📆 امروز پنجشنبه
☀️ ۲۷ بهمن ۱۴۰۱ هجرے شمسے
🌙 ۲۵ رجب ۱۴۴۴ هجرے قمرے
🎄 ۱۶ فوریه ۲۰۲۳ میلادے
🌺 ذکر امروز ۱۰۰ مرتبه:
☘️«لا اِلهَ اِلّا اللهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ الْمُبین»
🌸«نیست خدایی جز الله فرمانروای حق و آشکار»
☀️ رویدادهای مهم امروز در تقویم خورشیدی:
🔹سرپرسی سایکس در رأس یک هیئت نظامی انگلیس و هندی وارد بندرعباس شد.(1294ش)
🔸فرمان انتخابات دوره ششم مجلس از طرف رضاشاه صادر گردید. طی فرمان مزبور شاه از دولت خواست تا موجبات اجرای قانون ثبت املاک، قانون مدنی، قانون مرور زمان و قانون جزای عمومی را فراهم نماید (1304ش)
🔹داور وزیر عدلیه لایحه اختیارات خود را به مجلس تقدیم نمود. این لایحه فی المجلس به تصویب رسید. به موجب قانون مزبور داور مجاز شد قوانین و تشکیلات عدلیه را اصلاح کند (1305ش)
🔸قوام نخست وزیر شخصاً ریاست ژاندارمری را عهده دار شد.(1324ش)
🔹سید محمد صادق طباطبائی و برادرش سید عبدالمهدی طباطبائی کتابخانه شخصی خودشان را که جمعاً 3144 جلد کتاب بود را به کتابخانه مجلس شورای ملی اهدا نمودند از کتب مزبور 1438 مجلد خطی و بسیار نفیس بود (1325ش)
🔸رحلت فقیه و فیلسوف بزرگ آیتاللَّه "شیخ عبدالحسین رشتی" (1332ش)
🔹در ساعت 20:45، مراسمی در شیراز با حضور جمعیتی حدود 2 هزار نفر و سخنرانی آقای سید عبدالحسین دستغیب در مسجد جامع برگزار شد.(1356ش)
🔸محاکمه و صدور حکم تعدادی از جنایتکاران رژیم پهلوی در دادگاه انقلاب اسلامی (1357ش)
🔹تیرباران ارتشبد "نعمت اللَّه نصیری" رییس سابق ساواک (1357ش)
🔸شهادت شهید احمد اسکندری (1361ش)
🔹شهادت شهید محمد شیرزادی (1362ش)
🔸آغاز عملیات پیروزی بخش والفجر ۵ (1362ش)
🌙 رویدادهای مهم امروز در تقویم هجری قمری:
◾️شهادت امام موسی کاظم(علیه السلام) در زندان هارون الرشید خلیفهی ستمکار عباسی (183ق)
🔸درگذشت شاه نعمت اللَّه ولی از اولیاء بزرگ و صاحبْ طریقتِ شیعه (830ق)
🔹شهادت آیتاللَّه شیخ عبدالکریم عیدگاهی شهیدی (۷ خرداد ۱۲۹۵ش) (1334ق)
🔸تاسیس حوزه علمیه قم توسط عبدالکریم حائری (۳ فروردین ۱۳۰۱ش) (1340ق)
🔹رحلت آیتالله محمدجواد صافی گلپایگانی (۱۵ بهمن ۱۳۳۷ش) (1387ق)
🔸شهادت مهدی شاه آبادی (۶ اردیبهشت ۱۳۶۳ش) (1404ق)
🔹درگذشت عباسعلی اسلامی (۱۶ فروردین ۱۳۶۵ش) (1406ق)
🔸ارتحال عالم ربانی و فقیه بزرگوار شیعه آیتاللَّه ابوالفضل خوانساری نجفی (۲۱ مهر ۱۳۸۰ش) (1422ق)
🎄 رویدادهای مهم امروز در تقویم میلادی:
🔹تأسیس کتابخانه بزرگ "هاروارد" بزرگترین کتابخانه دانشگاهی جهان توسط جان هاروارد (1638م)
🔸روز ملی و سالروز تأسیس کشور "لیتوانی" (1918م)
🔹آغاز استفاده از "حق وتو" در سازمان ملل متحد توسط نماینده شوروی ؛ این حق تنها منحصر به پنج عضو دائمی این شورا یعنی امریکا، روسیه، انگلستان، فرانسه و چین است!(1946م)
🔸شهادت "شیخ راغب حرب"، روحانی مبارز ضد صهیونیستی (1984م)
🔹شهادت "سید عباس موسوی" دبیر کل حزباللَّه لبنان (1992م)
🌐https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
هدایت شده از khodam
🔶#داستان
مادر و مقامش❤️
❤️مبادا به مادرت بی احترامی کنی
هرچه از'دنیا و آخرت میخواهی از دعای خیر او بگیر.
