اینجوری بگم که من یه کتابی دارم از اول مثلا زندگی انسان و درباره خدا داره تا غدیر خم و قسمتی هم درباره امام زمان(عج) حتی داستان هایی که اکثرا نمیدونن رو داره و من هرسال چندروز مونده به عید غدیر این کتاب رو میخونم (70 صفحه هست)
داستان درباره حارث بن نعمان فهری که کسی بود که به پیامبر (ص) و امام علی علیه السلام حسادت میکرد و اتفاقی که افتاد براش هست
𝐇𝐞𝐥𝐥𝐚 𝐬𝐡𝐨𝐩
داستان درباره حارث بن نعمان فهری که کسی بود که به پیامبر (ص) و امام علی علیه السلام حسادت میکرد و ا
از اول به پیامبر و اهل بیتش حسادت میکرد،حتی موقعه ای که پیامبر (ص) دست امیرالمومنین(ع) رو بالا گرفتن حارث از حسودی میگفت:خودش بس نبود اهل بیتش را هم اضافه کرد😒
وقتی از زن تا مرد داشتن با امام علی(ع)بیعت میکردند(حتی حضرت زهرا هم بیعت کرد✨) همین حارث که از منافقا بود نتونست این عظمت رو برای امام علی علیه السلام و پیامبر تاب بیاره اومد داخل خیمه ای که امام علی علیه السلام بیعت میکردند داد زد و گفت:من زیر بار ولایت علی نمیروم. نمی شود که هم نبوت از بنی هاشم باشد و هم امامت😒😡(دلتم بخوادد)
رفته پیش پیامبر(ص) و گفت:ای رسول خدا! تو به ما دستور دادی شهادت به یگانگی خدا و رسالت تو بدهیم که دادیم،سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی و ما پذیرفتیم. اما با اینها راضی نشدی. 😡🔪
𝐇𝐞𝐥𝐥𝐚 𝐬𝐡𝐨𝐩
وقتی از زن تا مرد داشتن با امام علی(ع)بیعت میکردند(حتی حضرت زهرا هم بیعت کرد✨) همین حارث که از مناف
حسین طاهریمولا همیشه مولاست.mp3
زمان:
حجم:
4M
وقتی این تیکه از داستان رو میخونم خطاب به حارث یاد این تیکه میوفتم: 2:23
حارث آخرین ساعت های روز سوم با 12 نفر از اصحابش نزد پیامبر رفت و به ایشان اعتراض کرد 🤧😡
گفت:راضی نشدی تا اینکه این جوان را به جانشینی خود منصوب کردی(میخواستی پس تورو بگه 😶)،و گفتی:من کنت مولا فعلی مولاه✨، آیا این سخنی است از خود یا از سوی خدا؟! (معلومه از طرف خدا هست😶)