گفتند که او عاشق موهای کمند است
موهای من از عصر همان روز، بلند است
او آمد و موهای مرا دید و سپس رفت
یک لحظه نپرسیدخرت دوست به چنداست
یک جمله نفرمودکه موهای توزیباست
یا اینکه دلم در سر گیسوی تو، بند است
من ماندم و موهای بلندم، که یکی گفت:
باور نکن، این شایعه ها، حرف چرند است
با همه خوبم من اما با شما، خب بیشتر
دوستم داری ولیکن من تو را، خب بیشتر
لحظه ای مال منی و "تو" خطابت می کنم
گرچه سعی ام بوده تا گویم: "شما" خب بیشتر
"غیر معمولی ست رفتار من و شک کرده اند"
اهل خانه، دوستان آشنا خب بیشتر ..
اشک های بی هوا، بعضا سکوت بی دلیل ..
شعر اما می کند رسوا مرا، خب بیشتر
بلدم شعر ببافم ، بلدم ناز کنم
بلدی گیس ببافی؟... بلدی باز کنی؟
!تو که استاد سخن نام گرفتی امروز
بلدی عشق خودت را به من ابراز کنی؟
دل من مُرده ، نفسهاش همه عاریت است
بلدی همچو مسیحا شده ، اعجاز کنی؟
تا بگویم که :"دلم از همه عالم شده رنـ...."
حرف من قطع نمایی و تو آغاز کنی