شخصی به نام مهزم می گوید :
شبی بعد از اینکه از خدمت امام_صادق علیه السلام مرخص شدم ، به سمت منزلی که در مدینه گرفته بودم رفتم .
مادرم نیز همراه من بود .
گفتگویی میان من و او واقع شد .
با عصبانیت با او صحبت کردم .
فردا که شد بعد از نماز صبح خدمت حضرت رسیدم .
بدون هیچ ذهنیت قبلی ، امام صادق علیهالسلام فرمود :
ای مهزم ! چرا دیشب در سخن گفتن با مادرت خالده درشتی کردی ؟!😢
😳مگر نمی دانی شکم او منزلی بود که در آن مسکن داشتی و دامنش گهواره ای بود که همیشه در آنجا بودی ؟! و پستانش ظرفی بود که از آن میخوردی ؟!
عرض کردم : بله .
فرمود : پس دیگر با او درشتی نکن😔 .
📚بصائر الدرجات ، ج ۱ ، ص ۲۴۳
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
هدایت شده از khodam
حدیث_روز
تقویم_ روز
✍امام موسی کاظم علیهالسلام: همانا بدنهای شما را بهایی جز بهشت نیست. پس آنها را به غیر بهشت نفروشید.
📚تحف العقول ص383
⏳امروز پنجشنبه
۲۷ بهمن ماه ۱۴۰۱
۲۵ رجب ۱۴۴۴
۱۶ فوریه ۲۰۲۳
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
هدایت شده از khodam
🥩🍗🍖س꯭꯭ف꯭ر꯭ه ꯭م꯭ع꯭ا꯭꯭و꯭ی꯭ه🥩🍗🍖
🧀🥚🥓🥩🍗
🍖🥩🍞🍗🍖🧀🥚🥩🥓
♻️احنف بن قيس مى گويد:
روزى بـه دربار معاويه رفتم ، وقت نهار آن قدر طعام گرم ، سرد، ترش و شيرين پيش من آوردند كه تعجّب كردم .آنگاه طعام ديگرى آوردند كه آنرا نشناختم پرسيدم : اين چه طعامى است ؟معاويه جواب داد
ايـن طـعـام از روده هـاى مـرغـابى تهيّه شده آنرا با مغز گوسفند آميخته و با روغن پسته سرخ كرده و شكر نِيشكر در آن ريخته اند احنف بن قيس مى گويد:در اينجا بى اختيار گريه ام گرفت و گريستم…
معاويه با شگفتى پرسيد: علّت گريه ات چيست ؟
گفتم : به ياد على بن ابيطالب عليه السّلام افتادم ، روزى در خانه او بودم ، وقت طعام رسيد
فرمود : ميهمان من باش
آنگاه سفره اى مُهر و مُوم شده آوردند.گفتم : در اين سفره چيست ؟فرمود: آرد جو (سويق شعير )گفتم : آيا مى ترسيد از آن بردارند يانمى خواهيد كسى از آن بخورد فـرمـود: نـه ، هـيـچ كدام از اينها نيست ، بلكه مى ترسم حسن وحسين عليهماالسلام بر آن روغنی بريزند…
گفتم : يا اميرالمؤمنين مگر اين كار حرام است اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود:
نه ، بلكه بر امامان حق لازم است در طعام مانند مردمان عاجز و ضعيف باشند تا فقر باعث طغيان فقرا نگردد… هـر وقـت فـقـر بـه آنـها فشار آورد بگويند: بر ما چه باك ، سفره اميرالمؤ منين نيز مانند ماست.
