eitaa logo
هیئت حضرت قمر منیر بنی هاشم عباس ابن علی علیه السلام
87 دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
8.6هزار ویدیو
19 فایل
هیئت حضرت عباس ابن علی علیه السلام به یادشهدا شهیدمجیدپیمبری شهیدعباس تریوه شهیدسیدمصطفی موسوی شهیدمحمد غلامی شهید فتحی شهیداصغرهدایت آزاد شهیدغلام هاشمخانی شهیدمحمدعلی بهرمند شهیدسررشته شهیدعلیرضا جعفرنواز شهیدمقصودصدری ودیگرشهداعزیز @heatabasali
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
گلزار شهدای کرمان بسته شد 🔹با همکاری نیروهای امنیتی کلیه زائران محل گلزار شهدا را ترک کرده‌اند. 🔹تا اطلاع ثانوی گلزار شهدای کرمان بسته است. هر اقدام مشکوکی را به نهاد‌های اطلاعاتی اطلاع دهید ✅ 👇 https://eitaa.com/joinchat/1273167872C3b5cc0b4b0
شب شهادت امام هادی علیه السلام سه شنبه ۱۴۰۲/۱۰/۱۹ بانی کربلایی: محمد رسولی ساعت شروع: ۲۱ منزل حاج محمد صالحی آدرس خیابان شهید مجید پیغمبری خیابان خدایار حسنی نبش کوچه شهیدان اخلاقی پلاک ۹۳
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهادت جمعی از هموطنان مان در گلزار شهدای کرمان را به خانواده های محترم شهدا، ملت عظیم الشان ایران و همه آزادگان جهان تسلیت می گویم  کانال جوانترین شهید مدافع حرم سید مصطفی موسوی @shahidmostafamousavi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از اخبار ویژه
👆شایعه‌پراکنی درباره انفجار تروریستی کرمان/ عامل انتحاری ۱۰ سال قبل را به جای تبعه افغان معرفی می‌کنند ♦️برخی حساب‌های ضد انقلاب با انتشار تصویر فردی که ۱۰‌ سال قبل و دقیقاً در خرداد ۱۳۹۲ در افغانستان به جرم اقدام به عملیات انتحاری دستگیر شده بود، وی را عامل انفجار تروریستی امروز کرمان معرفی می‌کنند و به دنبال تهییج افکار عمومی علیه مهاجرین افغانستانی برآمدند. ♦️این اقدام و دروغ بی‌پروا در حالی در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود که اولاً فرد مذکور تبعه پاکستان بوده و دوماً ۱۰ سال قبل قصد اقدام عملیات تروریستی را در افغانستان داشته که دستگیر شده است. کانال خبری در ایتا‌بپیوندید👇. https://eitaa.com/joinchat/4073259207Cd2916ef4d3
🌸 کرامات شهدا ابوریاض یکی از افسرای عراقی میگه: توی جبهه جنوب مشغول نبرد با ایران بودیم که دژبانی من رو خواست. فرمانده مان با دیدن من خبر کشته شدن پسرم رو بهم داد.خیلی ناراحت شدم. رفتم سردخانه ، کارت و پلاکش رو تحویل گرفتم. اونا رو چک کردم ، دیدم درسته. رفتم جسدش رو ببینم. کفن رو کنار زدم ، با تعجب توأم با خوشحالی گفتم: اشتباه شده ، اشتباه شده ، این فرزند من نیست افسر ارشدی که مأمور تحویل جسد بود گفت: این چه حرفیه می زنی؟ کارت و پلاک رو قبلا چک کردیم و صحت اونها بررسی شده. هر چی گفتم باور نکردند.کم کم نگران شدم با مقاومتم مشکلی برام پیش بیاد. من رو مجبور کردند که جسد را به بغداد انتقال بدم و دفنش کنم.به ناچار جسد رو برداشتم و به سمت بغداد حرکت کردم تا توی قبرستان شهرمون به خاک بسپارم. اما وقتی به کربلا رسیدم ، تصمیم گرفتم زحمت ادامه ی راه رو به خودم ندهم و اون جوون رو توی کربلا دفن کنم. چهره ی آرام و زیبای آن جوان که نمی دانستم کدام خانواده انتظار او را می کشید ، دلم را آتش زد. خونین و پر از زخم ، اما آرام و با شکوه آرمیده بود. او را در کربلا دفن کردم، فاتحه ای برایش خواندم و رفتم ... سال ها از آن قضیه گذشت.بعد از جنگ فهمیدم پسرم زنده است . اسیر شده بود و بعد از مدتی با اسرا آزاد شد. به محض بازگشتش ، ازش پرسیدم: چرا کارت و پلاکت رو به دیگری سپردی؟ وقتی داستان مربوط به کارت و پلاکش رو برایم تعریف کرد ، مو به تنم سیخ شد پسرم گفت: من رو یه جوون بسیجی ایرانی و خوش سیما اسیر کرد. با اصرار ازم خواست که کارت و پلاکم رو بهش بدم. حتی حاضر شد بهم پول هم بده. وقتی بهش دادم ، اصرار کرد که راضی باشم. بهش گفتم در صورتی راضی ام که بگی برای چی میخای. اون بسیجی گفت: من دو یا سه ساعت دیگه شهید میشم، قراره توی کربلا در جوار مولا و اربابم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام دفن بشم، می خوام با این کار مطمئن بشم که تا روز قیامت توی حریم بزرگترین عشقم خواهم آرمید... شهید آرزو میکنه کنار اربابش حسین دفن بشه اونوقت جاده ی آرزوهای من ختم میشه به...... شرمنده ام 📚منبع: کتاب حکایت فرزندان فاطمه 1 صفحه 54
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا