eitaa logo
حرف دل ♥️
74 دنبال‌کننده
6 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بــه مُردادی ترین گرمـــا قسم، بدجور دلتنگم شبیه گچ شده از دوری ات، بانوی من، رنگم! حسودی می کند دستم بــه لبهایی کـه بوسیدت! وَ من بیچاره ی چشم تو ام... با چشم می جنگم! تنم از عطــر آغـــوش ِ تــو دارد باز می سوزد جهنّم شد بهشتم؛ تا پرید آغوشت از چنگم نظام ِ آفـــرینش ناگهـــان بـــر عکس شد ،  دیدم- زدی با شیشه ی قلبت شکستی این دلِ سنگم! گلویم را گرفته بُغضی از جنسِ سکوت امشب "گُل ِ گلدون من..." جا باز کـــرده توی آهنگم! بَدَم می آید از ایـــن قــدر تنهایـــی... وَ دلشـــوره ازین احساسهای مسخره... از گوشی ام... زنگم! فضـــای شعـــر هم بدجـــور بوی لـــج گرفتــه– نه؟ دقیقاً بیست و یک روز است گیج و خسته و منگم! تو تقصیری نداری ، من زیادی عاشقت هستم همین باعث شده با هر نگاهی زود می لنگم! همان بهتر کــه از هذیان نوشتن دست بردارم به مرگِ شاعرِ چشمت قسم... بدجور دلتنگم @harfedeletanhaee
مردمِ شهر ، اگر، پیروِ هر آیین‌اند عید؛ روزی است که لبخند تو را می‌بینند صبحِ روزی که به سیمای تو آغاز شود عابران در شُرُفِ اوّلِ فروردین‌اند ای نفس های تو صبحانهٔ سُکر-آورِ باد ! بادها می گذرند از تو و عطر-آگین‌اند سایهٔ سقفِ تو امنیّتِ آبادیِ ماست خانه ها ، مزرعه های همه ، بی پرچین‌اند پیشِ رویِ قَدَم ات منظره ها مشتاق اند هر چه رد می شوی اشیای پسین ، غمگین اند آخرین فرصت ِ احیای بشر ، بر لبِ توست مُردگان از نفس ات منتظرِ تلقین اند @harfedeletanhaee
دلِ گلایه ندارد تنی که افسرده ست سکوت، تلخ ترین حرف یک زمین خورده ست نگاه میکنم‌ اما شبیه سابق نیست چقدر آینه از دیدن من آزرده ست به آسمان و زمین چنگ میزنم بی تو شبیه کفتر جلدی که صاحبش مرده ست... به پات مانده ام اما مترسکی شده ام برای مزرعه ایی که همیشه پژمرده ست... و خواستم بنویسم که بی تو دنیا ،آه غم تو قافیه ها را ز خاطرم برده ست... @harfedeletanhaee
من مدتی است ابر بهارم برای تو باید ولم کنند _ ببارم برای تو این روزها پر از هیجان تغزلم چیزی بجز ترانه ندارم برای تو جان من است و جان تو امروز حاضرم این را به پای آن بگذارم برای تو از حد دوست دارمت اعداد عاجزند اصلن نمی شود بشمارم برای تو این شهر در کشاکش کوه و کویر و دشت دریا نداشت دل بسپارم برای تو من ماهیم تو آب تو ماهی من آفتاب یاری برای من تو و یارم برای تو با آن صدای ناز برایم غزل بخوان تا وقت مرگ حوصله دارم برای تو   @harfedeletanhaee
روز هشتم همگی میل خراسان داریم انتظار کرم از سفره ی سلطان داریم مثل دشتی که ترک خورده و عطشان باشد از خراسان طلب بارش باران داریم از سر کفر نگفتیم: "شفا دست شماست" ما به دستان شفا بخش تو ایمان داریم یک نجف قسمت ما کن، به خدا یک عمر است غصه ی "جامعه" خواندن دم ایوان داریم شک ندارم که پس از مرگ، ملائک گویند: از دل مقبره برخیز که مهمان داریم ما سراسیمه بپرسیم که آن مهمان کیست؟ و بگویند که: مهمان ز خراسان داریم در بهشت ابدی "حب وطن" چون داریم خانه ای پیش ولی نعمت "ایران" داریم.. @harfedeletanhaee
نیمی از جانِ مرا بردی، محبت داشتی نیمِ باقی‌مانده هم هروقت فرصت داشتی بر زمین افتادم و دیدم سراغم آمدی دستِ یاری چیست؟ سودایِ غنیمت داشتی خانه‌ای از جنسِ دلتنگی بنا کردم، ولی چون پرستوها به ترکِ خانه عادت داشتی زخم خوردم، گاهی از ایشان و گاه از چشمِ تو با رقیبان بر سرِ جانم رقابت داشتی ای که ابرویت به خونریزی کمر بسته‌ست، کاش اندکی در مهربانی نیز همت داشتی @harfedeletanhaee
