل‌های فعلی علوم شناختی می‌توانند تمام ابعاد شناختی، از جمله معناداری، اخلاق و غایت‌مندی را پوشش دهند؟ یا اینکه به چارچوب‌هایی فراتر از تحلیل فیزیکی نیازمندیم؟ از گفت‌وگو با شما بسیار لذت می‌برم و امیدوارم این تبادل نظر، فرصتی برای درک عمیق‌تر تفاوت‌های رویکردی و معرفت‌شناختی ما باشد. مشتاق شنیدن دیدگاه‌های شما هستم!
متن انگلیسی برای ارسال به استاد مزبور: Hello [Professor's ...]! Thank you for your clarifications. I completely understand that your intention was not to offend, and I appreciate the opportunity to continue this discussion. The topic you raised can be examined from multiple perspectives, and I’m glad to see that you approach it from the standpoint of systems biology and epistemology. In response to your points, I would like to highlight three key considerations: Questioning religious beliefs is not considered offensive. In the Islamic tradition, engaging in discussions about religious beliefs is not only welcomed but also encouraged. Muslim thinkers—including philosophers, theologians, and mystics—have long engaged in rational and epistemological inquiries about faith. In fact, Islam presents itself as a thought system that requires reasoning and contemplation, rather than a mere belief system that is immune to scrutiny. Religion in Islam is not merely a private matter. Unlike modern perspectives that often define religion as a private and individual experience, Islam emphasizes both the epistemological and social dimensions of faith. Religious belief is not just a “private island of tranquility”; rather, it serves as a framework for understanding reality, structuring social relationships, and providing an epistemic model. This applies to both epistemology and decision-making processes. Consequently, a Muslim does not typically view their beliefs as purely “personal” but rather as connected to an objective truth that is open to analysis and discussion. Decision-making processes are not reduced solely to physical factors. While scientific models, such as Active Inference, offer valuable frameworks for analyzing cognition and decision-making, Islam does not reduce human decision-making to purely physical and mechanistic factors. Ethical, metaphysical, and existential dimensions play a crucial role in human cognition and decision-making—dimensions that are often overlooked in modern cognitive science approaches. Religion is not merely a variable in biological or neural systems, but rather a meaningful and existential reality that actively shapes human decisions and perspectives. Since you research epistemology and decision-making processes, do you think current cognitive science models can fully account for all aspects of cognition, including meaning, ethics, and teleology? Or do we need frameworks that go beyond purely physical analysis? I truly enjoy this discussion with you and hope that this exchange will help deepen our understanding of our differing epistemological and conceptual frameworks. Looking forward to hearing your thoughts!
