حوالیِتو
_
شاید جوابِ بعضی سؤالها
لایِ هیچ کتابی پیدا نشود ؛
گاهئ باید زندگیشان کرد ..
حوالیِتو
_
حالِ دل پرسیدی و گفتم که «خوبم» بارها ؛
خوبم ، اما خوبِ ویرانم ! نفهمیدی مرا ..