eitaa logo
°• نَفسِ طَیِّب•°
176 دنبال‌کننده
153 عکس
24 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
⁉️تا حالا به این فکر کردی چقدر به خدا چشم میگی؟!⁉️ ⬅️ما بنده ها واسه هر چیزی از خدا دلیل میخوایم، درصورتی که او خدای ماست و ما در جایگاه بندگی، باید چشم گفتن رو یاد بگیریم... @hejab_110
🔆رعایت حجاب نوعی تعبد ،اطاعت و الزام عملی به به حساب می آید و از بهره های مادی و معنوی زیادی بر خوردار است. @hejab_110
🔅 رهبر معظم انقلاب: زرمندان و زورمندان و زیر دست هایشان همیشه مایل بودند تا حجاب بین زن و مرد از بین برود ؛ که ✔️این برای زندگی جامعه مضر ✔️برای عفت جامعه زیانبار ✔️و برای خانواده از همه چیز بدتر است. @hejab_110
💟با حجاب هم میشه افتخار آفرین بود. @hejab_110
8.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 استاد قرائتی با آرایشت دل شوهر یکی رو بردی، خدا هم قول داده که ذو انتقامه.... یه زن دیگه دل شوهرتو میبره‼️ @hejab_110
📣 رهبر معظم انقلاب: اسلام برای زن حجاب را معین کرده است. خود این حجاب یکی از وسایل امنیت است. با حجاب زنِ مسلمان، هم خود زن مسلمان امنیت پیدا می‌کند هم مردان مسلمان... @hejab_110
↩️تو سرگرم میشوی، من آزار میبینم↪️ تاثیر حجاب بر امنیت اجتماعی زنان از نظر جسمی و روانی غیر قابل انکار است. @hejab_110
〽️قضاوت با شما... زنانی که به خاطر ظاهر مورد آزار قرار گرفته اند؛ اگر زیبایی هایشان پوشیده میشد چقدر این اذیت ها کاهش می یافت؟⁉️ @hejab_110
✔️حجاب وقار است، ✔️متانت است، ✔️ارزش گذاری زن است، ✔️سنگین شدن کفه ی آبرو و احترام اوست. 🌱 رهبر معظم انقلاب 🌱 @hejab_110
°• نَفسِ طَیِّب•°
#داستانک_قسمت_اول ❣دگرگونی دختر نوجوان در خانواده خیلی معمولی بزرگ شدم؛ یعنی نگاهم به اعتقادات و
دگرگونی دختر نوجوان سال آخر تحصیلم برای ارائه رزومه و صحبت‌کردن برای شروع کار در یک شرکت بین‌المللی که صادر‌کننده یک محصول ویژه و تنهاکارخانه بزرگ از نوع خودش در ایران بود، به تهران رفتم و قرار بر این شد که بعد از تعطیلات عید، برای کارهای نهایی به آنجا مراجعه کنم. برنامه‌ام این بود که پنج سال در شرکت فعالیت کنم، تا زبانم قوی شود و بعد برای ادامه تحصیل، به خارج بروم. اوایل اسفندماه یک شب هرچقدر سعی کردم، بخوابم نتوانستم. علاوه بر بی‌خوابی، حال عجیبی داشتم. یک بغض بی‌علت توی گلویم بود. به ذهنم رسید بلند شوم، وضو بگیرم و نماز بخوانم. ساعت حدود 5/2 نیمه‌شب بود. وقتی سر سجاده قرار گرفتم، بی‌علت شروع به گریه کردم. در آن لحظات، انگار فاصله‌ام با خدا خیلی کم شده بود. تنها مسئله، گفت‌وگوی من و خدا در آن لحظه حجابم بود؛ چون در آن زمان و در آن موقعیت، حس کردم حجاب، تنها چیزی بود که خلاف دستور دین ترک می‌کردم. احساسم این بود که خدا دارد حجت را بر من تمام می‌کند. با خودم می‌گفتم: «تا کی می‌خواهی ادامه بدهی، هنوز نمی‌خواهی باحجاب بشوی؟» من فقط اشک می‌ریختم. صبح که از خواب بیدار شدم، احساس کردم دیگر نمی‌توانم بدون حجاب از خانه بیرون بروم. به همین جهت، با چادر به مؤسسه رفتم و عصر که می‌خواستم برگردم، با چادر برگشتم. چند روز بعد، اعلام کردم که من از تعطیلات عید با چهره متفاوتی بیرون می‌آیم. اوایل فکر می‌کردم که اتفاق خاصی نیفتاده و فقط چادر سرم آمده است؛ فکر می‌کردم هنوز می‌توانم همان آدم سابق باشم، هر مجلسی بروم و هر حرفی بزنم؛ اما دیدم نه این‌جوری نیست؛ تغییر ظاهرم، فقط گوشه­ای از تحول عظیم درونم بود؛ آن‌قدر عظیم که تمام جزئیات زندگی تا بزرگ‌ترین اهداف مرا تحت تأثیر قرار داد. حالا هدف‌های بلندتری دارم و افق‌های بزرگ‌تری را می­دیدم. اهداف قبلی برایم بزرگی‌اش را از دست داده، اولویت‌هایم تغییر کرده بود؛ مثلاً آن شغل را کنار گذاشتم. اصلاً روی تمام برنامه‌هایی که چیده بودم، یک خط کشیدم و از اوّل برنامه ریختم. البته یک سفر راهیان نور نیز رفتم که بسیار برایم مؤثر بود. @hejab_110
وقتی دیگران زودتر از ما ارزش حجاب را می‌فهمند و قدر میدانند... @hejab_110
وقتی دیگران زودتر از ما ارزش حجاب را می‌فهمند @hejab_110