بسمه تعالی سلام و ادب خدمت اعضای محترم کانال حکمت عقلانی وحیانی به زودی چند مطلب با عنوان ✍️بحران هویت مردانه در جوامع مدرن ، تقدیم می شود ...🌹🌹✨✨✨
📚بحران هویت مردانه در جوامع مدرن (۱) ✍ ابوالحسن حسنی ✅تقریر مشکل: از حدود ۳۵ سال پیش مشکلی در برنامه‌های کودک پیش آمد که من از همان زمان نگران شدم و در برخی جاها اعلام هم کردم. در برنامه‌های کودک هم در برنامه‌های عروسکی، هم در برنامه‌های انیمیشن، دختران غالبا نقش فعال، با ادب، آینده‌نگر، درس‌خوان، و... داشتند، اما پسران منفعل، بی‌ادب، کوته‌بین، تنبل و ... بودند، مثلا در یکی از برنامه‌ها اسم پسره رفوزه بود و در برنامه‌ای دیگر پسر و پدر ضعیف النفس و کار خراب کن، ولی مادر و دختر خیلی عاقل بودند، و در برنامه‌ای دیگر حاکم و وزیر و همه‌ی مردان و پسران احمق و نادان، و کسی که همه‌ی مشکلات را حل می‌کرد، یک دختر بود. متأسفانه این روند نه فقط در صدا و سیما، بلکه در دیگر عوامل جامعه‌پذیری هم تا حدودی دنبال شد و نتیجه‌اش روشن است: به وجود آمدن نسلی از پسران که اساسا احساس هویت ندارند، از شکست دچار خجالت نمی‌شوند و هیچ عاملی آنان را برنمی‌انگیزد. بسیاری از سیاست‌های آموزشی، فرهنگی و حتی در برخی موارد قوانین اجتماعی، به جای تقویت توازن میان نقش‌های جنسیتی، به سمت تقویت کلیشه‌های منفی درباره‌ی مردان و تضعیف مسئولیت‌پذیری آنان پیش رفته است. این مشکل فقط در ایران نیست. در بسیاری از کشورها، برنامه‌های آموزشی بیشتر روی تقویت نقش دختران تمرکز دارند، در حالی که پسران کمتر مورد حمایت قرار می‌گیرند. در برخی مدارس، رفتارهای طبیعی پسرانه (مثل جنب‌وجوش و رقابت) سرکوب شده و به‌عنوان رفتارهای ناهنجار تلقی می‌شود. بحران هویت مردان در جوامع مدرن یک مسئله‌ی پیچیده و چندبعدی است که از عوامل متعددی مانند تغییرات رسانه‌ای، سیاست‌های آموزشی، و تحولات اقتصادی تأثیر پذیرفته است که به نام برابری جنسیتی انجام شده است. امروزه برابری جنسیتی چنان به عنوان یک هدف مهم و ارزشمند عرضه شده است که نقد آن می‌تواند پیامدهای جدی برای ناقد داشته باشد؛ اما کار در همین حد باقی نمانده و هویت مردانه به شدت تهدید شده است. نادیده گرفتن نیازهای مردان می‌تواند پیامدهای ناخواسته‌ای را برای هر جامعه‌ای، حتی جوامع مدرن به دنبال داشته باشد. ✨@haqnegar
📚بحران هویت مردانه در جوامع مدرن (۲) ✍ ابوالحسن حسنی ✅تغییر الگوی هویتی مردان در سه بُعد کلیدی در چند دهه اخیر، جوامع بشری دستخوش تغییرات گسترده‌ای در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌ای شده‌اند. یکی از پیامدهای این تغییرات، بازتعریف نقش‌های جنسیتی و به چالش کشیده شدن برخی از مفاهیم سنتی مرتبط با مردانگی و زنانگی است. اگرچه این تحولات در بسیاری از جنبه‌ها به افزایش فرصت‌های اجتماعی و برابری حقوقی میان زنان و مردان منجر شده است، اما در عین حال، موجب بروز