انتظار...!
از ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۲:۳۰ سر مرز مهران توقف میکنیم. خیلی خلوته. ماییم و دو کاروان دیگه. ولی باید انتظار بکشیم.
منتظر مُهر شدن پاسپورت،
منتظر همکاروانی،
منتظر اتوبوسی که تا کاظمین قراره ما رو ببره.
این انتظار سخت نیست.
چند ساعت آینده رو تصور میکنم. زیارت اهل بیت(ع) و خداروشکر میکنم که دوستدارشون هستم.
#سفرنامه
(پارت۳)
✍🏻مهدیه حیاتی
🚌| @hayati_text
خادم میگه: « عینی، زائرات، ممنوع تصویر📸🚫 »
ما هم میگیم :« اي، نعم 🙈»
کلمهگراف|مهدیهحیاتی👩🏻💻✍🏻
السلام علیک یا امامین کاظمین
اولین ساعت بعد از طلوع خورشید ساعت طلایی عکاسی به حساب میاد.
🌞نور خورشید شدید نیست، هوا هم تاریک نیست.
اگه میخواید عکس تمیزی داشته باشید این ساعت رو از دست ندید.
موقع صبحانه خوردن یه خانم عرب زبان کنارمون میشینه و عربی صحبت میکنه. ما چند نفریم و هرکدوم هرچی از عربی بلده در جواب سؤالاتش میدیم. خیلی دست و پا شکسته. میبینم که صحبتهاشون نتیجه نمیده و دست به کار میشم.
« کنت طالبة اللغة العربیه. اتعلمی هذه اللغة.» خوشحال میشه که صحبتش شنیده میشه. ادامه میده.
_ هذه الساعة لک؟
+نعم
_ بیش؟
+ غالیة.
یه طور خاصی به ساعت روی دستم اشاره میکنه و قیمت رو میپرسه. میخواد ازم بخره و بجاش بهم پول بده.
دوباره تکرار میکنم: غالیة! هدیة. اشتریت من مشهد!
ارزشمنده چون از مشهد گرفتمش.
اصرار میکنه. یه کلوچه بهش میدم.
بجز شُکراً، یه چیزای دیگه از عربیِ لهجه میگه و متوجه نمیشم!
با «الله یُخَلّیک» ازش خداحافظی میکنم و طلبکارانه از پیشمون میره!
#سفرنامه
(پارت ۴)
✍🏻مهدیه حیاتی
🚌| @hayati_text
نقشم به مترجم تغییر پیدا میکنه.
نفری که صف عقبی ما ایستاده به بغل دستیم میگه : « اِشوِيِه، اِشوِيِه... » نماز ظهر رو زودتر از امام خونده و اون خانم تذکر میده که آرومتر بخونه.
#کاظمین
📝| @hayati_text
زیارت حرم باصفای امامان هادی و حسن عسکری
#سامرا
🍃| @hayati_text
حدود ۶/ ۷ ساعت حضورمون در کاظمین هست و معنویت سرشاری رو تجربه میکنیم. نماز صبح، شروع حس خوبه و زیارت امامین کاظمین این معنویت رو تکمیل میکنه. لحظه های خوبی رقم میخوره و همین باعث میشه سخت از اونجا دل بکنیم. بعد از اقامهی نماز ظهر و صرف غذای حضرتی، باید سوار اتوبوس بشیم و کاظمین رو به مقصد سامرا ترک کنیم.
مدیر کاروان توضیحات مربوط به اسکانمون در حرم رو میده و « فی أمان الله»
استراحت کوتاهی میکنیم و حرم امامین عسکریین رو زیارت میکنیم. چند مزار در کنار همدیگه قرار دارن، مزار امام حسن عسکری (ع) ، خواهرشون بی بی حکیمه، نرجس خاتون و امام هادی (ع). تعداد زائران بالا نیست، خلوته، راحت دستمون به ضریح میرسه و دوست داریم خیلی بیشتر زیارت کنیم. بعد از اون به سرداب امام زمان(عج) یعنی مکانی که از نظرها غایب میشن میریم و از ته دل برای ظهور آقا دعا میکنیم.
«الله اکبر... » طنین اذان مسیر ما رو به سمت صحنی که نماز جماعت اقامه میشه هدایت میکنه. نماز، پر از آرامشه. سفر پر از حال مثبته.
#سفرنامه
(پارت ۵ )
✍🏻مهدیه حیاتی
🚌| @hayati_text