دوصتت دارم عضیضم با ص صابون و «ضاد»
در میان عاشقانت یك نفر هم بی سواد ..
برایش شعر خواندم گوش کرد و بیتفاوت گفت
کتابش کن که بفروشی درآمد زاست اشعارت
این ماهیت عشق است ، فکرم شده چشمانت ؛
دست از سر من ای کاش ، چشمان تو بردارد : )
دلم یک بوسه می خواهد عزیزم ناز کمتر کن ؛
که آخر عاشقت را عشوه ات ، ناکام خواهد کرد .
مینویسم غزلی از تو که دنیای منی ؛
من که خود معنیِ شعرمُتو معنای منی.