بحران‌هایی در هویت مردانه شده که در برخی موارد، پیامدهای منفی گسترده‌ای بر فرد و جامعه داشته است. الف) تحصیلات و عملکرد آموزشی در بسیاری از کشورها، پسران در مقایسه با دختران عملکرد تحصیلی پایین‌تری دارند. گزارش‌های آموزشی نشان می‌دهند که نرخ ترک تحصیل در میان پسران افزایش یافته و میزان ثبت‌نام در دانشگاه‌ها به نفع زنان تغییر کرده است. برخی سیاست‌های آموزشی که به‌منظور کاهش تبعیض‌های جنسیتی اجرا شده‌اند، در عمل موجب شده‌اند که توجه بیشتری به رشد تحصیلی دختران شود، در حالی که پسران حمایت کمتری دریافت می‌کنند. ب) موقعیت اجتماعی و اقتصادی مردان در برخی جوامع با کاهش فرصت‌های شغلی مواجه شده‌اند و در برخی صنایع، زنان جایگزین نیروی کار مرد شده‌اند. در نتیجه، برخی مردان احساس بی‌فایده بودن و بی‌ارزشی نسبت به گذشته دارند. افزایش استانداردهای زندگی و سخت‌گیری‌های اجتماعی در تأمین مالی خانواده، بسیاری از مردان را با فشارهای اقتصادی شدیدی مواجه کرده که موجب کاهش انگیزه‌ی آنان برای تشکیل خانواده و نقش‌آفرینی در جامعه شده است. ج) تصویر رسانه‌ای و فرهنگی از مردان در بسیاری از رسانه‌ها، تصویری که از مردان ارائه می‌شود، به‌تدریج تغییر کرده و گاهی در جهت منفی حرکت کرده است. در برنامه‌های تلویزیونی و سینمایی، مردان اغلب به‌عنوان شخصیت‌های ناتوان، احمق، تنبل یا بی‌مسئولیت نمایش داده می‌شوند، در حالی که زنان به‌عنوان شخصیت‌های مستقل، قوی و کارآمد نشان داده می‌شوند. الگوهای مردانه‌ای که در گذشته ارزشمند تلقی می‌شدند، امروزه کمتر مورد تقدیر قرار می‌گیرند و در مقابل، ویژگی‌هایی مانند عدم تعهد، عدم پذیرش مسئولیت، یا کنار کشیدن از نقش‌های اجتماعی در برخی موارد به‌عنوان سبک زندگی پذیرفته شده‌اند. ✨@haqnegar
📚بحران هویت مردانه در جوامع مدرن (۳) ✍️ابوالحسن حسنی ✅پیامدهای بحران هویت مردانه الف) افزایش نرخ افسردگی و خودکشی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که میزان افسردگی و خودکشی در مردان جوان افزایش یافته است. احساس بی‌هدف بودن، نداشتن جایگاه مشخص در جامعه، و فقدان نقش‌های سنتی که مردان را در مسیر مشخصی قرار می‌دادند، از عوامل مؤثر در این بحران است. ب) کاهش انگیزه برای تلاش و رقابت یکی از ویژگی‌های اصلی جوامع پویا، وجود رقابت سالم میان افراد است. اما در بسیاری از کشورها، مردان جوان انگیزه‌ی کمتری برای تلاش و موفقیت دارند و تمایل دارند که از رقابت‌های اجتماعی کناره‌گیری کنند. ج) بحران در خانواده و کاهش مسئولیت‌پذیری مردان در بسیاری از کشورها، میزان ازدواج کاهش یافته و پدیده‌هایی مانند MGTOW (مردانی که از نقش‌های سنتی ازدواج و تأمین خانواده کناره‌گیری می‌کنند) افزایش یافته است. این امر نه‌تنها بر ساختار خانواده اثر گذاشته، بلکه در بلندمدت موجب کاهش نرخ زاد و ولد و تغییر در ساختار اجتماعی می‌شود. د) انزوای اجتماعی و شکل‌گیری گروه‌های منزوی در جوامعی مانند ژاپن، پدیده‌هایی مانند Hikikomori (مردانی که خود را در خانه حبس کرده و هیچ انگیزه‌ای برای مشارکت اجتماعی ندارند) به یک مشکل اجتماعی بزرگ تبدیل شده است. ✨@haqnegar
