eitaa logo
•﴿هَـۆاےِ حُـݭِــ❤ــێْنْ﴾•
896 دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
5.9هزار ویدیو
93 فایل
﴾﷽﴿ ♡•• دَرسـَرت‌دار؎اگرسُودا؎ِعشق‌وعاشِقۍ؛ عشق‌شیرین‌است‌اگرمَعشوقہ‌توباشۍحسین:)!❤ ڪپے ازمطاݪب ڪاناڵ آزاد✨ اࢪتباط باماوشرایط🌸 https://eitaa.com/havayehosin ارتباط با ما🕊🌱⇩ @Nistamm
مشاهده در ایتا
دانلود
😊👇 🌸 «آماده باش» معمولا قبل از عملیات ها نیروها چند ماهی را باید آموزش می دیدند و منتظر می ماندند و این برای آنهایی که مشکل داشتند سخت بود. قبل از یکی از عملیات ها بودیم که آماده باش صد در صد داده بودند و مرخصی ها حتی ساعتی لغو شده بود. یکی دو نفر از بچه‌های عشایر گروهان مراجعه کردند و گفتند مرخصی می خوایم، گفتم آماده باشه و مرخصی ها لغو شده و فعلا امکانش نیست که به شما مرخصی بدم ، با لهجه محلی خودشان گفتند ما ایخِیم بریم برنج تُولَک بزنیم ،(می خوایم بریم برنج نشا کنیم). گفتم مگه موقعی که اومدین جبهه نمی دونستین که ممکنه نتونین برای برنج تولک زدن برگردین؟ گفتند نه با ماشین اُومَن مِنِ دهات (اومدن توی دهات) نوار آهنگران نِهادِن(گذاشتن) که ایگو(میگه) ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش ایما(ما) هم شارجُوبیدیم(شارژ شدیم) اومدیم پِه مِی. ایدونِسیم که اییِم دست تو گرفتار ایبیم؟(مگه می دونستیم میایم دست تو گرفتار می‌شیم؟). خنده ام گرفته بود و به زور خودم رو کنترل کردم و گفتم به هر حال فعلا امکانش نیست و باید صبر کنین چون ممکنه دشمن از اطلاعات شما که میدونین موقع عملیاته استفاده کنه و برای عملیات مشکل درست بشه. آنها هم دیگه حرفی زدن و مجبور شدند بمونند ➖🔝🌼اللّهمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّڪَ‌الفَرَج🌼🔝➖ ♡﴾ @roshangari312 ﴿♡ (عج) 🙂🌼
😁👇 🌸نوشابه دم كنم به محض اين كه سر و كلۀ يكي از دوستان كه در گردان ديگري بود پيدا مي شد، بچه ها با شوق زايد الوصفي بلند مي شدند و به استقبالش مي رفتند و به قول خودشان حسابي تحويلش مي گرفتند. امكان نداشت كسي احوال پرسي كند و تيكه نيايد؛ بيچاره را بمباران مي كردند:«به به گُل گلاب، پدر صلواتي چه عجب از اين طرف ها، نوشابه دم كنم؟ خربزه سيخ بكشم؟» و ... مهلت نمي دادند طرف لااقل بنشيند و نفسي تازه كند و بعد به حسابش برسند... ♡﴾ @roshangari312 ﴿♡ ┈┈••✾•🌻🍁🌻•✾••┈┈
🌷 💠طبابت در جبهه 🔸كسی داشت بگوید من مریضم، همه ماشاءالله بودند. آن هم از آن فوق تخصص هایش! 🔹می ریختند سرشیكی فشار خونش را می گرفت، البته با دندان دیگری نبضش را بررسی می كرد، البته با ..همه بدنش رو می كندند، قیمه قیمه اش می كردند. 🔸بعد اظهار نظر می شد كه مثلا فشار خونش بالاست یا چربی خون دارد، آنوقت بود كه می پیچیدند. 🔹پتو را بیاورید. .. بیاندازید سرش، با مشت و لگد هر چه خوب مشت و مالش بدهید، بعد آب سرد بیاورید، یقه پیراهنش را باز كنید، به سرش می آوردند كه اگر رو به قبله هم بود صدای را در نیاورد 😁 ♡﴾ @roshangari312 ﴿♡ ┈┈••✾•🌻🍁🌻•✾••┈┈
🍀🌱! از_بے_حجابے_هاشکایٺ_میکند ࢪوز_محشࢪ_بࢪ_زنان_با_حجاب! حضࢪٺ_زهࢪا_شفاعٺ_میکند.🦋💙 ________🦋______________ https://eitaa.com/Modafeanechadoor🦋 ________🦋______________ 🌻چــادࢪانہ هــاے جـذاب🌻 های دخترونھ💥 های زیبا😉 🍀 😂 😅 😇 دلها⛅️ °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•° https://eitaa.com/Modafeanechadoor🦋 °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•° بــہ جمع ما ملـحق شوید🌙🌥 乂❤‿❤乂 乂❤‿❤乂
