eitaa logo
حرم
2.7هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
6.9هزار ویدیو
658 فایل
❤﷽❤️ 💚کانال حرم 🎀دلیلی برای حال خوب معنوی شما🎀 @haram110 ✅️لینک کانال جذاب حرم https://eitaa.com/joinchat/2765357057Cd81688d018 👨‍💻ارتباط با ادمین @haram1
مشاهده در ایتا
دانلود
داستان نخ روزی عمده فروشی به مزرعه ای رفت و تخم پنبه را خرید کیلویی ۱۰۰ هزار تومن و به خاطر رضای خدا سودی روش نکشید و با ۹ درصد ارزش افزوده و ۵ درصد مالیات حق دولت فروخت ۱۱۴ هزار تومن بعد روزی خورده فروشی به عمده فروشی ای رفت و تخم پنبه را خرید کیلویی ۱۱۴ هزار تومن و به خاطر رضای خدا سودی روش نکشید و با ۹ درصد ارزش افزوده و ۵ درصد مالیات حق دولت فروخت ۱۳۰ هزار تومن بعد روزی شرکتی کشت و صنعت رفت و تخم پنبه را خرید کیلویی ۱۳۰ هزار تومن و به خاطر رضای خدا سودی روش نکشید و نخ را با ۹ درصد ارزش افزوده و ۵ درصد مالیات حق دولت فروخت ۱۴۹ هزار تومن بعد روزی نخ ریسی پنبه را خرید کیلویی ۱۴۹ هزار تومن و به خاطر رضای خدا سودی روش نکشید و با ۹ درصد ارزش افزوده و ۵ درصد مالیات حق دولت نخ را فروخت ۱۷۰هزار تومن بعد نساج خرید ۱۷۰ و پارچه بدون سود و هزینه فروخت ۱۹۷ هزار بعد رنگرز۱۹۷ خرید و پارچه رنگ شده را بدون سود و هزینه فروخت به عمده فروش پارچه ۲۲۴هزار تومان بعد عمده فروش ۲۲۴هزار تومن خرید و پارچه رنگ شده را بدون سود و هزینه فروخت به خورده فروش پارچه۲۵۷ هزار تومان بعد خیاط۲۹۳ هزار تومان بعد عمده فروش لباس۳۳۵ هزار تومن بعد خورده فروش لباس۳۸۲ هزار تومن د در نهایت مغازه دار به مصرف کننده که من و شما باشیم به دستش رسید ۴۳۶ هزار تومن یعنی اگه هیچکس سود نکنه و هزینه نکنه دولت از هر مرحله گردش اقلام حد اقل ۴.۵ برابر گرونی ایجاد میکنه 🤔 و ۴۵۰ درصد گیرش میاد 🤔 اونوقت دولت مردم را سرکار گذاشته و دنبال عامل گرونی میگرده نشر حد اکثری تا عامل بدبختی‌ها و سوء مدیریت‌ها رسوا شود
*آقایون بخونن* ۱- در مقابل همسر(زن) خود گرفتاریهای روزانه و حوادث تلخ زندگی را با اخم و حالت عبوس مطرح نکنید. ۲- هدیه، مهر و محبت را زیاد میکند، به مناسبتهای مختلف برای همسر خود هدیه ولو کوچک خریداری و با حالت شاد و خندان به او تقدیم کنید. ۳- چنانچه کم و کسری در خدمات خانه وجود دارد، با کمال محبت و خوشرویی تذکردهید – اخم و خشونت زندگی زناشویی را به تبــاهی میکشاند. ۴- در حضور همسر خود به هیچ وجه از زنان دیگر تمجید نکنید. ۵- به بستگان همسر خود مانند پدر، مادر وسایر اقوام وی احترام بگذارید و برای دعوت آنان به خانه قبل از همسر خود اقدام کنید. ۶- هرگز از معاشرت همسر خود با بستگان و خویشاوندانش جلوگیری نکنید، ودر معاشرت و دید و بازدید با بستگانش پیشقدم باشید. ۷- با بستگان خود نزد همسر خود درگوشی و نجوا نکنید. ۸- همسر خود را هیچ گاه به خصوص نزد بستگانش سرزنش و تحقیر نکنید – توهین و بی احترامی به همسر، از صفا و صمیمیت در زندگی زناشویی میکاهد. ۹- هیچگاه خود را برتر از همسر خود معرفی نکنید – سعی کنید من و تو در زندگی نباشد کلمه ما زندگی را گرم و لذتبخش میکند. ۱۰- وقتی همسر شما عصبانی است، او را با مهر و محبت آرام کنید. ۱۱- با همسر خود هیچ گاه لجاجت و مشاجره نکنید. ۱۲- برای گردش و میهمانی رفتن سعی کنید همرا ه زن و فرزندان وقت بگذارید و پیشنهاد همسر خود را در این مورد به علت کار و خستگی رد نکنید. ۱۳- امتیازات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی فامیل خود را در صورتی که با همسر شما فاصله دارد مطرح نکنید. ۱۴-کارهای همسر خود را تحسین کنید، تمجید و ستایش زن کلید کامیابی در زندگی زناشویی است. ۱۵- در قبال همسر خود در امور مختلف قدرت نمایی نکنید. ۱۶- زحمات و هزینههایی که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود میکنید هیچ گاه بر زبان نیاورید و بر او منت نگذارید. ۱۷- همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنید. ۱۸-در مقابل همسر خود شاد و خندان باشید.