📚بحران هویت مردانه در جوامع مدرن (۴) ✍️ابوالحسن حسنی ✅بحران در کشورهای مختلف در آمریکا و کشورهای اروپایی، پسران در تحصیل از دختران عقب مانده‌اند. میزان افسردگی، بی‌هدفی، و عدم انگیزه در پسران جوان رو به افزایش است. مردان در نرخ اشتغال، ازدواج، و مشارکت اجتماعی نسبت به دهه‌های قبل افت چشمگیری داشته‌اند. جنبش‌های فمینیستی رادیکال باعث تغییر سیاست‌های آموزشی و رسانه‌ای شده‌اند که نقش مردان را کمتر برجسته می‌کند. وارن فارل (Warren Farrell) در کتاب "بحران پسران" (The Boy Crisis) نشان داده که چگونه مدارس، رسانه‌ها، و سیاست‌های اجتماعی باعث کاهش انگیزه‌ی مردان شده‌اند. نرخ ترک تحصیل در میان پسران بسیار بالاتر از دختران است. نرخ افسردگی و خودکشی در میان مردان افزایش یافته است. در غرب، این روند یک بحران اجتماعی ایجاد کرده که باعث شده بسیاری از مردان جوان بدون هدف، بی‌مسئولیت و دچار بحران هویت شوند. در ژاپن، یک نسل جدید از مردان منزوی و بدون انگیزه به وجود آمده که به آنها "هیکیکوموری" (Hikikomori) می‌گویند. این مردان در خانه‌های خود حبس می‌شوند، کار نمی‌کنند، ازدواج نمی‌کنند، و هیچ انگیزه‌ای برای فعالیت اجتماعی ندارند. همچنین یک گروه دیگر به نام "مردان گیاه‌خوار" (Herbivore Men) شناخته می‌شوند که هیچ تلاشی برای پیشرفت اجتماعی یا داشتن رابطه‌ی عاطفی انجام نمی‌دهند. رسانه‌های ژاپنی، مردان را منفعل و بدون انگیزه نشان داده‌اند. سیستم آموزشی به گونه‌ای طراحی شده که بیشتر بر موفقیت دختران تمرکز دارد. فشار اقتصادی شدید و نیاز به کار بیش از حد، بسیاری از مردان را از داشتن یک زندگی معمولی ناامید کرده است. در ژاپن، نسل جدیدی از مردان بدون انگیزه و منزوی به وجود آمده که این کشور را با بحران اجتماعی روبه‌رو کرده است. در کره‌ی جنوبی، بسیاری از پسران احساس می‌کنند که دیگر جایی در جامعه ندارند. نظام آموزشی بسیار سختگیرانه باعث شده که پسران زودتر از دختران از تحصیل دست بکشند. سیاست‌های اجتماعی فمینیستی رادیکال، پسران را از بسیاری از فرصت‌های اجتماعی محروم کرده است. در نتیجه بسیاری از مردان جوان کره‌ای از رقابت‌های اجتماعی عقب کشیده‌اند و به گروه‌هایی مانند MGTOW (مردانی که از جامعه کناره‌گیری می‌کنند) پیوسته‌اند. کشورهای اسکاندیناوی به فروپاشی مدل مردانه‌ی سنتی رسیده‌اند. در سوئد، نروژ و دانمارک، سیاست‌های آموزشی و فرهنگی طوری طراحی شده که نقش‌های مردانه‌ی سنتی کاملاً حذف شده‌اند. بسیاری از پسران، دیگر هویت مردانه‌ی مشخصی ندارند و نمی‌دانند باید چگونه در جامعه عمل کنند. دختران در دانشگاه‌ها و محیط‌های کاری بسیار موفق‌تر از پسران شده‌اند، در حالی که پسران در حال از دست دادن جایگاه خود هستند. در نتیجه در اسکاندیناوی، یک بحران هویتی در میان مردان شکل گرفته که باعث شده بسیاری از آنها احساس کنند دیگر در جامعه جایگاهی ندارند. در برخی کشورهای اسلامی، مدارس و رسانه‌ها به‌طور ناخواسته نقش مردان را کم‌رنگ کرده‌اند. در برخی جوامع، پسران از سنین پایین به دلیل سیاست‌های تربیتی نادرست، کمتر مورد حمایت و تشویق قرار می‌گیرند. در برخی مناطق، مردان به دلیل مشکلات اقتصادی و اجتماعی انگیزه‌ی کمی برای پیشرفت دارند. در کشورهای اسلامی، هنوز الگوهای سنتی مردانه به‌طور کامل از بین نرفته‌اند، اما در حال تضعیف‌اند. برخلاف غرب، هنوز ساختارهای خانوادگی و دینی تا حدی می‌توانند از هویت مردانه محافظت کنند. اگر این روند اصلاح نشود، ممکن است در آینده همین بحران در کشورهای اسلامی نیز به شکل شدیدتری بروز کند، چنان که در کشورهایی مانند ایران به صورت واضح می‌توان این بحران را دید. ✨@haqnegar
