- حـریٖمـآهـ ؛
_
من ثانیه در ثانیه کم خواهم شد
آنگاه... نگاه... گاه... آه... از دوری...
- حـریٖمـآهـ ؛
_
دیوارها همهچیز را میشنوند؛
شاید برای همین است که سرانجام ترک برمیدارند و فرو میریزند..
بعضی حرفها آنقدر سنگیناند که در حنجره جا نمیشوند، روی کاغذ نمیآیند و در هیچ شعری خلاصه نمیشوند؛ سرریز میشوند روی تن خسته و زبر دیوارها ..
اینجا، درست در کنار پنجرهای که روزگاری شاید رو به امیدی باز میشد، تنها یک کلمه جا مانده است: «آه».
کوتاهترین کلمهای که میتوان تمام ناگفتهها، تمام دلشکستگیها و تمام رفتنهای بیبرگشت را در آن خلاصه کرد.
یک «آه» سرخ و کشیده، مثل خونی که از زخمی کهنه بر پیکر سیمان و گچ دلمه بسته باشد...
زمان میگذرد، رنگها میریزند و آدمها دور میشوند؛ اما آههایی که از سر دلتنگی کشیده شدهاند، تا ابد روی دیوارهای این شهر نفس میکشند :)
#عکاسیخیابانی
- حـریٖمـآهـ ؛
خانه؛ آنجاست که وقتی به آسمان خیره میشوی،
نقشِ وطن را میبینی،
هیچ مرزی نمیتواند حسِ “بودن” در وطن را از دلهای ما جدا کند ..
#ایران
- حـریٖمـآهـ ؛
و اینچنین بر دستان مردمانی که هنوز به سوگ نشستهاند، تا خورشید بدرقه شدی…
- حـریٖمـآهـ ؛
ما به شهیدانمان نمیگوییم خداحافظ
بلکه میگوییم به امید دیدار ..
-شهید سیدحسن نصرالله-
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه آرام میآیند مردانی که روزی برای
آرامشِ ما ایستادند . .
و چه سنگین است وداع با آنها ..
-تشیع شهید عباس آقایی-
@Hariimaah118