🔹يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا
🔸اى اهل ايمان! خدا را بسيار ياد كنيد
🔸O you who have faith! Remember Allah with frequent remembrance
#قرآن
🆔️ @hekayat_kadei
﷽
🍃| غیب ندانستن
✍ قضاوت غیر منصفانه یکی از آفتهای بزرگ تشکیلات است که به سرعت میتواند لطمه ها و صدمات جبران ناپذیری به ارتباط میان افراد و سرعت و مسیر حرکت تشکیلات وارد نماید.
بسیار مهم است که در صورت وجود یک رذیله اخلاقی از فردی درون تشکیلات، رویکرد ما اصلاحی باشد یا تخریبی.
📚 #حکایات؛ داستان های کوتاهی به قدمت تاریخ هستند، که رسالت شان انتقال پیام های مدیریتی و تشکیلاتی #عبرت آموز است.
🔝ویژه مدیران و مسئولین👋😉
#حکایات #اخلاق
🆔️ @hekayat_kadei
🍃 | ابرهای سیاه ⛈🌧
🔝راوی: حسین بن موسی
از شما چه پنهان شک داشتم. نه به شخص امام رضا علیه السلام ؛ نه!... فقط باورم نمی شد که واقعا امامان معصوم، بتوانند قبل از اتفاقات از همه چیز اطلاع داشته باشند.😳✋
آن روز صبح به همراه امام رضا علیه السلام از مدینه خارج شدیم. در راه فکر کردم که چقدر خوب می شد اگر می توانستم امام را آزمایش کنم.
در همین فکرها بودم که امام پرسیدند: «حسین!... چیزی همراه داری که از باران در امان بمانی؟!»
فکر کردم که امام با من شوخی می کند، اما به صورتش که نگاه کردم، اثری از شوخی ندیدم. با تردید گفتم: «فرمودید باران؟! امروز که حتی یک لکّه ابر هم در آسمان نیست...».
هنوز حرفم تمام نشده بود که با قطره ای باران که روی صورتم نشست، مات و مبهوت ماندم. سرم را که بالا گرفتم، زبانم بند آمد...
ابرهای سیاه از گوشه و کنار آسمان به طرف ما می آمدند و جایی درست بالای سرِ ما، درهم می پیچیدند. بعد از چند لحظه آن قدر باران شدید شد که مجبور شدیم به شهر برگردیم.
#دهه_کرامت #امام_رضا
🆔️ @hekayat_kade
🍃 | مهمان دوستی امام علیه السلام 🫂
🔝راوی: یکی از نزدیکان امام رضا جان
مرد گفت: «سفر سختی بود. یک ماه طول کشید».
امام رضا علیه السلام فرمودند: «خوش آمدی!»
«ببخشید که دیروقت رسیدم. بی پناه بودن مرا مجبورکرد که دراین وقت شب، مزاحم شما شوم».
امام لبخندی زدند و فرمودند: «با ما تعارف نکن! ما خانواده ای میهمان دوست هستیم».
در این هنگام روغن چراغ گردسوز فرونشست و شعله اش آرام آرام کم نور شد. میهمان دست برد تا روغن در چراغ بریزد، اما امام دست او را آرام برگرداند و خود، مخزن چراغ را پر کرد. مرد گفت: «شرمنده ام! کاش این قدر شما را به زحمت نمی انداختم».
امام در حالی که با تکه پارچه ای، روغن را از دستش پاک می کرد.. فرمودند: «ما خانواده ای نیستیم که میهمان را به زحمت بیندازیم».
#دهه_کرامت #امام_رضا
🆔️ @hekayat_kade
16.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺صحبت های بامزه استاد قرائتی در حرم #امام_رضا سلام الله علیه 😁
همدیگرو ببخشیم✋
#دهه_کرامت #امام_رضا
🆔️ @hekayat_kade
🍃|" قدمگاه نیشابور"🦶🦶
🔝چشمه ای که حضرت بازسازی نمودند
حضرت رضا (علیه السلام) در نیشابور به محله ای رفتند، در آنجا حمامی وجود داشت و چشمه آبی بود، ولی آب آن اندک بود.
حضرت همانجا اقامت کردند و تصمیم به بازسازی و پاکسازی آن چشمه گرفتند
✨ اشخاصی را که چاه بودند طلبیدند و آنها به دستور آن حضرت به لای روبی و بازسازی چشمه پرداختند، آب آن چشمه زیاد شد💦💧
آنگاه حضرت رضا (علیه السلام) دستور دادند در بیرون پله آن چشمه آب به آن حوض ریخت، حضرت رضا (علیه السلام) به میان حوض رفتند و غسل کردند و سپس در پشت آن حوض نماز خواندن و همین برنامه، برای مردم سنت گردید، می آمدند در آن حوض غسل می کردند و سپس در پشت آن نماز می خواندند و دعای می کردند تا خداوند نیازهایشان را بر آورد، و بر نعمتهایشان نسبت به آنها بیفزاید
🔝 این برنامه تا کنون، از یادگارهای حضرت امام رضا (علیه السلام) بین شیعیان باقی مانده است و آن چشمه به چشمه کهلان معروف است.
#دهه_کرامت #امام_رضا
🆔️ @hekayat_kade