هدایت شده از khodam
🔶#داستان
مادر و مقامش❤️
❤️مبادا به مادرت بی احترامی کنی
هرچه از'دنیا و آخرت میخواهی از دعای خیر او بگیر.
شخصی به نام مهزم می گوید :
شبی بعد از اینکه از خدمت امام_صادق علیه السلام مرخص شدم ، به سمت منزلی که در مدینه گرفته بودم رفتم .
مادرم نیز همراه من بود .
گفتگویی میان من و او واقع شد .
با عصبانیت با او صحبت کردم .
فردا که شد بعد از نماز صبح خدمت حضرت رسیدم .
بدون هیچ ذهنیت قبلی ، امام صادق علیهالسلام فرمود :
ای مهزم ! چرا دیشب در سخن گفتن با مادرت خالده درشتی کردی ؟!😢
😳مگر نمی دانی شکم او منزلی بود که در آن مسکن داشتی و دامنش گهواره ای بود که همیشه در آنجا بودی ؟! و پستانش ظرفی بود که از آن میخوردی ؟!
عرض کردم : بله .
فرمود : پس دیگر با او درشتی نکن😔 .
📚بصائر الدرجات ، ج ۱ ، ص ۲۴۳
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
هدایت شده از khodam
حدیث_روز
تقویم_ روز
✍امام موسی کاظم علیهالسلام: همانا بدنهای شما را بهایی جز بهشت نیست. پس آنها را به غیر بهشت نفروشید.
📚تحف العقول ص383
⏳امروز پنجشنبه
۲۷ بهمن ماه ۱۴۰۱
۲۵ رجب ۱۴۴۴
۱۶ فوریه ۲۰۲۳
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
هدایت شده از khodam
🥩🍗🍖س꯭꯭ف꯭ر꯭ه ꯭م꯭ع꯭ا꯭꯭و꯭ی꯭ه🥩🍗🍖
🧀🥚🥓🥩🍗
🍖🥩🍞🍗🍖🧀🥚🥩🥓
♻️احنف بن قيس مى گويد:
روزى بـه دربار معاويه رفتم ، وقت نهار آن قدر طعام گرم ، سرد، ترش و شيرين پيش من آوردند كه تعجّب كردم .آنگاه طعام ديگرى آوردند كه آنرا نشناختم پرسيدم : اين چه طعامى است ؟معاويه جواب داد
ايـن طـعـام از روده هـاى مـرغـابى تهيّه شده آنرا با مغز گوسفند آميخته و با روغن پسته سرخ كرده و شكر نِيشكر در آن ريخته اند احنف بن قيس مى گويد:در اينجا بى اختيار گريه ام گرفت و گريستم…
معاويه با شگفتى پرسيد: علّت گريه ات چيست ؟
گفتم : به ياد على بن ابيطالب عليه السّلام افتادم ، روزى در خانه او بودم ، وقت طعام رسيد
فرمود : ميهمان من باش
آنگاه سفره اى مُهر و مُوم شده آوردند.گفتم : در اين سفره چيست ؟فرمود: آرد جو (سويق شعير )گفتم : آيا مى ترسيد از آن بردارند يانمى خواهيد كسى از آن بخورد فـرمـود: نـه ، هـيـچ كدام از اينها نيست ، بلكه مى ترسم حسن وحسين عليهماالسلام بر آن روغنی بريزند…
گفتم : يا اميرالمؤمنين مگر اين كار حرام است اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود:
نه ، بلكه بر امامان حق لازم است در طعام مانند مردمان عاجز و ضعيف باشند تا فقر باعث طغيان فقرا نگردد… هـر وقـت فـقـر بـه آنـها فشار آورد بگويند: بر ما چه باك ، سفره اميرالمؤ منين نيز مانند ماست.
مـعـاويـه گـفـت : اى احـنـف مـردى را يـاد كـردى كـه فضـيـلت او قابل انكار نيست.
