🔰 اخیرا BBC خبر از اوج گیری دوباره کرونا در اسرائیل برخلاف واکسیناسیون عمومی داد
وضعیت جهش ویروسی برخی کشورها رو غافلگیر کرده
آمریکا؛ انگلیس؛ هند؛ روسیه و ... همه درگیر برای رفع موج شیوع
ولی یه مشت کودن فکر میکنن مشکل ما عدم ورود واکسن از مبدا امریکا و انگلیس به ایرانه!
✍ پوریا فاضل
اندیشه جویان استاد حسن عباسی
📡 @Hasanabbasi_students
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰 سه هزار نفری که در نشانی تهران، دزاشیب، خیابان عمار، واکسن آسترازنکا زدهاند، واکسنشان تقلبی و آنچه به آنها تزریق شده، داروی شلکننده عضله بوده است.
اعضای این باند 4 نفرهی فروش و تزریق واکسن تقلبی کرونا در تهران و شهر کرج بازداشت شدهاند
💬 رئيس پلیس امنیت عمومی تهران بزرگ
- - - - -
🔹 در فقره واکسن تقلبی آسترزنکا 3 گروه قصور دارند:
1. کلاهبردارانی که شبکه تولید و تزریق رو راه اندازی کردن
2. ضعف تیم نظارت در معدوم سازی جعبه و شیشه واکسن های اصلی تزریق شده
3. 3هزارنفری که حاضر شدن خارج از چرخه واکسن بزنند
( یک جعبه 10تایی به مبلغ 600 میلیون فروخته شده!)
✍ پهلوانى
اندیشه جویان استاد حسن عباسی
📡 @Hasanabbasi_students
🔰 با دستور رییس جمهور، از این پس 490 داروخانه در تهران و نزدیک به دو هزار داروخانه در سراسر کشور متولی توزیع داروهایی کرونایی هستند.
🔹 اگر بیمار کرونایی دارید، میتونید لیست داروخانههای منتخب رو از طریق لینک زیر دریافت کنید.
https://t.co/EypXoXcqSo
اندیشه جویان استاد حسن عباسی
📡 @Hasanabbasi_students
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰 قانعی: پول مملکت را صرف خرید داروهای بیاثر کردیم/ یک سال فریادمان به جایی نرسید
💬 رئیس اسبق کمیته علمی ستاد مبارزه با کرونا:
🔹 در یک سال گذشته در شرایط بحرانی پول مملکت را صرف خرید داروهای بیاثری همچون فاویپیراویر کردیم.
🔹 یک سال فریادمان به جایی نرسید و پولی که باید صرف اولویتها میشد هدر دادیم.
اندیشه جویان استاد حسن عباسی
📡 @Hasanabbasi_students
13.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 فرار بزرگ 6
🔹 سقوط سایگون در جریان جنگ ویتنام
🔻 فرار آمریکا و هوادارانش از سایگون پایتخت ویتنام در 1975 که در مرداد 1400 در کابل افغانستان تکرار شد.
🔻 فرار آمریکایی ها و مزدورانشان یک سنت دائمی است.
🌐 اخبار استراتژیک
📡 @StrategicNews_ir
5.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 مناظره و گفتوگوی جذاب درباره تحولات افغانستان با حضور سخنگوی رسمی طالبان! ➕ فیلم
با حضور:
🔸 ذبیحالله مجاهد، سخنگوی رسمی #طالبان
🔹 دکتر علی واحدی، مجاهد و فعال افغانستانی
🔸 دکتر مجتبی نوروزی، معاون سابق رایزن فرهنگی ایران در کابل
🔹 محسن اسلامزاده، مستندساز
🔸 علیرضا کمیلی، فعال جهان اسلام
🔹 آقای ابراهیمنژاد، فعال جهان اسلام
⚠️ برای آنکه از معمای افغانستان و طالبان بیشتر بدانید، تماشای این مناظره و مستند #زندگی_در_میان_پرچم_های_جنگی را از دست ندهید.
🎥 دانلود و تماشا:
🌐 b2n.ir/zmpj
✅ اطلاعات بیشتر درباره طالبان و افغانستان🔻
🆔 @AmmarYar_IR
بسمهتعالی
به اطلاع علاقمندان میرساند،پایگاه نشرآثار استاد #حسن_رحیم_پور (http://rahimpour.ir)،فیلم،صوت ومتن بیش از 2500 گفتار ونوشتار ایشان از دهه 70 تا 1400را که در داخل وخارج کشور در ذیل 15رشته ومیانرشته حوزوی ودانشگاهی ارائه شده،به طور رایگان درمعرض عموم گذارده است.
ساعات پخش هفتگی مباحث ایشان:
شبکه یک(جمعهها ساعت 10صبح)؛شبکه 4(جمعهها ساعت 16)و شبکه افق(پنجشنبهها ساعت 14:30)
نشانی رسانههای فضای مجازی:
توئیتر:
https://twitter.com/rahimpourazqadi
اینستاگرام:
http://instagram.com/hassanrahimpour
تلگرام:
http://t.me/rahimpour
سروش:
http://splus.ir/hassanrahimpour
حسن رحیمپور ازغدی
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
استاد رحیم پور ازغدی
به قلم محمد صادق شهبازی (قسمت اول)
🔺️با کلی ادعا رفتیم پیشش. گفت من خیلی قبلتر از شماها برای کارتنخوابی زندان رفتم. بعد فهمیدیم شصتودو مجروح که میشود، میآید مشهد یک تعداد از کارتنخوابها را جمع میکند، در خانه سامانشان میدهد میگوید این که کافی نیست باید نهادها کاری بکنند. بعد میرود نهادهای مسئول، یکیش هم استانداری، راهش نمیدهند، عصا زیر بغل با عصا در اتاق استاندار را باز میکند که صدای مستضعفین را به مسئولین برساند. چند روز میفرستندش هواخوری، زندان! حالا آن روزها او پسر نفر چهارم انقلاب مشهد بود ولی تکلیف را جور دیگری میدید.