14.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شوهر پول‌دارِ بد اخلاق بهتر است یا بی‌پولِ خوش اخلاق؟! ♡••࿐ •┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•
همین که دعای علی تمام شد، سرش را برگرداند. مادر درکنار در اتاق ایستاده بود، پدر هم که نمازش تمام شده بود، درحالی که لبخندی بر لب داشت به علی نگاه می کرد. پدر جلو آمد و با علی دست داد و گفت: التماس دعا!… برادرکوچولوی علی بیمار بود. یکی دو روز پیش، برادر کوچولو شلنگ آب حیاط را برداشته بود و می خواست مثل پدر، گل های باغچه را آب بدهد، اما چون خیلی کوچک بود، به جای آب دادن به گل ها، تنها لباس های خود را خیس کرده بود. همین باعث شد که سرما بخورد و تب کند. علی که از مهدکودک به خانه برگشت به سراغ برادرکوچولو رفت. از لای در به او که داخل تخت خواب کوچکش خوابیده بود، نگاه کرد. لپ های برادرکوچولو قرمز شده بود، ساکت و مظلوم خوابیده بود. مادر علی، با یک دستمال، عرق های روی پیشانی برادرکوچولو را پاک می کرد. علی به مادرش نگاه کرد. صورت مادر به نظر نگران می آمد. علی آرام در اتاق را بست. عصر شد. برادرکوچولو هنوز تب داشت. علی می خواست به سمت اتاق خود برود که یک دفعه چشمش به پدرش افتاد. پدر علی داشت نماز می خواند. ناگهان فکری به سر علی زد. به سرعت به سوی دستشویی دوید، آستین هایش را بالا زد و وضو گرفت. بعد جانماز و مُهر کوچکی که روی طاقچه ی خانه بود برداشت. کنار پدرش رفت، جانماز را روی زمین گذاشت و شروع به خواندن نماز کرد. همان طور که در مهدکودک از خانم مربی یاد گرفته بود. علی نمازش را خواند، دست هایش را به سوی آسمان بلند کرد و بدون این که چیزی به زبان بیاورد، دردل گفت: خدای خوب و مهربون، خانم مربی، مامان و بابام و همه بهم گفتن کسی که بخواد با خدا حرف بزنه، باید نماز بخونه، نماز صحبت ما آدما با توئه… منم می خوام با تو حرف بزنم و بهت بگم زودتر داداش کوچولوی منو خوب بکنی، اون خیلی کوچیکه… یه کاری بکن تا زود زود حالش خوب بشه…! همین که دعای علی تمام شد، سرش را برگرداند. مادر درکنار در اتاق ایستاده بود، پدر هم که نمازش تمام شده بود، درحالی که لبخندی بر لب داشت به علی نگاه می کرد. پدر جلو آمد و با علی دست داد و گفت: التماس دعا!… شب شد. علی خوابید، آن شب بهتر از هر شب خوابید، چون به یاد خدای مهربان بود. صبح روز بعد که علی چشمانش را باز کرد، یک صورت زیبا و بامزه را در مقابل خود دید. برادرکوچولو که لبخند قشنگی بر لب داشت، بالای سر علی ایستاده بود. علی با خوشحالی برادر کوچولو را بغل کرد و بوسید. چشمانش را بست و در دل به خدا گفت: ممنون خدا جون، و ممنون… از این به بعد همیشه نماز می خونم، چون فهمیدم تو بهترین و مهربون ترین هستی، و همیشه به حرفام گوش می کنی… ممنون خدای مهربون.