مـعـاويـه گـفـت : اى احـنـف مـردى را يـاد كـردى كـه فضـيـلت او قابل انكار نيست.
منبع:اصل الشّيعه و اصُولُها ص65
#شهادت_امام_موسی_کاظم
#امام_زمان
#سدرةالمنتهی ↙️↙️↙️
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
هدایت شده از khodam
ع ح:
*من حدیث زیاد دیدم از امام کاظم...امااااااا یه نقلی هست از ایشون که دقیقش فراموشم شده.*
*هر وقت بهش فکر میکنم، جگررررم میسوزه.*
*امام کاظم، از ائمه ای بودن که زندانی شون میکردن هر چند وقتی یکبار...*
*ولی اواخر عمرشون، به مدت ۵تا ۷سال مدااااوما اسیر بودن.*
*یه باز زندان، یه زندان معمولیه، خب آدم خیلی دلش نمیگیره...*
*اون هفته استاد رفیعی تو حرم امام رضا میگفت مدل زندانی که امام داخلش بودن، مطامیر بوده.*
*مطامیر جائیه که غله نگه میداشتن*
*ظلمات محض بوده...*
*خب...حالا هم سطح زمین؟*
*نه*😭😭😭
*مثلا ۳۰متر زیر زمین...یه گودال پر از پله بوده که تا ۲۰متریش، پله*
*بوده...ده متر اخرش پله نبوده*
*نردبون میذاشتن زندونی رو منتقل*
*میکردن داخل سیاه چال، بعد نردبون رو بر میداشتن که نتونه بیاد بالا*😭😭😭
*فقط همین؟*
*نه*😭😭😭
*ته این سیاه چال، اون مطامیر بوده...که مثل یه خمره بوده که تهش فراخ بوده و بالاش تنگ*
*نه میتونستن بخوابن، نه وایسن*😭😭😭
*۷ساااااال...*
*همین؟؟؟*
*نه*😭😭😭😭
*امام رو، ته اون سیاه چال زندونی کردن در حالیکه غل و زنجیرِ جامعه به دست و پاشون بوده*😭😭😭
*دستور داده بودن که این غل و زنجیر رو، جوش بدن که باز نشه*😭😭😭
*ای خداااااااااااااااااااااااااا*😭😭😭😭
*عجب صبری داری که با بهترین و محبوب ترین بندگانت اینجوری رفتار میکردن*😭😭
*کاظمین هوا گرمه*😭😭😭
*طی ۷سال، این غل و زنجیر، به بدن امام....*😭😭😭😭
*السلامُ علی مُعَذّب فی قَعرِ السُّجون...*
*سلام خدا بر اون کسی که در ته زندااااان ها، عذابش میکردن...*
*ادامه ی سلام اومده ذِي السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُيُودِ*
*مرضوض، توی عربی، به استخون له شده و خورده شده میگن*😭😭😭
*استخون شکسته نه...له شده...*😭😭😭
*این واژه یِ رَض، توی مقتل ۳تا از ۱۴معصوم وارد شده...*
*یکیش حضرت زهرا*😭😭😭
*یکیش امام کاظم*😭😭😭
*یکیشم، امام حسین*😭😭😭
*صلی الله علیک یا اباعبدالله*
*همه اینا رو گفتم برسم به این روایت از امام...*
*یه روز که امام داخل زندون بودن، به مسیب، میگن: من دیگه عمری نمیکنم...*
*دلم برا رضام تنگ شده*😭
*میرم مدینه!!!*
*مسیب میگه آقااااااااااااا...شما با این غل و زنجیر...کجا میخواید برید؟ اگه مامور زندان بفهمه، بیشتر اذیتتون میکنه*😔
