سخته بیای زیارت
قلبتو جا بذاری♥️
@hattabishtar
باعرض پوزش بخشی از پیامهای کانال حذف شده بود که مجدد بارگذاری کردم👆👆
شروع پیامهای جدید👇👇
21.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تاحالا ازینا خورده توی صورتتون؟؟ 😄😄
هیچ وقت نتوانستم از شنبه های ام البنینی کربلا و سفره های رنگارنگ و کریمانه ای که به نام خانم ، در بین الحرمین پهن میکنند ، و حاجت میگیرند ، بنویسم !
البته که این رسم ، فقط مخصوص رمضان نیست ...
تمام سال ، شنبه های کربلا ، بوی بانو ام البنین را میدهد...!🌱
#حتی_بیشتر
@hattabishtar
#سفر_بهخانهی_پدری قسمتبیستوسوم
بدن هایمان به استراحت نیاز داشت!
باید برمیگشتیم.
🚕🚙🚌پیاده راه افتادیم سمت گاراژی که ماشین های نجف-کربلا آن جا بود!
صبح زود... همه بساط کرده بودند! از باغ و باغچه هایشان توت و انجیر و انواع خوراکی ها و میوه ها را در سینی چیده و ردیف گذاشته بودند !🍇🥒🍋🍎
آنهمه باغ و باغچه کجای کربلا بود ؟؟
سهم من از باغچه های کربلا ، یک دسته رز رنگارنگ شد ... 💐
به خانه ی نجف مان که رسیدیم ، انگار به وطن رسیده باشیم...
آرامش دوباره مهمان لحظه هایمان شد!
خودمان را برای شب قدرِ دوم آماده میکردیم.
دوست داشتم شب بیست و یکم نجف باشم و شب بیست و سوم کربلا!
یعنی میشد ؟؟
سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۲
@hattabishtar
#سفر_بهخانهی_پدری قسمتبیستوچهارم
🏴شب شهادت امام علی علیه السلام و دومین شب قدر بود.
نمیتوانستم از ابتدای شب و اعمال حرم بروم.
خانه بودیم و یکی دوساعت به اذان به سمت حرم حرکت کردیم!
چشمم که به گنبد افتاد ، ماتمِ بی پدری نشست توی دلم !🥺
🩸آسمان کبود بود و گنبدِطلا، سیاه پوش بود و خورشیدِ بالای سرش ، رنگ خون !
حرم غلغله بود.بیشترین چیزی که توجهم را جلب کرد ، کفش ها و کالسکه هایی بود که پشت درب ورودی ، رها شده بود...👡👞👟🥿
همه،بی سر و پا خودشان را به بابایشان رسانده بودند ...😭
فقط توانستم گوشه ای از صحن فاطمه الزهرا بنشینم .
چندبار تلاش کردم تا صحن اصلی بروم اما خانمهای عراقی هربار با نگاه و اشاره به محمد ،به من میفهماندند که نمیگذاریم وارد جمعیت شوی !
دلسوزی شان برایم قشنگ بود !♥️
حال و هوای حرم ، دقیقا مثل رنگ و روی گنبد بود.سرخ و سیاه از ماتم شهادت مولا !
جا تا جای حرم این پرچم وصل بود "تَهَدّمَت واللّه اَرکانُ الهُدی"
به واقع این ویرانی را در وجودمان حس میکردیم...
اذان شد.همزمان با اذان ، عده ای از خانمهای عرب زبان شروع به لطمه زدن و مدیحه سرایی کردند.ماهم همراه آنان شروع به عزاداری کردیم...
اذان تمام شد.
نماز شروع شد.
اما انگار
عزاداری آنها تمامی نداشت !😟
دلم برای امیرالمومنین سوخت...😔 عزادارانی بااینهمه سوز و گداز ، نماز جماعتِ صبح شهادت مولایشان را پای لطمه زنی گذاشتند ...
.
.
.
و خدا نکند همینگونه باشد داستان زندگیِ ما ، با امام زمانمان ...
#حتی_بیشتر
چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲
@hattabishtar
وقت افطار شد ای سوخته در آتش دل
«روزه یعنی عطش و روضۀ لبهای حسین»
#کربلا.رمضان ۱۴۰۲
@hattabishtar