🔺️اول بار هفتادوهفت شهادت امیرالمؤمنین تلویزیون دیدمش، جملات عجیبی از امام علی (ع) میخواند، نمیدانستم کیست، وسط صحبتها هم سرفه میکرد، میگفتند شیمیاییه! صحبتهای آن شب خیلی تکانم داد. بعدها با بدبختی سخنرانیهایش را پیدا کردم… او مسیر زندگی بسیاری از ما را تغییر داد.
.
🔺️بچهٔ بزرگ خانواده پشت بیرق هیئت عکس امام را زده بود و با برادران نوجوانش راهپیمایی راه انداخته بودند. ساواک دستگیرش کرده بود، مادرش که رفته بود آزادش کند، گفته بودند این چه بچهایه تربیت کردی؟ جواب داده بود عکس مرجعش را دستش گرفته. از در که خارج شده بودند گفته بود فلان خیابان راهپیمایی است برویم. با ماشین حاج خانم رفته بودند، جلوی تانک ارتش را گرفته بودند، گفته بودند برو کنار وگرنه از رؤیت رد میشویم، ایستاده بود. آقای خامنهای هم که ایرانشهر تبعیدشده بود، طلاها را فروخته بودند فرستاده بود خرج مبارزه شود. اقا گفته بود اسلام به چنین زنانی افتخار میکند.
🔺️با برادرهایش مرکز پخش اعلامیههایی بودند که اکثراً بهوسیلهٔ پدر آماده میشد، رییس شهربانی زنگزده بود به حاج حیدر که کی اینها را پخش میکند، تلفن که قطع نشده بود، در خانهٔ همان بندهٔ خدا اعلامیه انداخته بودند. خودش هم مثل پدر در انجمن اسلامی مدرسه همینجور اعلامیه میداد.
🔺️علوم تجربی خوانده بود و میخواست پزشک شود، بعد انقلاب فرهنگی طلبه شد. کتابی نوشت عروج خمینیون، همه متعجب شدند. در حوزه مشهد امتحان گرفته بودند اول شده بود، بهش جواهر الکلام داده بودند. میخواست برود جبهه پدر گفت بمان درس بخوان میگفت: مگه خون من از خون علیاکبر حسین رنگینتر است؟
🔺️حاجخانم رحیمپور در اثر فشاری که مارکسیستها بهش میآوردند، سکتهٔ مغزی کرد، حاج حیدر مانده بود و شش تا بچه، حسن، امید آیندهٔ حوزه، نشستن بهپای مادر را به همهچیز ترجیح داد، مینشست همانجا کنار تخت و همهٔ کارهای مادر را تقبل کرده بود، همانجا هم کتاب و درس میخواند…
🔺️او و پدر برای اثرگذاری روی محیطهای جوان حساس به حوزه لباس نمیپوشیدند. پرسیدند چرا نمیپوشی؟ گفت: لباس شأنیت و صلاحیتی میخواهد که من درخودم نمیبینم. به نظرم خیلیها که لباس پوشیدند هم باید دربیاورند. ولی یکجا لباس میپوشید خط مقدم! میخواست مردم حضور روحانیت را خط مقدم ببینند.
🔺️همیشه دنبال انجاموظیفه بود، خلاف بسیاری که لهله میزدند، کاری که در چارچوب توانش نمیدید نمیپذیرفت. یکبار نهاد رهبری چند پروژه بهش سپردند. رفت و بعد از چند روزآمد. گفت، این کار من نیست بگذارید همین کارهایی که میکنم را انجام بدهم. مصداق این روایت: رحم الله امرا عرف قدره.
🔺️صبح آمده بود نهاد عصبانی! هرچه جلوی پایش بود لگد میکرد، در را محکم میکوبید. داخل اتاق بلند گریه میکرد. در راه دیده بود یک خانم گریه میکند گفته بود چیزی شده خواهر؟ طرف هم گفته بود: کیفم را زدند پول جمع کرده بودم برای اول مهرِ بچهها لوازمالتحریر و لباس بخرم. گفته بود چقدر؟ جواب داده بود پانزده هزار تومان چند هزار تومان بیشتر داده بود، بنده خدا از خوشحالی خندیده بود. گفته بود: مگر چی شده؟ گفته بود: شما کل خرجی ماه ما را دادی! اعصابش بههمریخته بود. فردا در کیهان مطلب زده بود خیلی آتشین، در مورد نفوذ سرمایهداری. آقا حاشیه مقاله پاراف کرده بودند...
🔺️مسئولین عالیرتبهٔ نظام جمع شده بودند، چندبار طرحهای جدی برای حل مشکلات معرفتی فرهنگی دانشگاه داد، کسی توجه نکرد. بعد که دید میخواهند یکسری کار روتین انجام دهند، بیتوجه به مقام و جایگاهشان بلند شده بود، گفته بود بنشینید لاطائلات بگویید. در را کوبیده بود به هم و رفته بود بیرون!
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1