منبع:اصل الشّيعه و اصُولُها ص65
#شهادت_امام_موسی_کاظم
#امام_زمان
#سدرةالمنتهی ↙️↙️↙️
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
هدایت شده از khodam
ع ح:
*من حدیث زیاد دیدم از امام کاظم...امااااااا یه نقلی هست از ایشون که دقیقش فراموشم شده.*
*هر وقت بهش فکر میکنم، جگررررم میسوزه.*
*امام کاظم، از ائمه ای بودن که زندانی شون میکردن هر چند وقتی یکبار...*
*ولی اواخر عمرشون، به مدت ۵تا ۷سال مدااااوما اسیر بودن.*
*یه باز زندان، یه زندان معمولیه، خب آدم خیلی دلش نمیگیره...*
*اون هفته استاد رفیعی تو حرم امام رضا میگفت مدل زندانی که امام داخلش بودن، مطامیر بوده.*
*مطامیر جائیه که غله نگه میداشتن*
*ظلمات محض بوده...*
*خب...حالا هم سطح زمین؟*
*نه*😭😭😭
*مثلا ۳۰متر زیر زمین...یه گودال پر از پله بوده که تا ۲۰متریش، پله*
*بوده...ده متر اخرش پله نبوده*
*نردبون میذاشتن زندونی رو منتقل*
*میکردن داخل سیاه چال، بعد نردبون رو بر میداشتن که نتونه بیاد بالا*😭😭😭
*فقط همین؟*
*نه*😭😭😭
*ته این سیاه چال، اون مطامیر بوده...که مثل یه خمره بوده که تهش فراخ بوده و بالاش تنگ*
*نه میتونستن بخوابن، نه وایسن*😭😭😭
*۷ساااااال...*
*همین؟؟؟*
*نه*😭😭😭😭
*امام رو، ته اون سیاه چال زندونی کردن در حالیکه غل و زنجیرِ جامعه به دست و پاشون بوده*😭😭😭
*دستور داده بودن که این غل و زنجیر رو، جوش بدن که باز نشه*😭😭😭
*ای خداااااااااااااااااااااااااا*😭😭😭😭
*عجب صبری داری که با بهترین و محبوب ترین بندگانت اینجوری رفتار میکردن*😭😭
*کاظمین هوا گرمه*😭😭😭
*طی ۷سال، این غل و زنجیر، به بدن امام....*😭😭😭😭
*السلامُ علی مُعَذّب فی قَعرِ السُّجون...*
*سلام خدا بر اون کسی که در ته زندااااان ها، عذابش میکردن...*
*ادامه ی سلام اومده ذِي السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُيُودِ*
*مرضوض، توی عربی، به استخون له شده و خورده شده میگن*😭😭😭
*استخون شکسته نه...له شده...*😭😭😭
*این واژه یِ رَض، توی مقتل ۳تا از ۱۴معصوم وارد شده...*
*یکیش حضرت زهرا*😭😭😭
*یکیش امام کاظم*😭😭😭
*یکیشم، امام حسین*😭😭😭
*صلی الله علیک یا اباعبدالله*
*همه اینا رو گفتم برسم به این روایت از امام...*
*یه روز که امام داخل زندون بودن، به مسیب، میگن: من دیگه عمری نمیکنم...*
*دلم برا رضام تنگ شده*😭
*میرم مدینه!!!*
*مسیب میگه آقااااااااااااا...شما با این غل و زنجیر...کجا میخواید برید؟ اگه مامور زندان بفهمه، بیشتر اذیتتون میکنه*😔
*میبینه امام با دستای مبارکشون باز میکنن غل و زنجیر رو...دیوار شکافته میشه...*
*میرن و بعد یه مدت، بر میگردن و تو این زمان، مسیب مداااام به این فکر میکرده که اگه مامور زندان بیاد، چی میشه؟!!*
*امام برمیگردن و شکاف دیوار بسته میشه*
*بعد مسیب میگه آقا...شما که میتونید ازینجا برید بیرون، خب چراااا اینجا موندین؟*
*دقیقِ عبارت رو یادم نیست...*
*شنیدم که امام میگن من، از طرف خدا، بینِ تحمل این زندانِ مطامیر و سختی هاش وووووووو کم شدن رنجِ شیعیانم مختار شدم!!!*
*یعنی یه چیزی تو این مایه ها که خدا گفته زندون رو تحمل میکنید یا رنجِ شیعیانتون رو؟*
*و امام گفتن زندون رو*😭😭😭😭
*و بواسطه ی تحملِ زندان، خدا یه بخشی از رنج و عذاب شیعیان رو برداشتن ازشون...*
*اینجاست که تو زیارت جامعه کبیره خطاب به همه ی ائمه اومده:*
