|حسینزحمتکش
آنچه من پای به دست آوردن چشمت زدم،
قید دینم بود لامذهب! نمیفهمی چرا؟!
|امیرحسینثابتی
دلش را بردی اما کاش وقت دلبری کردن؛
برایش لااقل از شعر های من نمیگفتی!
دقیق یادم هست یک شب؛
شعری که برای من گفته بود را برای دیگرای خواند...
آهــ
چای ما را شبیه هم میکرد...
اصلا خندههاتونو دیدم کیف کردم
نگید اینو نگا با ۱۷ نفر ارسال بازخورد میذاره دیوونسهااا