#چپتر_اول
اینبار همچی خیلی عجیب تر از معمول بود
در اکثر اوقات من برای بازدید جنازه انتخاب نمیشدم میشد گفت شانس باهام یار بوده ولی خب حداقل جنازه رو به روم این رو بهم القا نمیکرد
گردن پر کبودی بوسه و سینه ای که به طرز مضحکی به شکل قلب سوراخ شده بود
دل و روده مو بهم ریخته بود
میدونستم باید قبلش یه چیزی میخوردم بوی خون کل محیط اطراف رو پر کرده بود
اهی کشیدم و رو به جینا کردم و گفتم فهمیدید قاتل کی بوده
_ قتل نبوده اصلا...
ها؟ مسخره نکن جدی الان حال و حوصله شوخی ندارم تو داری میگی این بدن با این همه زخم های هنرمندانه خودکشیه؟
و کار یه سایکوپس احتمالا مونث نیست؟
_ ببین لی من خودمم گیجم اصلا دلم نمیخواد نطق های توهم بشنوم هیچ اثر انگشتی رو اون چاقوی لعنتی ای که به قول این آثار هنری رو ایجاد کرده نیست به جز انگشت خودش دیوونگیه میدونم ولی شواهد داره اینو تا ته میکنه تو حلقمون
خ..خب نمیدونم شاید یکی دستامو گرفته و به زور چاقو رو چرخونده تو قلبش دستاشو چک کردید؟ دوربین اتاق رو چی؟ راهروی هتل
خدایا من دکترم میتونم بفهمم این اصلا نرمال نیست تو نمیتونی دقیقا یه قلب لعنتی خوشگل وسط سینه ات بکاری نیاز به وقت داره حداقل نه وقتی که قبلش مغزت رو ترکوندی این ... این اصلا نمیتونه منو قانع کنه
_ خب آقای کارآگاه تموم پیشنهاداتت و حدس های هوشمندانت که خیلی خیلی اتفاقی ما هم به این فکر کردیم و تو اولین نفر نیستی شنیدم ممنونم
حالا میتونی جنازتو تحویل بگیری و ببریش سردخونه چون به نظر گرمش میاد
ادایش را در آوردم و سوار ماشین شدم و به سمت پزشک قانونی روانه شدم
این اولین قتل دراماتیک و هنرمندانه ای نبود که اتفاق میوفتاد ....
ادامه دارد
Haru🇮🇷🏴
#چپتر_اول اینبار همچی خیلی عجیب تر از معمول بود در اکثر اوقات من برای بازدید جنازه انتخاب نمیشدم م
بچه ها من یکم روانیم خب... پس اگه ممکنه به خاطر توصیف جنازه ها حالتون بد شه ببخشید میگم ولی اذیت نکنید خودتونو و نخونید...
Haru🇮🇷🏴
📪 پیام جدید وی به نویسندگی تو ایمان آورد🦦🥹 واقعا قلمت خیلی خوبههههه ببین اگه منم بخوام برا اوسیم دا
فداتشم نظر لطفته نه ایده دزدی محسوب نمیشه
#چپتر_دوم
جسد رو تحویل دادم و مرخصی ساعتی گرفتم تا بلاخره برم و یه چیزی کوفتم کنم نشستم تو ماشین و آه بلندی کشیدم
شوندگان عزیز خوش آمدید به ...
جسد بابی فالون امروز کن...آهنگ بعدی قوی سیاه ..
دستم رو کشیدم و سرمو روی فرمون گذاشتم
*صدای استارت زدن
اه لعنتی دوباره چته لکنده
*صدای استارت زدن
کوبیدم روی فرمون ,از ماشین زدم بیرون و با دادن کاپوت بالا تمام فضا پر دود شد
*پوف پوف
-میتونم کمکتون کنم برادر..؟
برادر......؟ کی تو این دور و زمونه به یه مرد غریبه میگه برادر... خدایا برای امروز بسمه...
سرم رو بالا آوردم و با یه زن زیبا و زال رو به رو شدم . وقتی به لباس هایش دقت کردم متوجه طرز عجیب صدازدنش شدم
لباس بلند سفیدی به تن داشت و لبخند ملیحی به صورت زده بود
دور و برم رو نگاه کردم اما کلیسایی ندیدم ...عجیب بود. دوباره نگاهم روی زن خکشید چهره بشدت زیبایی داشت
تک خنده ای کردم و تو دلم گفتم آخه تو و چه به ماشین درست کردن
_ممنونم خانو..خواهرم ولی فکر نکنم شما بتونید کمکی کنید
خنده دل نشینی کرد
-میدونم.. میدونم قیافم غلط اندازه ولی من خوب بلدم به مردم کمک کنم بهم اعتماد کنید اگه میشه شما برید استارت بزنید تا من درستش کنم
گیج شده بودم ولی خب ... سعی کردم بهش اعتماد کنم فوقش استارت میزدمو روشن نمیشد .....
ادامه دارد...