حس میکنم بعضی چیزا تا جون تو بدنمه قرار نیست از تو مغزم پاک بشن تا زمانی که مغزم بر اثر فکر کردن زیاد بهشون تجزیه بشه.
من اون کوچرو ترک میکنم
اما اون کوچه هنوز سر جاش ایستاده
معنا نمیده سکونت ولی تو جهان نمیشه دروغ کرد
اگه زمان بگیره عفونت
از مکان نمیشه عبور کرد!