8.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انیمیشن : ✨ همسایه ها ✨ این قسمت : « محبت به مادر »
4_6019064415263918856.mp3
8.3M
28 تاریخ رنجهای حضرت فاطمه سلام الله علیها قسمت 28 کردن یعنی چه؟! روش بیعت حاکمان ظالم تعداد هجوم ها مخصوص نوجوانان 👉 مخصوص معلمین 👉 از مجموعه ✅ لطفا برسانید به دست نوجوانِ شیعه در کانال خودتان منتشر کنید بدون ذکر منبع
من و سبحان هیچ وقت نمی تونستم با هم ازدواج کنیم💑.سخت بود فاصله گرفتن از کسی که برای اولین بار 1️⃣ وارد زندگی من شده بود ولی من تصمیمم رو گرفته بودم حداقل دیگه عذاب وجدان نداشتم بهش پیام دادم : سبحان ممنون که این مدت حال و هوای منو عوض کردی🧡، ممنون که کنارم بودی💛، ممنون که بهم محبت کردی💚، لطف کردی💙 مهربونی کردی🤍،اماخودت خیلی بهتر میدونی که من و تو مال هم نیستیم خودت خیلی بهتر از من میدونی که راه من و تو از هم جداست😞 کاش از همون اول وارد رابطه نمی‌شدیم .کاش نه من عاشقت❤ می شدم نه تو از من استفاده میکردی و هزارتا کاش و ای کاش دیگه که شاید الان دیگه دیر باشه برای گفتنش .مراقب خودت باش اینو بدون که هیچ دختری که توی خیابون یا تو فضای مجازی باهاش👧 آشنا میشی هیچ وقت نمیتونه همسر خوبی برات باشه مثل اینکه هیچ پسری👦 که توی خیابون هست نمیتونه همسر درستی باشه .تو پسر خوبی هستی برات بهترین ها رو آرزو می کنم حلالم کن خداحافظ.✋🏻 بعد از چند دقیقه پیامش اومد : فکر نمیکردم همچین آدمی باشی فکر نمیکردم من رو عاشق❤ خودت بکنی و بری تو که میخواستی بری پس چرا همون اول به من نگفتی و خلاصه یک پیام بلند بالا از ناراحتی و ناله هاش گفت. گفت نه حلالت میکنم نه میبخشمت و منو به خدا میسپاره. حالم خیلی بد بود😞 جدا شدن از سبحان حالمو خراب کرده بود و این حرفاش ۱۰ برابر حالمو بد کرده بود😓 از بدترین اتفاقات این بودکه متوجه شدم من چقدر از خط قرمزهامو زیر پا گذاشتم🤦🏻‍♀️ چقدر از حال و هوای معنوی خودم کم کردم😓 چقدر خودم را در معرض گناه قرار دادم😭 چقدر و چقدر چقدر😞 دختری که همه او مریم مقدس می دونستند دختری که همه به پاکیش قسم می خوردند حالا یه کسی بودمثل خیلی ازدخترای بی حیاو...😭 احساس عذاب وجدان داشتن احساس گناه پشیمونی احساس یه دختر هرزه داشتم که مثل خیلی از دختر خیابونی دچار اشتباهات زیاد شده بود اما دیگه الان پشیمونی سودی نداشت😞 فقط خدا رو شکر کردم که این رابطه دیگه برای من تموم شده. سخت بود شبهایی که گریه میکردم😭 روزا که حرف نمی زدم آشفته بودم بیقرار غذا نمیخوردم، حرف نمی زدم، خیلی لاغر شده بودم ،دیگه جونی نداشتم. فقط به امید اینکه خدا هست و میبینه که من توبه کردم دوباره زندگیم شروع کردم اما هیچ وقت یادم نمیره اشتباه بزرگی که تو زندگیم کردم امیدوارم این اشتباه بزرگ من در زندگی آینده تاثیری نداشته باشه .