🌱 ↻♥️ بچـہ‌ها رو با شوخے بیـدار مےڪرد تا بخونن . . مثلا یڪی‌ رو بیـدار مےڪرد و مے‌گفت: « بابا پاشو من میخوام نمازشب بخونم، هیچ‌ڪس نیس نگام‌ڪنہ! » یا مے‌گفت : پاشو جون‌من، اسم سہ چھار تا مؤمن‌و بگو ،تو قنوت نمازشـبم ڪم آوردم! » 🌸✨ ☂ تــا شـــــ⏳ــهادت❤ ♡﴾ @roshangari312 ﴿♡ ┈┈••✾•🌻🍁🌻•✾••┈┈
😁💔 [🚍]بین تانڪر آب تا دستشویے فاصله بود. آفتابه را پر ڪرده بود و داشت مے دوید. صداے سوتے شنید و دراز کشید. آب ریخت روے زمین ولے از خمپاره خبرے نبود.  برگشت دوباره پرش ڪرد و باز صداے سوت و همان ماجرا. باز هم؛ داشت تڪرار مےڪرد ڪه یڪے فهمید ماجرا از چه قرار است. موقع دویدن باد مے پیچید تو لوله آفتابه سوت مےڪشید😂 🌸‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ♡﴾ @havaye_hossein ﴿♡ ┈┈••✾•🌻🍁🌻•✾••┈┈
•༒•|☘😁|•༒• ⇲😅✌️🏻⇱ 👌 یه بچه بسیجے بود خیلی اهل معنویت و دعا بود... برای خودش یه قبری ڪنده بود😍 شب ها مےرفت تا صبح با خدا راز و نیاز مےڪرد.😊 ما هم اهل شوخے بودیم یه شب مهتابـے سه، چهار نفر شدیم توی عقبه...😝 گفتیم بریم یه ڪمے باهاش شوخے ڪنیم‌! خلاصه قابلمه ی گردان را برداشتیم😂 با بچه ها رفتیم سراغش... پشت خاڪریز قبرش نشستیم اون بنده ی خدا هم داشت با یه شور و حال خاصے نافله ی شب مے خوند😍 دیگه عجیب رفته بود تو حال! 😉 ما به یڪے از دوستامون ڪه تن صدای بالایـے داشت، گفتیم داخل قابلمه برای این ڪه صدا توش بپیچه و به اصطلاح اڪو بشه، 😂 بگو: اقراء یهو دیدم بنده ی خدا تنش شروع ڪرد به لرزیدن و به شدت متحول شده بود و فڪر مےڪرد براش آیه نازل شده! دوست ما برای بار دوم و سوم هم گفت: اقراء بنده ی خدا با شور و حال و گریه گفت: چے بخونم ؟؟!!!😂 رفیق ما هم با همون صدای بلند و گیرا گفت : باباڪرم بخون 😂😂😂😂 شادی روح پاک شهدا صلوات♥️ اَللّهُمَ عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ الفَرَج والعافیَهِ والنَّصر✨ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ♡﴾ @havaye_hossein ﴿♡ ┈┈••✾•🌻🍁🌻•✾••┈┈
هدایت شده از  فࢪشٺگاݩـ زمینے
💚🦋بسم الله الرحمن الرحیم🦋💚 همین امروز، همین الان فرصت توئه با هر امکاناتی که داری از هرجایی که هستی شروع کن...🌸🌿 یه کــــــانــــــال عــــ😍ــــالیـــــ... پر از 🧕🏻 📝 😂😅 👩🏻‍🍳 🤩 🦋 📸 🎥 ✂️ 🖇 🎀 📚 🖼 📝 🌸✨ 📸🍂 و... 👑فرشتگان زمینی👑 https://eitaa.com/joinchat/646905980C2f4ee89180 🛑توجه توجه توجه🛑 برنامه حل کننده ی ریاضی در کانال فرشتگان زمینی😍و برنامه تم ساز😍 هردو سنجاق شدن پشت سر هم بدو عضو شو و دانود کن😱😱😱
😂🤣 😴😴 افرادی را دیده بودم که موقع نماز شب خواندن، محافظه کاری می کردند، تا مبادا دیگران بفهمند و ریا شود. آهسته می آمدند و آهسته می رفتند و یا اگر کسی متوجه می شد، با شوخی و کنایه مانع از لو رفتن قضیه می شدند. اما این یکی دیگر خیلی بی رودربایستی بود، شب که می شد، بالای سر بچه ها می ایستاد و می گفت: «زود باشید بخوابید، می خوام نماز شب بخوانم.»🤭😱 ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌حجاب . . ♡﴾ @havaye_hossein ﴿♡ ┈┈••✾•🌻🍁🌻•✾••┈┈♡