eitaa logo
- حـری‌ٖمـآهـ ؛
181 دنبال‌کننده
215 عکس
7 ویدیو
0 فایل
- شـهـیـد آویـنـی :🕶 اینجا‌ جھـٰاد‌ با‌ تفنگ‌ شناختہ‌‌ شد ، و‌ کسی‌ بہ‌ ما‌ نگفت ، مگر‌ دوربین‌ روی‌ شانہ‌ات ! قلم‌ توے‌ دستت ! و‌ اخلاص‌ حل‌ شده‌ در‌ وجودت ! کم‌ از‌ گلولہ‌ داشت‌ روی‌ افکار‌ دشمن؟!☕️ اینستا ؛ @hariimaah118
مشاهده در ایتا
دانلود
- حـری‌ٖمـآهـ ؛
_
سرنوشت مقلدان خمینی، جز شهادت نیست...
- حـری‌ٖمـآهـ ؛
__
مینویسم «مصلی»، اما بخوانید «غمخانه». از در و دیوار مصلی غم می پاشید و آجر های قهوه‌ای سوخته‌ی آنها، انگار جگر‌شان از این داغ عظیم، بیشتر و بیشتر می‌سوخت. آقا را که آوردند، دیگر مثل قدیم نبود. او همیشه سر پا می آمد و دست راستش را به نشانه‌ی محبت بالا میرد. همان دستی که بالا بودنش، عمود خیمه‌ بود. اما امروز آقا در ماشین سفیدی که روبه روی پس‌زمینه‌ی آجر‌های قهوه‌ای سوخته خودنمایی میکرد، به حیاط مصلی آمد. جوان‌های بسیجی نورانی، با لباس های قهوه‌ای روشن و سوخته، دور ماشین را گرفته بودند و مثل قدیم، جان به کف مراقب آقا بودند. ماشین از میان جمعیت صحن رد شد. در را بستند. هوا خفه شد. ناگهان صدای شکسته شدن آمد. یکی از همان بسیجیان نورانی، همانهایی که تا لحظاتی پیش تندبادها و طوفان‌ها نمیتوانستند حتی اندکی قامت‌شان را خم کنند، انگار تبر خورده باشد، شکست. قامت رعنایش، ناگهان روی زمین نشست. از هم پاشید. تمام درد‌های میان کهکشان و زمین، انگار بغضی بود که آن لحظه در صدای هق‌هق بسیجی نورانی شکست. علی الدنیا... بعدک العفا... رفیقش کنارش زانو زد و دست روی شانه‌اش گذاشت. هر دو زدند زیر گریه. جگر‌شان می‌سوخت. بیشتر و بیشتر. درست مثل آجر‌های مصلی. درست مثل رنگ لباس‌شان... «در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن، من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود...💔»
- حـری‌ٖمـآهـ ؛
_
عـاشَ سَـعـیـدا و مـاتَ حَـمـیـداً فـقـیـداً شـهـیداً:)
- حـری‌ٖمـآهـ ؛
_
ببین میتوانی بمانی بمان ...
- حـری‌ٖمـآهـ ؛
_
ز جـا بـرخـیـز، ای تـمـامِ امـیـدم... ز جـا بـرخـیـز ای امـامِ شـهـیـدم...
- حـری‌ٖمـآهـ ؛
_
این «مردم» سال‌ها به عشق اقامهٔ نمازِ عشق، به امامتِ تو می‌ اومدن مصلی به عشقِ شنیدن صوت خوشِ «اللهم اهل‌الکِبریاء و العظمه…» حالا با پرچم‌هایِ سرخ خونخواهی، با مشت‌های گره‌کرده، انتقام از قاتلانِ تو رو فریاد می‌زنن! حتی بعد از رفتنت؛ هنوز قدماشون استواره.. چه مردمی تربیت کردی آقاسیدعلی! چقدر عاشق داری آقاسیدعلی …