-نامه شماره سه به آقای هیچکس-
آقای هیچکس نمیدانی این روز ها چقدر سرگردانم. چقدر همه چیز دست در دست هم دادند که مرا به جنون بکشانند. تمام پروانه های درون قلبم انگاری یک به یک مورد حجوم منفیبافی ها سقوط میکنند و من غمبَرَک زده در گوشه ای تنها لاشه هایشان را میشمرم. پیچک در هم تنیدهای محکم دور مغزم را گرفته و نمیگذارد نور بر افکار حیرانم بتابد. چگونه بیانش که نه حتی درون همین سیاه نوشته به تو بگویم چه در من و بر من میگذرد. با کدام دلیل و منطق تمام اینها را در کنار یکدیگر بپذیرم که اما بگذار این گونه بگویم آخرش که چه؟
سرت را درد نیاورم؛ دیگر بساط حرف هایم را جمع میکنم، خداحافظ.
پینوشت: کاش زمان همینجا بایستد که همه چیز را از درون مغزم بیرون ریخته درون قفسه ها بچینم.
#ساکنِ_صفحه_سفید
#از_دفتر_هیام
-خانومِاِف-
قسمت5️⃣:شخصیتپردازی|بخش اول|
مقدمه:
در دنیاسازی، فضا و قوانین ممکن است قاب داستان را بسازند، اما شخصیتها (روح) آن قاباند.
داستان، در اصل، سفرِ شخصیت است؛ از وضع موجود تا وضع مطلوب یا سقوط.
شخصیتپردازی موفق یعنی خلق انسانهایی با منطق درونی، رفتار باورپذیر، و تأثیر معنادار بر جهان اطرافشان.
#مهندسیِ_قلم
مرا حالیست که توصیف نمیشود ، نگاهیست که جارینمیشود ، لبخندیست که روشن نمیشود و آغوشیست که دربرگرفته نمیشود .
مرا منیست که برای هیچ انسانی، خوانده نمیشود .
من که از دوری تو تار دلم میلرزد
تو هم اندازه من این همه دلتنگ شدی؟
#طیفِ_شعر
رقیبم شانه خواهد زد ولی آشفته خواهد ماند
که موهایت فقط عادت به انگشتان من دارند
#طیفِ_شعر
رفته هنوز هم نفسم جا نیامدست
عشقِ کنار وصل به ماها نیامدست
-حامد عسکری-
#طیفِ_شعر
راجع بهش دارم چایی میخورم.
(منظورم بلاییه که از جانب آموزش پرورش داره سرمون میاد☺️)