یک منظره کشیـده ام - امّا چــه فایده؟ وقتی که نیستی تو در اینجا چه فایده؟ دریا به رنگ آبی ِ  روشن، پر از سکوت وقتی که نیست ماهیِ دریا، چه فایده؟ بــی تــو به درد می خورد آیا تمامِ من؟ این شاعر همیشه ی تنها؟ چه فایده! گفتـی: بخند ، مرد کـــه گریــــه نمی کند خندیده ام به ریشِ خودم، ها... چه فایده؟ در یک اتاق خیس سه در سه بدون تو با خاطرات یـــخ زده ی ما، چه فایده... این منظره بدون تـــو زیبا نمی شود از من نگیر بودن خود را... چه فایده- باید  کـــه  تا  نبودن  تــــو  عادتـــم  شود این سرنوشت من شده... فردا، چه فایده روی دلــم کـــه پا بِگُذاری  شکسته ام این شد جواب عشق من آیا؟ چه فایده @harfedeletanhaee
فرمانروای سرزمینِ عشق هستی دل بردی و یک باره بر این دل نشستی کردی مرا بیچاره و دیوانه‌ی خود می‌خواهمت تنها دلیلِ عشق و مستی من از تو ممنونم که از من دل ربودی عالی که دل بر این دلِ دیوانه بستی اندازه ی خالق تو را من دوست دارم آری! به آن خالق که بانو میپرستی یک بارِ دیگر می‌نویسم این غزل را فرمانروای سرزمینِ عشق هستی... @harfedeletanhaee
گرچه شبیه وضع شهر خود وخیمیم ما همچنان پابند آن عهد قدیمیم تهران اگرچه مثل مشهد، مثل قم نیست ما هم کنار سفرۀ شاه کریمیم شاهی که خود لقمه برای ما گرفته ما نیز در کار غلامانش سهیمیم عطر گلابش را گرفتیم آنقدرکه در پیچ و تاب زلف او همچون نسیمیم گفتند او باب الحوائج بوده و هست ما همچنان محتاج جنّاتُ النعیمیم ضامن شده امشب برات کربلارا از چه دگر در غصّه در امّید و بیمیم؟! ما را ازین پس کربلا رفته بدانید ما زائران حضرت عبدُالعظیمیم @harfedeletanhaee
عاشق که شدی خوب بدان شیوه ی آن را در عشق نباید بکنی تلخ،، زبان را لبخند بزن،شعر بخوان، عشق بنوشان ابراز کن احساسِ  خروشانِ نهان را از بارش عشق است که خیس از هیجانیم بنشین و صفا کن گذر خوب زمان را مستانگی از عشق چه زیباست رها کن دلگیریِ ایامِ غم انگیزِ جهان را گلریز و غزل خیز و دل انگیز و شکوفا تن بوسه بزن، بوسه بزن چشم و دهان را وا کن بغل و رقص کن و مست کن از عشق بالا ببر از ذوق شمارِ ضربان را امید که جز عشق نبینی همه ی عمر عشق است که پر می کند از شوق زمان را @harfedeletanhaee
وقتی برای نام تو تصویر می کشم باور نمی کنم که فقط شیر می کشم تو شیر بیشه ای و برای جواب خلق عباس را به صفحه ی تفسیر می کشم دائم نگاه مهر تو با دوستان بوَد چون دشمن است دست تو شمشیر می کشم تنها به لطف چشم تو باید اگر شبی یک یا حسین از ته دل سیر می کشم از خاطرات کودکی ام عکس یک علم با حلقه های کوچک زنجیر می کشم سر تا سر وجود من اشک است، آفتاب پای تو هرچه مانده به تبخیر می کشم وقتی زبان اشک تو را درک می کنم مشک و لبان تشنه و یک تیر می کشم آن صحنه ای که از روی زین واژگون شدی مثل غروب واقعه دلگیر می کشم @harfedeletanhaee
کسی شبیه من آیا تو را بلد شده‌است؟ کسی به‌قدر من از کوچهء تو رد شده‌است؟ کسی چنان‌که من، آیا به حرف دل دل داد؟ دلی چنان‌که دل من چنین لگد شده‌است؟ -دلی که ماه تو بر روی او چنان تابید که از تلاطم، دریای جذرومد شده‌است دلی که شیوهء چشمت چنان فریبش داد که بی‌مجامله مشغول جنگ با خرد شده‌است- چقدر شعر نوشتم ز روی چشمانت به لطف چشم تو شعرم چه مستند شده‌است برای داشتنت روز و شب دعا کردم دعای روز و شب من چگونه رد شده‌است؟ بدون بودنت این شهر عین زندانی است که شاعر تو در آن حبسِ تا ابد شده‌است @harfedeletanhaee