*عااااااادتکم الاحسان...و سجیتکم الکرم...*
*اصلا خوبی کردن و بزرگوااااری تو خووووووووووونِ این خاااااندانه...*
✅ *أین الرجبیون*👇👇
✅ *نشر این پیام صدقه جاریه است"*
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
هدایت شده از khodam
@ostad_shojaeامام زمان 073.mp3
زمان:
حجم:
5.5M
هر روز در #راديو_انتظار یک فایل کوتاه صوتی بسیار زیبا از #استاد_شجاعی با موضوع امام زمان(عج)
استماع این فایل های صوتی را به شما پیشنهاد می کنیم... بسیار زیبا هستند
فایل صوتی شماره ۷۳
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#با_قرآن_شروع_کنیم ☀️روزمان را
💖 امروزهمنعمتخداست 💖
💖 قــــدرش را بـــدانــیــم 💖
☀️صفحهامروز:۱۹_سورهبقره آیه۱۲۰تا۱۲۶
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
#حدیث_قرآنی
❤️
عنایت ویژه و توجّه خاصّ پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم به حفظ قرآن، باعث شد که گروه زیادی از اصحاب، حتّی بعضی از زنان نیز در زمان حیات آن حضرت قرآن را حفظ کنند.
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
هدایت شده از امیری
@Elteja / اِلتجا18-Tasharof-Hasan ebne mosle.mp3
زمان:
حجم:
8.9M
▫️صاحب زمین و زمان فرمود: "به مردم بگویید به این مکان رغبت ورزند و در آن نماز بخوانند که هرکس در این مسجد نماز بخواند انگار در خانه کعبه نماز خوانده است."
#داستان_تشرف
#مسجد_مقدس_جمکران
▪️ قصههای مهدوی👇
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
هدایت شده از khodam
ع ح:
حسین دارابی:
🔴 جعفر پلنگ و غذای حضرتی
آقای راست نجات، معاون مهمانسرای حرم مطهر امام رضا علیه السلام، ماه گذشته در شب میلاد حضرت امام محمدالجواد علیه السلام این داستان جالب رو نقل کردن:
زمانی که معاون امداد حرم امام رضا علیه السلام بودم، وظیفه داشتیم، غذاهای باقیمانده مهمانسرا را آخر وقت به مناطق ضعیف و حاشیه شهر مشهد برده و بین فقرا توزیع کنیم. شبی با خادم مسجد آخر بلوار توس، تماس گرفته و به او گفتم: امشب قرار است که فلان مقدار غذای مشخص، به منطقه شما آورده و توزیع کنیم و آماده همکاری با ما باش.
نیمه های شب به آن مسجد که رسیدیم ، با جمعیت فراوانی که درب مسجد منتظر بودند مواجه شدیم 🙄 بطوری که امکان توزیع غذا را بخاطر ازدحام شدید و ترس از تلف شدن تعدادی از مردم، نداشتیم! خادم مسجد را صدا کردیم که چرا اینقدر شلوغ است؟! گفت : حواسم نبود و در بلندگو📣 اعلام کردم : امشب قرار است غذای متبرک از حرم امام رضا علیه السلام بیاورند و اینگونه شلوغ شد و کاری از دستم بر نمی آید🙄
تصمیم به برگشت داشتیم که ناگاه در گوشه ای کنار دیوار، دختر بچه ای کوچک با کفش های پلاستیکی، نظرم را به خود جلب کرد و از وضعیت حال و روزش ترحمی به دلم افتاد و همانجا در دلم، از خود امام رضا علیه السلام خواستم: آقا جان🤲خودت راه حلی ارائه بده که بتونیم غذاها را بدون مشکل تقسیم کنیم و این مردم که با امید و احتیاج به اینجا آمدند، دست خالی برنگردند که ناگهان انگار هزار نفر درونم فریاد زدند : از خادم محله بپرسم لات این محله کیه؟!🤔 از خادم مسجد پرسیدم : لات این محله کیه و با تعجب پرسید برای چی؟!!! گفتم کارش دارم. گفت: اسمش جعفر پلنگه
گفتم بگو بیاد و زنگش زد که تا نیم ساعت دیگه میرسم ومنتظرش موندیم.