🔸رهبر معظم انقلاب: «سیّدحسن نصرالله جسمش از میان ما رفته ولی شخصیّت حقیقی او، روح او، راه او، و صدای رسای او همچنان در میان ما هست و خواهد بود.» 📆۱۴۰۳/۰۷/۱۳
5.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿۲۷﴾ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً ﴿۲۸﴾فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ﴿۲۹﴾وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿۳۰﴾ 🎤مرحوم استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد
⚡️یک شرکت اخیراً موفق به ساخت نخستین کامپیوتر زنده‌ی جهان شده است! این سیستم نوآورانه، به جای استفاده از تراشه‌های سیلیکونی معمولی، از بافت‌های زنده‌ی مغزی برای پردازش اطلاعات بهره می‌برد. کامپیوتر زنده چگونه کار می‌کند؟ این فناوری که با نام نوروپلتفرم (Neuroplatform) شناخته می‌شود، شامل ۱۶ ارگانوئید مغزی است. ارگانوئیدها، توده‌های کوچکی از سلول‌های مغزی‌اند که در محیط آزمایشگاهی رشد داده می‌شوند و قادر به پردازش اطلاعات‌اند. چرا این فناوری برای جهان علم و صنعت و اقتصاد مهم است؟ ۱. مصرف انرژی بسیار پایین تا یک میلیون برابر کمتر از پردازنده‌های سیلیکونی، ۲. پیشرفت در هوش مصنوعی با مصرف انرژی کمتر، ۳. تحول در علوم اعصاب و پزشکی و امکان ارتباط مستقیم مغز و کامپیوتر. ☀️اما چرا ما حوزویان باید به این نحوه صنایع توجه خاص داشته باشیم؟ به دلیل مسائل فلسفی و فقهی و اخلاقی که ایجاد می‌کنند. در اینجا من به چند نمونه اشاره می‌کنم: 1️⃣ اگر یک سیستم از بافت زنده‌ی مغزی ساخته شده باشد، آیا می‌تواند آگاهی داشته باشد؟ آیا داشتن فعالیت مغزی به‌معنای داشتن تجربه‌ی ذهنی است؟ 2️⃣ آیا این سیستم‌ها صرفاً ابزارند یا نفوسی دارای حقوق‌اند؟ اگر این کامپیوترهای زنده قابلیت یادگیری و تصمیم‌گیری داشته باشند، آیا می‌توان آن‌ها را به‌عنوان موجوداتی که باید از حقوقی برخوردار باشند در نظر گرفت؟ اگر روزی به نقطه‌ای برسیم که این کامپیوترها بتوانند درد یا رنج را تجربه کنند، آیا اخلاقاً مجاز به استفاده از آن‌ها برای پردازش داده‌ها خواهیم بود؟ آیا استفاده از یک کامپیوتر زنده مانند استفاده از حیوانات در آزمایش‌های علمی است؟ اگر این کامپیوترها روزی به سطح هوش بالایی برسند، آیا بهره‌برداری از آن‌ها نوعی برده‌داری خواهد بود؟ 3️⃣ اگر یک کامپیوتر زنده تصمیمی بگیرد که به کسی آسیب بزند، چه کسی مسئول است؟ برخلاف پردازنده‌های سیلیکونی، ارگانوئیدهای مغزی ممکن است رفتار غیرقابل پیش‌بینی نشان دهند. اگر چنین سیستمی تصمیمی اشتباه بگیرد (مثلاً در یک جراحی مغزی اشتباه کند یا در یک سیستم دفاعی خطایی انجام دهد)، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ 4️⃣ آیا استفاده از کامپیوتر زنده باعث تغییر در هویت انسان می‌شود؟ اگر روزی انسان‌ها بتوانند از این فناوری برای تقویت عملکرد مغز خود استفاده کنند، آیا همچنان «انسان» خواهند بود؟ آیا ترکیب مغز زنده با هوش مصنوعی، مرز میان انسان و ماشین را از بین می‌برد؟ آیا این فناوری مرحله‌ای از تکامل انسان است؟: آیا لازم است برای حفظ ماهیت انسانی از توسعه‌ی بیش از حد این فناوری جلوگیری شود؟ 5️⃣ آیا رشد و استفاده از بافت‌های زنده‌ی مغزی برای محاسبات اخلاقی است؟ این ارگانوئیدها از سلول‌های بنیادی انسانی ساخته می‌شوند. آیا استفاده از این سلول‌ها، نوعی بهره‌کشی از حیات انسانی است؟ اگر از بافت مغزی بیماران برای ساخت این کامپیوترها استفاده شود، آیا رضایت فرد لازم است؟ اخلاق تولید بافت زنده: آیا این فناوری باعث ایجاد یک "بازار سیاه" برای فروش بافت‌های انسانی خواهد شد؟ 6️⃣ آیا این فناوری می‌تواند برای مقاصد نظامی یا جاسوسی مورد استفاده قرار گیرد؟ اگر این سیستم‌ها بتوانند در پردازش داده‌های امنیتی و نظامی مؤثر باشند، آیا ممکن است برای اهداف جنگی یا نظارت گسترده استفاده شوند؟ آیا می‌توان از این سیستم‌ها برای کنترل افکار عمومی از طریق پردازش اطلاعات شناختی و تبلیغات استفاده کرد؟ ✳️و پرسش آخر که شاید برای برخی جالب باشد: آیا انسان در حال خلق چیزی است که در نهایت کنترلش را از دست خواهد داد؟ ✨@haqnegar
📚بحران هویت مردانه در جوامع مدرن (5) ✍️ابوالحسن حسنی ✅نقش جریان‌های فمینیستی در تحقیر و تخریب ساختاری هویت پسرانه جریان‌های فمینیستی در طول دهه‌های اخیر تأثیرات گسترده‌ای بر جوامع داشته‌اند. با ظهور فمینیسم رادیکال در موج‌های سوم و چهارم، گفتمان‌های اجتماعی تغییر یافتند و برخی جریان‌های فمینیستی از صرفاً پیگیری حقوق زنان فراتر رفته و به تقابل با مردان و نقش‌های سنتی آن‌ها پرداختند. در این دوره، برخی از اصول سنتی مرتبط با مردانگی تحت فشار قرار گرفت و تصویر مردان در فرهنگ عمومی، رسانه‌ها و آموزش دچار تغییرات منفی شد. در حالی که بسیاری از این تغییرات به‌صورت تدریجی و در نتیجه‌ی تحولات اجتماعی و اقتصادی رخ داده‌اند؛ اما روشن است که برخی فمینیست‌های رادیکال به‌صورت آشکار خواهان حذف نقش‌های سنتی مردانه بوده‌اند. با این‌حال، بسیاری از سیاست‌های فمینیستی در سال‌های اخیر به جای ایجاد توازن جنسیتی، به یک‌جانبه‌گرایی متمایل شده‌اند و نقش‌های مردانه را تا حد زیادی به حاشیه رانده‌اند. در واقع، حتی اگر جزییات این روند عامدانه هم نباشد، کل روند در یک سیاست هماهنگ ایجاد شده است. ابعاد تأثیر فمینیسم رادیکال بر هویت پسرانه ۱. تحقیر رسانه‌ای و فرهنگی مردان در بسیاری از محصولات رسانه‌ای، سریال‌ها و فیلم‌ها، مردان اغلب به‌عنوان شخصیت‌هایی تنبل، احمق، بی‌مسئولیت، بی‌انگیزه و شکست‌خورده نمایش داده می‌شوند، در حالی که زنان به‌عنوان افراد مستقل، قوی و تصمیم‌گیرنده نشان داده می‌شوند. در برخی فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی، پدران به‌عنوان افراد ناتوان و نادان نمایش داده می‌شوند، در حالی که مادران نقش قهرمان را بر عهده دارند. ۲. تغییر در سیاست‌های آموزشی و تربیتی در مدارس غربی، برخی سیاست‌های آموزشی، رفتارهای طبیعی پسرانه مانند جنب‌وجوش، رقابت‌طلبی، و ریسک‌پذیری را سرکوب کرده‌اند. به‌طور مثال در برخی مدارس، اگر پسری بیش‌ازحد فعال باشد، به او