هرچند گذشته ی تباهی دارم
آسی ام و نامه ی سیاهی دارم
بخشید و کریمانه بغل کرد مرا
انگار نه انگار گناهی دارم:)
آخر سال
همه خانه تکانی کردند
دل من مانده که بدجور غبارآلود است
برسانید مرا زود به ایوان نجف
طفل آواره کنار پدرش خشنود است..