سلام به همه ی علی دوستها😍
و یه سلام ویژه به بر و بچ تازه از راه رسیده🌹❤️😍
خاک پای همه ی شما توتیای چشم ما😎
الحمد لله این دو روزه یه چند ده نفری به جمعمون اضافه شدن.
خدا رو شکر🙏
ان شاء الله که با عنایت مولا و همت شما ، خیلی زود جمعمون هزارتایی بشه🙏❤️
هدایت شده از پای حرف امام علی(علیه السلام)/علیرضا مطلب🇮🇷
واسه دوستان جدید بگم ما اینجا چکار می کنیم:
قراره ما هر روز در قالب یه پست ، به ترتیب ترجمه ساده و روان از نهج البلاغه ی مولاجانمون تقدیم کنیم.😊😊
واسه تهیه هر پست من تقریبا هر روز به پنج تا کتاب مراجعه می کنم😎😎
اول : ترجمه مرحوم دشتی که آدرس پایین هر پستم بر اساس همین کتابه
دوم: ترجمه فیض الاسلام
سوم : ترجمه ی شهیدی
چهارم : شرح ابن ابی الحدید
پنجم: شرح مرحوم آیت الله خویی
هدایت شده از پای حرف امام علی(علیه السلام)/علیرضا مطلب🇮🇷
گاهی اگه نیاز به توضیح اضافه تری باشه توی پرانتز و با رنگ آبی می نویسم
مطالب دیگه ای هم میذاریم . اگه دوست دارین ، 👈 اینجا رو بخونین
خوب امروزمون رو اولا با یاد امام زمان عزیزمون شروع کنیم❤️❤️❤️❤️❤️❤️
خدایا ما همه به تو شکایت داریم . از اینکه :
پیغمبرون که نیست!
اماممون هم که پیش خودته و غایبه!
روزگارم که بهمون سخت گرفته!
فتنه ها هم که دیوانه وار بهمون حمله ور شده!
دمشنامون که دست به دست هم دادن و خیلی زیاد شدند!
و مام که در برابرشون تعدادمون کمه.
خدایا ! این مشکلات رو از ما بر طرف کن با:
یه گشایش خیلی زود!
یه پیروزیی که باهاش بهمون عزت بدی!
و بلاخره با یه امام عادلی که تو می تونی بر همه ی عالم ، ظاهر و چیره ش کنی!
آمین ای خدای حق و حقیقت!🙏
اللهم انا نشكو الیك فقد نبینا و غیبة امامنا و شدة الزمان علینا و وقوع الفتن بنا و تظاهر الاعداء علینا و كثرة عدونا و قلة عددنا ا.
للهم فافرج ذلك عنا بفتح منك تعجله و نصر منك تعزه و امام عدل تظهره اله الحق آمین 🙏
┈•••༶༓(نامه چهل و سوم)༓༶••┈
مقدمه :
این نامه خطاب به یه نفره به نام " مَصقَلة بن هُبیرة"
اول ماجرای زندگی این آدم رو واستون بگم تا بفهمید امام با چه کسایی سر و کار داشتن و از درد لاعلاجی مجبور بودن کیا رو فرماندر خودشون کنن!
این بابا فرماندار امام در شهر « اردشیر خَرّة" یا همون فیروزآباد کنونی بوده .
اون بیت المال که " فَیء" مسلمین بوده رو بین خودش و خویش و قوماش تقسیم می کرده و با خودش می گفته اینا باید به من و اطرافیانم برسه!
حالا " فیء" چیه ؟ خیلی ساده بهتون بگم که این یه اصطلاح فقهیه و منظور ازش اموالی هست که مسلمین بدون جنگیدن و با صلح و سازش از طرف دشمن ،به دست میارن. پس میشه گفت یه جور غنمیت جنگیه
اما ظاهرا امام اینجا و در این نامه این واژه رو در معنای اصلاحیش به کار نبردند.
خلاصه این بابا همه ی غنیمت ها رو واسه خودش و کس و کاراش بر می داشته، که خبر به امام می رسه و ایشونم این نامه رو واسش می نویسن!
