نه هر قصاب ماهر میکَنَد پوست
نه هر نان و نمک خور میشود دوست
هر رهگذری محرم اسرار نگردد
صحرای نمک زار ، چمن زار نگردد
هرجاکه رسیدی رفاقت مکن ای دوست
هر بی سروپا ، یار وفادار نگردد
کمر خم کرد هرکس برد بار عشق را بر دوش
«جوان» شد پیر، «گل» شد سربه زانو، «بید» شد مجنون
فاضل نظری.
-میدونم بدم؛
-میدونم خیلی اذیتت میکنم؛
-میدونم بارها ناامیدت کردم؛
-میدونم رنجوندمت ؛
-میدونم منتظرم میمونی؛
-میدونم خیلی دوسم داری؛
-و با این اوصاف بگو چطوری؛
بایددوست نداشته باشم و از فکرت، بیام بیرون؟؟ :))))
#مخاطب_خاص_قلبم
#خود_نوشت
حالِ بیدار شدن نیست !
با خیالِ تو باید
خوابید ؛
رویا دید ؛
صبح ارزانى مردم
دلِ من خوابِ تو را میخواهد ..