*میبینه امام با دستای مبارکشون باز میکنن غل و زنجیر رو...دیوار شکافته میشه...*
*میرن و بعد یه مدت، بر میگردن و تو این زمان، مسیب مداااام به این فکر میکرده که اگه مامور زندان بیاد، چی میشه؟!!*
*امام برمیگردن و شکاف دیوار بسته میشه*
*بعد مسیب میگه آقا...شما که میتونید ازینجا برید بیرون، خب چراااا اینجا موندین؟*
*دقیقِ عبارت رو یادم نیست...*
*شنیدم که امام میگن من، از طرف خدا، بینِ تحمل این زندانِ مطامیر و سختی هاش وووووووو کم شدن رنجِ شیعیانم مختار شدم!!!*
*یعنی یه چیزی تو این مایه ها که خدا گفته زندون رو تحمل میکنید یا رنجِ شیعیانتون رو؟*
*و امام گفتن زندون رو*😭😭😭😭
*و بواسطه ی تحملِ زندان، خدا یه بخشی از رنج و عذاب شیعیان رو برداشتن ازشون...*
*اینجاست که تو زیارت جامعه کبیره خطاب به همه ی ائمه اومده:*
*عااااااادتکم الاحسان...و سجیتکم الکرم...*
*اصلا خوبی کردن و بزرگوااااری تو خووووووووووونِ این خاااااندانه...*
✅ *أین الرجبیون*👇👇
✅ *نشر این پیام صدقه جاریه است"*
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
هدایت شده از khodam
@ostad_shojaeامام زمان 073.mp3
زمان:
حجم:
5.5M
هر روز در #راديو_انتظار یک فایل کوتاه صوتی بسیار زیبا از #استاد_شجاعی با موضوع امام زمان(عج)
استماع این فایل های صوتی را به شما پیشنهاد می کنیم... بسیار زیبا هستند
فایل صوتی شماره ۷۳
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
هدایت شده از امیری
@Elteja / اِلتجا18-Tasharof-Hasan ebne mosle.mp3
زمان:
حجم:
8.9M
▫️صاحب زمین و زمان فرمود: "به مردم بگویید به این مکان رغبت ورزند و در آن نماز بخوانند که هرکس در این مسجد نماز بخواند انگار در خانه کعبه نماز خوانده است."
#داستان_تشرف
#مسجد_مقدس_جمکران
▪️ قصههای مهدوی👇
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487
هدایت شده از khodam
ع ح:
حسین دارابی:
🔴 جعفر پلنگ و غذای حضرتی
آقای راست نجات، معاون مهمانسرای حرم مطهر امام رضا علیه السلام، ماه گذشته در شب میلاد حضرت امام محمدالجواد علیه السلام این داستان جالب رو نقل کردن:
زمانی که معاون امداد حرم امام رضا علیه السلام بودم، وظیفه داشتیم، غذاهای باقیمانده مهمانسرا را آخر وقت به مناطق ضعیف و حاشیه شهر مشهد برده و بین فقرا توزیع کنیم. شبی با خادم مسجد آخر بلوار توس، تماس گرفته و به او گفتم: امشب قرار است که فلان مقدار غذای مشخص، به منطقه شما آورده و توزیع کنیم و آماده همکاری با ما باش.