برچسب مشکلات رفتاری زده می‌شود و ممکن است داروهای آرام‌بخش مانند ریتالین برایش تجویز شود. در این کشورها که غالباً مدرسه‌ها مختلط‌اند، فعالیت‌های رقابتی (مانند مسابقات برتری و رتبه‌بندی دانش‌آموزان) در بسیاری از مدارس حذف شده‌اند تا احساسات دختران آسیب نبیند، اما این سیاست‌ها به‌طور غیرمستقیم انگیزه‌ی رقابت و پیشرفت را در پسران کاهش داده است. ۳. ترویج گفتمان‌های ضد مردانه در جامعه مفاهیمی مانند «مردسالاری سمی» (Toxic Masculinity) به‌گونه‌ای مطرح شده‌اند که باعث شده بسیاری از ویژگی‌های مردانه مانند قدرت، رقابت‌جویی، استقلال و رهبری به‌عنوان ویژگی‌های منفی و خطرناک معرفی شوند. در برخی موارد، تمامی مشکلات اجتماعی مانند خشونت، جنگ، یا نابرابری‌های اقتصادی به مردانگی و نظام مردسالارانه نسبت داده شده و به‌جای اصلاح مسائل، هویت مردانه به‌طور کلی مورد حمله قرار گرفته است. ۴. افزایش حمایت‌های یک‌جانبه از زنان و کاهش فرصت‌های مردان در بسیاری از کشورها، سیاست‌های «مثبت تبعیضی» (Affirmative Action) به نفع زنان اجرا شده که در برخی موارد باعث حذف فرصت‌های برابر برای مردان شده است. به‌عنوان مثال، گرایش برخی شرکت‌ها برای استخدام زنان باعث شده مردان، حتی با صلاحیت‌های بهتر، فرصت کمتری برای ورود به مشاغل خوب داشته باشند. در دانشگاه‌ها، علاوه بر اینکه برای زنان نسبت به برخی دانشگاه‌ها یا رشته‌ها سهمیه‌های اختصاصی در نظر گرفته شده، فضای عمومی مدرسه‌ها و تبلیغات موجب شده که اساساً پسران دانشگاه را به نفع زنان خالی کنند. در برخی پرونده‌های حقوقی، قوانین حمایتی باعث شده که در اختلافات خانوادگی، حکم حضانت و حقوق مالی بیشتر به نفع زنان صادر شود، حتی اگر شرایط برابر باشد. ۵. کاهش تمایل مردان به تشکیل خانواده و مشارکت اجتماعی برخی از سیاست‌های اجتماعی و فرهنگی، مردان را از ازدواج و تشکیل خانواده دلسرد کرده‌اند. ترس پسران ایرانی از ازدواج به دلیل هزینه‌های فراوان خود ازدواج، استفاده از مهریه به عنوان ابزار فشار بر پسران و... موجب شده کمتر به ازدواج تمایل داشته باشند. این روند به کاهش مسئولیت‌پذیری مردان در جامعه و افزایش پدیده‌های مانند افسردگی، انزوا، و بی‌انگیزگی اجتماعی منجر شده است. ✨@haqnegar
📚بحران هویت مردانه در جوامع مدرن (6) ✍️ابوالحسن حسنی ✅آیا روند تخریب هویت مردانه در نهایت به نفع زنان خواهد بود؟ ۱. اثرات تخریب هویت مردانه بر روان‌شناسی هویتی زنان الف) هویت زنان در تعامل با هویت مردان شکل می‌گیرد. روان‌شناسی هویت جنسیتی تأکید دارد که انسان‌ها هویت خود را در تقابل و تعامل با دیگری می‌سازند. بنابراین، هویت زنان زمانی کامل خواهد شد که هویت مردان نیز تعریف روشنی داشته باشد. اگر نقش‌های مردانه تخریب شوند، زنان با فقدان یک هویت قوی در مردان مواجه می‌شوند و در نتیجه، نقش خود را نیز مبهم خواهند یافت. ب) حس امنیت روانی در زنان کاهش می‌یابد. زنان به‌صورت فطری به احساس امنیت عاطفی و اجتماعی نیاز دارند. مردانی که دچار بحران هویت شده‌اند، دیگر قادر به ایجاد این احساس امنیت نخواهند بود. افزایش افسردگی، اضطراب و مشکلات عاطفی در زنان به دلیل کاهش تعداد مردان قوی و مسئولیت‌پذیر یکی از پیامدهای تخریب هویت