جعفر با ظاهری خالکوبی شده و پیراهن یقه باز و سوار موتور اومد و سلام کرد که فرمایش: گفتم ما از حرم امام رضا علیه السلام اومدیم و غذای متبرک آوردیم و نمیدونیم چطور تقسیم کنیم که مردم اذیت نشن و از شما میخواهیم در این کار کمکمون کنی😥 جعفر با کمال میل گفت : نوکر خادمهای امام رضا علیه السلام هستم وچشم.
به بقیه خدام گفتم ماشین غذا رو تحویل جعفر بدین و بهش کمک کنید تا غذاهارو تقسیم کنه. جعفر مردم را کنار دیوار به صف کرد و به هر خانواده ای بنا به مصلحت و شناختی که خودش به آنها داشت ، غذاها را تقسیم کرد و گفتم چهارتا غذاهم بهخودش و خانواده ش بدهید. بعد از اتمام کار ، به من گفت: آقای راست نجات شماره تلفنت را به من میدهید؟ همکاران با اشاره گفتند اینکارو نکن و برات دردسر درست میکنه و....
اما با کمال میل به او شماره را دادم و رفتیم.
ابتدای هفته بود که با من تماس گرفت که جعفر پلنگ هستم و کاری با شما دارم و به دفتر کاری م در حرم آمد!
آنجا به من گفت: من هم خادم زوار امام رضا علیه السلام هستم و بنده با تعجب گفتم: بله؟!!!😲گفت : منم روزهای پنج شنبه میام حرم امام رضا علیه السلام و در صحن ها میچرخم و مهرهای اطراف دیوارها را جمع آوری و سرجاهایشان میذارم و برمیگردم و به همین مقدار خودم را خادم حضرت میدانم و اتفاقا همان روز در راه برگشتم به درب مهمانسرا رسیدم و به امام رضا علیه السلام در دلم گفتم : میشه امروز غذای متبرکی از حرمتون برای خواهر بیمارم ببرم؟! وقتی به خادم درب مهمانسرا گفتم با تندی به من گفت: آقا برو کنار بایست و مزاحم نشو!😔
وقتی نا امید شدم و خواستمبه خانه برگردم، پشت سرم، آن خادم به همکارش گفت مواظبش باشید جیب مردم رو نزند!!!😞 هنگامی که این را شنیدم به او گفتم : خدایا توبه، من جیب بر نیستم و دلم شکست و تا بست نواب گریه میکردم و به امام رضا علیه السلام گفتم دیگه سرکشیکم نمیام و خداحافظ😢
که ناگهان گوشی م زنگ خورد که خادمهای حرم امام رضا علیه السلام در مسجد محله منتظرت هستند وبا ترس و لرز که من جیب بری نکردم و چه زود گزارش دادند و احضارم کردند
پیش شما اومدم😕
حالا آمده ام بگویم: امام رضا علیه السلام چقدر مهربونه😭یک غذا میخواستم ولی به من یک ماشین غذا داد و بجای یکی،چهارتا غذا برای خانواده م بردم😇
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
🔅ذلك الكتب لا ريب فيه هدى للمتقين (بقره۲)
🔅این کتاب مایه هدایت پرهیزگاران است
💎سوال:
چرا هدايت قرآن ويژه پرهيزگاران است؟
مسلما قرآن براى هدايت همه جهانيان نازل شده ، ولى چرا در آيه فوق هدايت قرآن مخصوص پرهيزكاران معرفى گرديده ؟
💎پاسخ:
علت آن اين است كه تا مرحله اى از تقوا در وجود انسان نباشد (یعنی مرحله تسليم در مقابل حق و پذيريش آنچه هماهنگ با عقل و فطرت است ) محال است انسان از هدايت كتابهاى آسمانى و دعوت انبياء بهره بگيرد.
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487