وقتی بین همکلاسیهای خودمم اصلا متوجه نمیشم اما تو جمعهای دیگه تازه میفهمم چقدر حقوق پیر و سختجونمون کرده، درست مثل سربازهایی شدیم که مدتها روزاشون رو تو پادگان گذروندن، خشک و جدی با یه خستگی ته چهرهی همیشگی، در مواجه با ادمهای دیگه برام سوال میشه چطور انقدر راحت و بَشاشند، تعجبی نداره که استادامون درطول ترم شاید نهایت دوبار بخندند، اینم از نتایج رشته ما. البته برای همه قابل تعمیم نیست صرفا تجربه شخصی خودمه.