مردانه است. ج) معیارهای هویتی مشخص از بین می‌رود. در دوران سنتی، نقش‌های جنسیتی بر اساس ویژگی‌های طبیعی و زیستی تعریف می‌شد. زنان و مردان هر دو نقش‌های مشخصی در جامعه داشتند که باعث شکل‌گیری احساس ثبات روانی و اطمینان به آینده می‌شد. اما اگر مرزهای هویتی مخدوش شود، زنان نیز از سردرگمی هویتی رنج خواهند برد. بسیاری از زنان که به دنبال مردانی قوی، مستقل، و مسئولیت‌پذیر هستند، در مواجهه با نسل جدید مردان منفعل و بدون انگیزه، دچار سرخوردگی و ناامیدی خواهند شد. 🔹 نتیجه در بعد روان‌شناسی هویت: روند تخریب هویت مردان، باعث سردرگمی هویتی و ناامنی روانی در زنان خواهد شد، زیرا زنان نیز نیازمند تعریف یک هویت مردانه‌ی مشخص در کنار خودند. ۲. اثرات تخریب هویت مردانه بر نظام خانواده مسئولیت‌پذیری مردان در خانواده کاهش می‌یابد. مردانی که هویت مردانه‌ی مشخصی ندارند، احساس مسئولیت نسبت به تشکیل خانواده و ایفای نقش پدری نخواهند داشت. کاهش نرخ ازدواج در بسیاری از جوامع یکی از نشانه‌های واضح این بحران است. در مقابل بار مسئولیت زنان در خانواده افزایش می‌یابد. در خانواده‌های امروزی، به دلیل تضعیف نقش مردانه، بسیاری از زنان مجبور شده‌اند هم نقش زنانه‌ی سنتی خود را حفظ کنند و هم نقش مردانه را به عهده بگیرند. این فشار مضاعف باعث افزایش استرس، خستگی و نارضایتی زنان از زندگی خانوادگی می‌شود. در نتیجه، میل زنان به ازدواج و فرزندآوری کاهش می‌یابد. بسیاری از زنان در کشورهای غربی به دلیل کمبود مردان شایسته برای ازدواج و تشکیل خانواده، ازدواج را به تأخیر انداخته یا از آن صرف‌نظر کرده‌اند. این روند در نهایت منجر به کاهش زاد و ولد و بحران‌های جمعیتی خواهد شد. 🔹 نتیجه در بعد نظام خانواده: کاهش هویت مردانه به ضرر زنان تمام خواهد شد، زیرا زنان بار سنگین‌تری را در خانواده بر دوش خواهند کشید و فرآیند ازدواج و تشکیل خانواده برای آن‌ها سخت‌تر خواهد شد. ۳. اثرات تخریب هویت مردانه بر ساختارهای اجتماعی و کارکرد جامعه حذف نقش‌های سنتی مردانه در جامعه، زنان را با بحران‌های جدید مواجه می‌کند. بسیاری از مشاغل و وظایف اجتماعی، به‌صورت سنتی توسط مردان انجام می‌شده‌اند و هنوز هم نیازمند ویژگی‌های جسمانی و روانی مردان‌اند. اگر مردان دیگر انگیزه‌ای برای انجام این وظایف نداشته باشند، جامعه با خلأهای شدیدی مواجه خواهد شد. در جوامعی که نقش مردان کمرنگ شده است، زنان مجبورند وظایف مردانه را نیز بر عهده بگیرند، که در بسیاری از موارد با روحیات آن‌ها سازگار نیست. این مسئله باعث افزایش نرخ فرسودگی شغلی، مشکلات جسمی و روحی، و نارضایتی از زندگی در میان زنان خواهد شد. تخریب هویت مردانه اختلال در نظم اجتماعی و افزایش ناهنجاری‌ها ایجاد می‌کند. مردان در بسیاری از جوامع، نقش محافظ، تأمین‌کننده و عامل برقراری نظم اجتماعی را ایفا می‌کنند. کاهش انگیزه‌های مردانه و افزایش افسردگی و بی‌تفاوتی در مردان، به افزایش بی‌نظمی اجتماعی، خشونت و بحران‌های فرهنگی منجر خواهد شد. 🔹 نتیجه در بعد اجتماعی: زنان در جامعه‌ای که مردان مسئولیت‌پذیر و قوی نداشته باشد، بیشتر از همه آسیب خواهند دید، زیرا بسیاری از کارکردهای اجتماعی وابسته به ویژگی‌های مردانه است. ✨@haqnegar