این آدم یه ماجرای دیگه هم داره که اونم جالبه . یه روز امام یکی از فرماندهاشون رو واسه سرکوب یه شورش داخلی که قبیله " بنو ناجیه" با هم دستی مسیحیان منطقه انجام داده بودن، می فرسته . اونم پیروز میشه و خیلیاشون رو اسیر می کنه و داشته به سمت دارالحکومه میاورده که توی راه به همین مصقلة بن هبیره برخورد می کنه . حالا نمیدونم روی چه حسابی مصقلة با اون فرماندهه که اسمش " مَعقل بن قیس" بوده مذاکراتی می کنه و قرار میشه که این اسیرا رو در مقابل صدهزار درهم ( قیمت دیه کامل ده نفر) آزادکنه و پولش رو به بیت المال تحویل بده. مصقلة میگه من این پول رو به صورت قسطی از دم می دم !! فرمانده هم قبول می کنه.
مصقلة اولین قسطش رو هم میده . اما بعدا دیگه زیر حرفش می زنه. و به بهونه های مختلف قسطاش رو پرداخت نمی کنه! امام اون رو از فیروزآباد به کوفه احضار می کنه و ازش میخاد که تعهدش به بیت المال رو بپردازه.
اونم تا می بینه که اوضاع قمر در عقربه ، با کلی پول و پله از همون ور جیم میشه میره سمت معاویه و به شام پناهنده میشه!!! ( شام واسه اختلاس گرای اون زمان ، حکم کانادای امروز رو داشته!)☺️
امام در موردش یه جمله قشنگی داره . در حقیقت از کار اولش که وساطت کرده و اسیر را رو آزا کرده تعریف می کنن و از کار دومش مذمت!
ایشون می گن: " مثل آزاد مردان ، عمل کرد ولی مثل برده ها فرار کرد"
منبع : منهاج البراعة ج20 ص 77
---<<نهج البلاغه ص۵۴۸ نامه43>>---
پای حرف امام علی (ع)||◇👇
@harfe110
@harfe110
@harfe110
@harfe110
┈•••༶༓(نامه چهل و سوم)༓༶••┈
مقدمه نامه را 👈 ((( اینجاااا)) بخوانید
... به من از تو خبرائی رسیده که اگه واقعا انجامش داده باشی هم خدات رو عصبانی کردی و هم امامت رو!
میگن تو فَیء مسلمین( غنائم جنگی) رو که با هزار زحمت و جنگ و نیزه و شمشیر و خون دادن به دستش اورده بودند رو بین اون دسته از خویش و قومات که اونجا دور و برت جمع شدند تقسیم کردی!
به اون خدائی که دانه رو شکافته و جانوران رو خلق کرده قسم! اگه واقعا این کار رو کرده باشی تو دیگه پیش من هیچ ارزشی نداری و توی نگاه من یه آدم خوار و پستی خواهی بود!
حق خدا رو سبک نشمر و دنیات رو با نابود کردن دینت، نساز! که اگه این کار رو بکنی از اون دسته آدمائی خواهی بود که کلا توی همه کارهاشون ضرر کردن!
باید بدونی که همه ی مسلمان ها - چه اونائی که اونجا پیش تو هستند و چه اونائی که اینجا پیش ما هستند- در سهم بردن از غنمیتهای اینچنینی برابرن. پس همه باید پیش من بیان و از دست من سهمشون رو بگیرند.
( یعنی اختیار مصرف و چگونگی خرج کردن فَیء با امام المسلمین هست و نه کارگزاران حکومتی)
---<<نهج البلاغه ص550 نامه43>>---
پای حرف امام علی (ع)||◇👇
@harfe110
@harfe110
@harfe110
@harfe110
┈•••༶༓(نامه چهل و چهارم)༓༶••┈
سلام به همگی🌹
صبح اول هفتگی همه به خیر و شادی .
امروز میخایم نامه ۴۴ رو شروع کنیم
ولی قبلش باید یه سری چیزا رو بدونید تا محتوای نامه واستون روشن بشه.
ما قبلا در مورد " زیاد " و ماجرای ادعاهایی که در موردش میشه صحبت کردیم .
دوستان حتما حتما 👈 اینجااااا رو بخونند والا نامه ی ۴۴ واسشون یه جورایی مبهم خواهد بود🌹
آخه معاویه بر مبنای حرف مفت پدرش، "زیاد" رو برادر خودش خطاب میکنه و قصد فریب و جداسازی اون از امام رو داره.
