eitaa logo
کلمه‌گراف|مهدیه‌حیاتی👩🏻‍💻✍🏻
162 دنبال‌کننده
116 عکس
25 ویدیو
7 فایل
✍🏻نویسنده| روایت‌نویس، ادبی، روزنوشت 🎥👩🏻‍💻گرافیست| مشغول با نرم افزارهای گرافیکی و ادیت 🌿 @Hayati_r
مشاهده در ایتا
دانلود
طعم غذای حضرتی بهشتیه! 🍗 | @hayati_text
زیارت حرم باصفای امامان هادی و حسن عسکری 🍃| @hayati_text
ضریح امامین عسکریین (ع) 🍃| @hayati_text
حدود ۶/ ۷ ساعت حضورمون در کاظمین هست و معنویت سرشاری رو تجربه می‌کنیم‌. نماز صبح، شروع حس خوبه و زیارت امامین کاظمین این معنویت رو تکمیل می‌کنه. لحظه های خوبی رقم می‌خوره و همین باعث میشه سخت‌ از اونجا دل بکنیم. بعد از اقامه‌ی نماز ظهر و صرف غذای حضرتی، باید سوار اتوبوس بشیم و کاظمین رو به مقصد سامرا ترک کنیم. مدیر کاروان توضیحات مربوط به اسکانمون در حرم رو میده و « فی أمان الله» استراحت کوتاهی می‌کنیم و حرم امامین عسکریین رو زیارت می‌کنیم. چند مزار در کنار همدیگه قرار دارن، مزار امام حسن عسکری (ع) ، خواهرشون بی بی حکیمه، نرجس خاتون و امام هادی (ع). تعداد زائران بالا نیست، خلوته، راحت دستمون به ضریح میرسه و دوست داریم خیلی بیشتر زیارت کنیم. بعد از اون به سرداب امام زمان(عج) یعنی مکانی که از نظرها غایب میشن میریم و از ته دل برای ظهور آقا دعا می‌کنیم. «الله اکبر... » طنین اذان مسیر ما رو به سمت صحنی که نماز جماعت اقامه میشه هدایت می‌کنه. نماز، پر از آرامشه. سفر پر از حال مثبته. (پارت ۵ ) ✍🏻مهدیه حیاتی 🚌| @hayati_text
نُصَلی صَلاة ، نَأکُل فُطور و نَذهَب الی الکربلا 🚌| @hayati_text
حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) 📸| @hayati_text
کلمه‌گراف|مهدیه‌حیاتی👩🏻‍💻✍🏻
حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) 📸| @hayati_text
چقدر آشناست... همه‌جای این مکان. تازه اومده بودم؟ برای نماز صبح چند دقیقه از هم‌سفریم جدا شدم و دیگه پیداش نکردم تا ساعت ۸ صبح. شاید هفته پیش بود🤔 که بین الحرمین رو چندبار رفتم و اومدم تا پیداش کنم اما ندیدمش. اون موقع ناراحت شدم و دلم شکست. بعد از نماز بدون اینکه تو صف وایسم دستم به ضریح خورد و آنقدر پریشون بودم که نمی‌دونستم کجام و بعد نوشته‌های بالای ضریح رو خوندم و مزین بود به ابوالفضل العباس (ع) انگار همین دیروز بود. اما... نه... آبان ماه ۱۴۰۴ بود. برای تغییر حال و هوا و فراغت از روزمرگی و یکنواختی، هر آدمی به دغدغه نداشتن و فکر نکردن به دنیا نیاز داره. پارسال این حال رو تجربه کردم و امسال هم همینطور. هنوز اینجام. حرم ابوالفضل العباس(ع) و دعا می‌کنم دوباره زودتر بیام. (پارت ۶) ✍🏻مهدیه حیاتی 🚌| @hayati_text
پاوربانکه؛ بمب نیست!!
کلمه‌گراف|مهدیه‌حیاتی👩🏻‍💻✍🏻
پاوربانکه؛ بمب نیست!!
پاوربانکه، بمب نیست! از وقتی که توی جاده کربلا بودیم تا الآن توی کیفمه. موقع تفتیش خادم حرم امام حسین(ع) از دستم می‌گیره و منو یه گوشه می‌کشونه و صدبار دیگه هم کیفم رو می‌گرده. می‌خوام با ایما و اشاره بهش بگم من میتونم روی گوشیم تست کنم و گوشی رو بهش وصل کنم، اما اجازه نمیده. حس شخصی رو دارم که اشتباهی بهش جرم نسبت دادن ولی اون واقعا بی گناهه! نکنه نیاز باشه پاور بانک رو تحویل امانات بدم و بیست دقیقه دیگه توی صف بشدت شلوغ بمونم و هیچ به هیچ. دستم رو می‌گیره و پاور بانک هم دست خودشه و به سمت یکی از خادم های آقا می‌بره تا تستش کنه. خادم آقا یه نگاه میندازه و میده یه خادم دیگه. اون مهربونتره و میگه سریع بزارش تو کیفت و برو. خطر از بیخ گوشمون رد میشه. از یه مسیر فرعی وارد حرم میشیم. (پارت ۷) ✍🏻مهدیه حیاتی 🚌| @hayati_text
عالم همه در طواف عشق است و دایره‌دار این طواف، حسین (ع) است. شهید آوینی
شب جمعه است و کربلا در شلوغ‌ترین حالت ممکنه. از یک ساعت قبل به سرداب حضرت حجت میریم. عزاداری خانم‌ها با لحن سوزناک و زیبای عربی شنیدنیه. نماز مغرب و عشا رو به جماعت می‌خونیم و به سمت بازار میریم. قیمت‌ها اکثرا از ۵ دینار شروع می‌شه. هم سفری‌هام وسایلی که میخواستن میخرن و آخر مسیر با نوشیدن آب انارِ تازه حالمون جا میاد. دوباره برمیگردیم. بین الحرمین هستیم و یه‌دفعه روی سرمون شکلات پرت میشه. متوجه میشیم که یه خانم تازه بچه‌اش به دنیا اومده و به زائرا شیرینی میده. همینجور آدمه که از روی زمین و هوا شکلات برمی‌داره. کاممون‌ شیرین میشه. خوراکی‌هامون توی چمدون ها هستن و از امانات تحویل می‌گیریم. یه گوشه کنار کفشداری روی زمین می‌شینیم و خیلی ساده و بی ریا شام می‌خوریم. سه تامون دوباره به حرم میرن و سه تای دیگه برای استراحت به سرداب امام هادی(ع). (پارت ۸) ✍🏻مهدیه حیاتی 🚌| @hayati_text