🙏 چند ماهی گذشت تا من بتونم به حالت عادی برگردم سخت اما گذشت متوجه شدم سبحان قبل از من با کسی بوده و بعد من هم قطعاً ادامه میده این کار رو. برای اینکه حال و هوام عوض بشه دوستم بهم پیشنهاد داد که کلا اینستا رو پاک کنم📵 برای بهترکردن حالم به قرآن، نماز ،دلبستگی به چیزای دیگه، ارتباطم با خونواده👨‍👩‍👧‍👦 و خیلی چیزهای دیگه رودوباره تجربه کردم وفهمیدم من چه نعمت هایی داشتم ونمیدونستم. بدبینی نسبت به مردا ،آشفتگی ذهنی، افت تحصیلی، مشکلات جسمی ،احساس گناه، تاثیرگذاری در زندگی آینده و هزار تا مشکل فردی دیگه کمترین مسائل روحی وروانی وجسمی بودکه برای من پیش اومد. من به توبه پذیربودن خدااطمینان دارم وتنهابه همین امیدزندگیمو دوباره ازنو ساختم ازهمتون میخوام برام دعاکنید❤
4_5958514017864517291.mp3
2.14M
آیا تنها اعمال مقبول مستحبی خود را باید به امام عصر عج هدیه داد⁉️ 💡پاسخ:
۳۵ خاتم الاوصیا از نگاه علمای اهل سنت 🌸آیت الله بهجت میفرماید: خیلی از علمای اهل سنت مخصوصا عُرفای آن ها به خاتم الاوصیا اقرار کرده اند. حتی صدر الدین قونوی شاگرد محی الدین در وصیت نامه اش مینویسد: 🌸"اگر امام مهدی را درک کردید، معارف را از او یاد بگیرید و از او تجاوز نکنید و حرف شخص دیگر را گوش نکنید." 📚کتاب در محضر بهجت، ش ۱۰۹۷ ┄┅═✧❁✧═┅┄
29.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📯😏این هم از نسب ابوبکر زندیق از کتب خودشان .... ✍وقتی علمای بزرگ عمریه نسب ابوبکر زندیق را مهر تایید زدن دیگر جایی برای علمای فعلی عمریه نمی ماند که بخواهند این واقعیت را انکار کنند... 🎙آقای یزدانی از نسب ابوبکر زندیق میگوید🔺 😍 ⭕اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج⭕
چند سالی بود که روایتِ شریفی که فرموده بودند : عُمرابن خطاب لعنت الله علیه گناهی از گناهان ابوبکر( لعنت الله علیه) است ، ذهنم را مشغول کرده بود ! با هر خط کشی که آن دو را اندازه میگرفتم باز کارنامه عُمر ملعون را سنگین تر میدیدم غافل از اینکه نقشه کش اصلی و تئوریسین پایه گزار سقیفه کسی جز ابوبکر(لعنت الله) نیست! شخصی در اوج نفاق سیاسی و پایبند متعصب به دین بت پرستی اش و در اینحال با ظاهری بسیار بسیار مقدس مآب اسلامی!!!😣 این بود که به پژوهش شخصیت ابن ابی قحافه( لعنت الله) پرداختم..آنچه که در این واکاوی بیشتر خودنمایی میکرد هاله ی تقدسی و فرافکنی بود که او در تمام موضع گیری های حساس در اطراف شخصیت خود ایجاد کرده بود ! به عقد درآوردن دختر خود با رسول مکرم( صل الله علیه و آله) البته با اهداف خاص...جمله ای بسیار غلط و کفر مسلم ولی به شیوه ای بسیار موذیانه در مسجد بعد از شهادت پیامبر(صلی الله علیه و آله) " هر کس خدایش محمد بود بداند او از دنیا رفته و هر کس خدایش، خدای محمد بود بداند که خدا هرگز نمیمیرد!!! .....(العیاذبالله از این همه کفر و نفاق پنهان در این جمله که معنای آن حذف نبوت و نفی و انکار رابطه خداوند با پیامبر عظیم الشان حضرت محمد صلی الله علیه و آله است) گرفتن قیافه ی پدر دلسوز امت و نجات ایشان از تفرقه بعد از رسول الله(صلی الله علیه و آله) .. اقدام به پس دادن سند فدک به حضرت فاطمه ( سلام الله علیها) و بلافاصله البته نشان دادن چراغ سبز به عمر ملعون برای فاجعه ی کوچه و پاره کردن سند فدک... در احتجاج مرحوم طبرسی بیان شده : که بعد از اینکه حضرت امیر (علیه السلام) را به مجلسی خصوصی دعوت کرد تا از ایشان دلجویی