ماجرای ادعای ابوسفیان در مورد "زیاد" 👈....... اینجااااا
---<<نهج البلاغه ص550 نامه۴۴>>---
پای حرف امام علی (ع)||◇👇
@harfe110
@harfe110
@harfe110
@harfe110
سلام
ایشلاه که ماجرای "زیاد" رو خونده اید دیگه☺️
خوب بریم سراغ نامه👇
┈•••༶༓(نامه چهل و چهارم)༓༶••┈
ای زیاد!!
فهمیده ام که معاویه نامه ای به تو نوشته تا عقلت رو به لغزش بیندازه و عزم و ارادت رو شُل کنه!
حسابی ازش دوری کن!!
اون همون شیطانیه که از پس و پیش و از این طرف و اون طرف آدم میاد سراغش تا توی اون موقعی که حواسش نیست اون رو غافل گیر کنه و عقل و هوشش رو در دست بگیره.
ابوسفیان در زمان عمر یه حرف مُفتی زد که اون رو از طرف گفت و وسوسه ای از وسوسه های شیطان بود .
با اون حر ف و ادعا نه نَسَبی ثابت میشه و نه وراثتی!
کسی که به این حرفا بخواد اهمیت بده و ترتیب اثر بده ، مثل شتر غریبه ای می مونه که میره سر آبخور و شترهای دیگه ردش می کنن و نمیذارن آب بخوره و یا مثل اون ظرف و کوزه ای می مونه که به جهاز شتر آویزونش کردن که هی این طرف و اون طرف میره.
( یعنی حرفی رو زده که هیچ سندیت شرعی و قانونی نداره و اگه اصرارم بکنه فقط خودش رو متهم و محکوم کرده . وکسی هم که بخواد به این حرفا توجهی بکنه از لحاظ قانونی و شرعی هیچی گیرش نمیاد)
---<<نهج البلاغه ص550 نامه۴۴>>---
پای حرف امام علی (ع)||◇👇
@harfe110
@harfe110
@harfe110
@harfe110
سلام
مقدمه نامه ۴۵
" عثمان بن حُنَیف " و "سهل بن حُنَیف" دو برادر بودند که جزو بزرگان صحابه پیغمبر و از یاران و کارگزاران باشخصیت و صاحب نفوذ امام علی علیه السلام بودند.
عثمان فرماندار بصره تا زمان جنگ جمل بود و سهل فرماندار مدینه.
در ماجرای جنگ جمل با فرمان امام عثمان با طلحه و زبیر وارد جنگ شد و بعد از یکی دو روز باهم صلح کردند تا امام از کوفه بیاند.
اما طلحه و زبیر با اشاره ی عایشه عهدشون رو شکستند و به بصره شبیخون زدند و حدود ۴۰۰ نفر از سربازان ویژه ی امام رو کشتند و عثمان رو حسابی شکنجه کردند و اون رو به کوفه فرستادند.
شکنجه ی عثمان هم این بود که چند نفر ریختند سرش و اول تا میخورد کتکش زدند و بعدهم تمام موهای سر و صورتش رو با دست کندند.
حالا این عثمان قبل از جنگ جمل، توسط یه عده ای که ظاهرا از عوامل معاویه بودند و قصد داشتند عثمان رو از امام جدا کنند و به سمت معاویه بکشونن، یه مهمانی شاهانه ترتیب دادند و از عثمان و چند نفر از ثروتمندای بصره دعوت کردند که توی این مهمانی شاهانه شرکت کنند.
عثمان هم که از همه جا بی خبر، خیلی سریع بدون تحقیق دعوت رو می پذیره و توی این مهمونی شرکت میکنه.
خبر به امام میرسه. و ایشون نامه ۴۵ رو که اولش با عتاب زیاد هست به ایشون مینویسن و توی نامه ابتدا از اینکه بی تحقیق توی چنین جلسه ای شرکت کرده حسابی گله و توبیخ میکنن و جایگاهش رو بهش گوشزد می کنن و در ادامه امام خودشون و روششون رو به عنوان الگوی جامعه در سبک زندگی به خصوص برای کارگزاران معرفی می کنن.
ما این نامه رو در چند قسمت تقدیمتون می کنیم .