eitaa logo
حتی بیشتر
520 دنبال‌کننده
241 عکس
169 ویدیو
2 فایل
می گویند در روز حشر،از همه چیز می پرسند از همه ی داشته ها... و شاید از قلمی که می توانست بنویسد و بر زمین انداخته شد هم ! بی جواب ماندن برایم گران است ,می نویسم! #حتی_بیشتر پیام ناشناس👇 https://daigo.ir/secret/81647751882
مشاهده در ایتا
دانلود
باعرض پوزش بخشی از پیامهای کانال حذف شده بود که مجدد بارگذاری کردم👆👆 شروع پیامهای جدید👇👇
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
21.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تاحالا ازینا خورده توی صورتتون؟؟ 😄😄 هیچ وقت نتوانستم از شنبه های ام البنینی کربلا و سفره های رنگارنگ و کریمانه ای که به نام خانم ، در بین الحرمین پهن می‌کنند ، و حاجت می‌گیرند ، بنویسم ! البته که این رسم ، فقط مخصوص رمضان نیست ... تمام سال ، شنبه های کربلا ، بوی بانو ام البنین را می‌دهد...!🌱 @hattabishtar
قسمت‌بیست‌وسوم بدن هایمان به استراحت نیاز داشت! باید برمیگشتیم. 🚕🚙🚌پیاده راه افتادیم سمت گاراژی که ماشین های نجف-کربلا آن جا بود! صبح زود... همه بساط کرده بودند! از باغ و باغچه هایشان توت و انجیر و انواع خوراکی ها و میوه ها را در سینی چیده و ردیف گذاشته بودند !🍇🥒🍋🍎 آنهمه باغ و باغچه کجای کربلا بود ؟؟ سهم من از باغچه های کربلا ، یک دسته رز رنگارنگ شد ... 💐 به خانه ی نجف مان که رسیدیم ، انگار به وطن رسیده باشیم... آرامش دوباره مهمان لحظه هایمان شد! خودمان را برای شب قدرِ دوم آماده می‌کردیم. دوست داشتم شب بیست و یکم نجف باشم و شب بیست و سوم کربلا! یعنی می‌شد ؟؟ سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۲ @hattabishtar
قسمت‌بیست‌وچهارم 🏴شب شهادت امام علی علیه السلام و دومین شب قدر بود. نمی‌توانستم از ابتدای شب و اعمال حرم بروم. خانه بودیم و یکی دوساعت به اذان به سمت حرم حرکت کردیم! چشمم که به گنبد افتاد ، ماتمِ بی پدری نشست توی دلم !🥺 🩸آسمان کبود بود و گنبدِطلا، سیاه پوش بود و خورشیدِ بالای سرش ، رنگ خون ! حرم غلغله بود.بیشترین چیزی که توجهم را جلب کرد ، کفش ها و کالسکه هایی بود که پشت درب ورودی ، رها شده بود...👡👞👟🥿 همه،بی سر و پا خودشان را به بابایشان رسانده بودند ...😭 فقط توانستم گوشه ای از صحن فاطمه الزهرا بنشینم . چندبار تلاش کردم تا صحن اصلی بروم اما خانمهای عراقی هربار با نگاه و اشاره به محمد ،به من می‌فهماندند که نمی‌گذاریم وارد جمعیت شوی ! دلسوزی شان برایم قشنگ بود !♥️ حال و هوای حرم ، دقیقا مثل رنگ و روی گنبد بود.سرخ و سیاه از ماتم شهادت مولا ! جا تا جای حرم این پرچم وصل بود "تَهَدّمَت واللّه اَرکانُ الهُدی" به واقع این ویرانی را در وجودمان حس می‌کردیم... اذان شد.همزمان با اذان ، عده ای از خانمهای عرب زبان شروع به لطمه زدن و مدیحه سرایی کردند.ماهم همراه آنان شروع به عزاداری کردیم... اذان تمام شد. نماز شروع شد. اما انگار عزاداری آنها تمامی نداشت !😟 دلم برای امیرالمومنین سوخت...😔 عزادارانی بااینهمه سوز و گداز ، نماز جماعتِ صبح شهادت مولایشان را پای لطمه زنی گذاشتند ... . . . و خدا نکند همینگونه باشد داستان زندگیِ ما ، با امام زمانمان ... چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲ @hattabishtar
وقت افطار شد ای سوخته در آتش دل «روزه یعنی عطش و روضۀ لب‌های حسین» .رمضان ۱۴۰۲ @hattabishtar