کند بعد از شنیدن فرمایشات حضرت علی (علیه السلام) ، حتی ابراز پشیمانی کرد و با ایشان بیعت کرد و قول داد که فردا در مسجد این مطلب را به مسلمین اعلام کند! که البته با این نقشه میخواست که حضرت مولا امیرالمومنین(علیه السلام) موضوع را بگوش دیگران برساند و وقتی فردا ابوبکر در مسجد اینکار را انجام نداد حضرت علی(علیه السلام) را بین مردم العیاذ بالله دروغگو نشان دهد!!! ... بارها در بالای منبر بیان اینکه " من بهترین شما نیستم و مرا رها کنید " البته با اطمینانی که از نظام سرکوبگر و دیکتاتور و متعصب خود!!! داشت؛ میخواست نشان دهد که دغدغه ی عدالت و فضلیت از خود در طول دوران خلافتش را دارد!!!.. انداختن تمام تقصیرها بگردن عمرلعنت الله علیه و عتاب به او در ملاء عام!... و صدها شعبده ی فرا شیطانی دیگر که باعث شد ابلیس که بعد از واقعه غدیر از ادامه کار خود مایوس شده بود!!! طبق روایت اولین شخصی شود که دست ابوبکر را در مسجد بوسید و با ابوبکر بیعت کرد در حالی که میخندید و اظهار داشت : روزی مانند روز آدم!!! به این شکل در مدت دو سال و چند ماهی که ابوبکر(لعنت الله) خلافت را در دست داشت بصورت رسمی نفر اول تشکیلات ضد الهی تاریخ خلقت بود حتی بالاتر از خودِ شیطان رجیم لعین!!!! و این افتخار را جز با ماسک و نقاب تقدس مآبی و نفاق در لباس دینداری! نتوانسته بود بدست بیاورد!!! ابوبکر واقعا از عمر ناراحت بود اما نه به خاطر جنایات وحشتناک عمر! بلکه وی میخواست هیچ ردپایی از دزدیدن خلافت توسط آنها در تاریخ نماند که این نقشه اش را شهادت مظلومانه ی صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نقش بر آب کرد.😢 اینست که شیعه تا خون در بدن دارد میگوید لعن الله ابوبکر لعن الله عمر لعن الله عثمان الی یوم القیامه😢 امام صادق علیه السلام فرمودند: عمر سيّئه من سيّئات أبي بكر. عمر گناهی از گناهان ابوبکر بود. شفاء الصدور، تالیف میرزا ابی الفضل طهرانی، جلد ۲، صفحه ۳۳۰ و لعن‌أللّهُ‌الجبت والطاغوت والنعثل والحمیراء ولدالزناءواتباعهم حتی یرضی الحجت بن الحسن صلوات الله علیه
خدمت حضرت سلطان امام علی‌بن‌موسی‌الرضا –سلام‌الله‌علیه- بودم که سی غلام حبشی وارد شدند. یکی از آن‌ها جلو آمد و با امام صحبت کرد. گفتگویشان به زبان حبشی بود و لهجه‌ای خاص. امام هم با فصاحت به همان زبان و لهجه با او حرف می‌زدند. بعد از رفتنشان، از مولایم پرسیدم: «فدایتان شوم، مثل اینکه با آن مرد، به زبان حبشی صحبت کردید! به او دستوراتی دادید؟» فرمودند: «او غلام عاقلی بود. سفارش کردم با دوستانش خوش‌رفتار باشد و به هر کدام در ماه سی درهم اجرت دهد. سفارشات دیگری هم بود...» بعد فرمودند: «شاید از صحبت کردن من با او به زبان حبشی تعجب کردی؟! متعجب نشو! آنچه از امر امام بر تو مخفی است، شگفت‌انگیزتر و زیادتر است. این در مقابل علم امام، مثل قطرۀ آبی است که یک پرنده با منقارش از آب دریا بردارد، به نسبت همۀ دریا. خیال می‌کنی چیزی از دریا کم می‌شود؟! امام به منزلۀ دریاست. آنچه نزد اوست، تمام‌شدنی نیست و شگفتی‌هایش بیش از این‌هاست...» ‌ 📚 بحارالانوار، جلد۲۶، صفحۀ ۱۹۰ ‌