نیمه های شب به آن مسجد که رسیدیم ، با جمعیت فراوانی که درب مسجد منتظر بودند مواجه شدیم 🙄 بطوری که امکان توزیع غذا را بخاطر ازدحام شدید و ترس از تلف شدن تعدادی از مردم، نداشتیم! خادم مسجد را صدا کردیم که چرا اینقدر شلوغ است؟! گفت : حواسم نبود و در بلندگو📣 اعلام کردم : امشب قرار است غذای متبرک از حرم امام رضا علیه السلام بیاورند و اینگونه شلوغ شد و کاری از دستم بر نمی آید🙄
تصمیم به برگشت داشتیم که ناگاه در گوشه ای کنار دیوار، دختر بچه ای کوچک با کفش های پلاستیکی، نظرم را به خود جلب کرد و از وضعیت حال و روزش ترحمی به دلم افتاد و همانجا در دلم، از خود امام رضا علیه السلام خواستم: آقا جان🤲خودت راه حلی ارائه بده که بتونیم غذاها را بدون مشکل تقسیم کنیم و این مردم که با امید و احتیاج به اینجا آمدند، دست خالی برنگردند که ناگهان انگار هزار نفر درونم فریاد زدند : از خادم محله بپرسم لات این محله کیه؟!🤔 از خادم مسجد پرسیدم : لات این محله کیه و با تعجب پرسید برای چی؟!!! گفتم کارش دارم. گفت: اسمش جعفر پلنگه
گفتم بگو بیاد و زنگش زد که تا نیم ساعت دیگه میرسم ومنتظرش موندیم.
جعفر با ظاهری خالکوبی شده و پیراهن یقه باز و سوار موتور اومد و سلام کرد که فرمایش: گفتم ما از حرم امام رضا علیه السلام اومدیم و غذای متبرک آوردیم و نمیدونیم چطور تقسیم کنیم که مردم اذیت نشن و از شما میخواهیم در این کار کمکمون کنی😥 جعفر با کمال میل گفت : نوکر خادمهای امام رضا علیه السلام هستم وچشم.
به بقیه خدام گفتم ماشین غذا رو تحویل جعفر بدین و بهش کمک کنید تا غذاهارو تقسیم کنه. جعفر مردم را کنار دیوار به صف کرد و به هر خانواده ای بنا به مصلحت و شناختی که خودش به آنها داشت ، غذاها را تقسیم کرد و گفتم چهارتا غذاهم بهخودش و خانواده ش بدهید. بعد از اتمام کار ، به من گفت: آقای راست نجات شماره تلفنت را به من میدهید؟ همکاران با اشاره گفتند اینکارو نکن و برات دردسر درست میکنه و....
اما با کمال میل به او شماره را دادم و رفتیم.
ابتدای هفته بود که با من تماس گرفت که جعفر پلنگ هستم و کاری با شما دارم و به دفتر کاری م در حرم آمد!
آنجا به من گفت: من هم خادم زوار امام رضا علیه السلام هستم و بنده با تعجب گفتم: بله؟!!!😲گفت : منم روزهای پنج شنبه میام حرم امام رضا علیه السلام و در صحن ها میچرخم و مهرهای اطراف دیوارها را جمع آوری و سرجاهایشان میذارم و برمیگردم و به همین مقدار خودم را خادم حضرت میدانم و اتفاقا همان روز در راه برگشتم به درب مهمانسرا رسیدم و به امام رضا علیه السلام در دلم گفتم : میشه امروز غذای متبرکی از حرمتون برای خواهر بیمارم ببرم؟! وقتی به خادم درب مهمانسرا گفتم با تندی به من گفت: آقا برو کنار بایست و مزاحم نشو!😔
وقتی نا امید شدم و خواستمبه خانه برگردم، پشت سرم، آن خادم به همکارش گفت مواظبش باشید جیب مردم رو نزند!!!😞 هنگامی که این را شنیدم به او گفتم : خدایا توبه، من جیب بر نیستم و دلم شکست و تا بست نواب گریه میکردم و به امام رضا علیه السلام گفتم دیگه سرکشیکم نمیام و خداحافظ😢
که ناگهان گوشی م زنگ خورد که خادمهای حرم امام رضا علیه السلام در مسجد محله منتظرت هستند وبا ترس و لرز که من جیب بری نکردم و چه زود گزارش دادند و احضارم کردند
پیش شما اومدم😕
حالا آمده ام بگویم: امام رضا علیه السلام چقدر مهربونه😭یک غذا میخواستم ولی به من یک ماشین غذا داد و بجای یکی،چهارتا غذا برای خانواده م بردم😇
https://eitaa.com/joinchat/139002092C26dba5d487